از بيماري «دوقطبي» نترسيم
بيماري دوقطبي از اختلالات روانپزشکي است که در آن عمدتا وجه غالب بيماري مربوط به اختلال در هيجانات و احساسات فرد ميشود و ساير علائم بيماري؛ از جمله اختلال در خواب، اشتها و يا تفکر، در پي اختلالات هيجاني بروز ميکند. همانطور که از نام آن فهميده ميشود، در اين بيماري دو حالت، دو وضعيت بحران رواني يا دو مرحله بيماري وجود دارد؛ قطب شيدايي يا مانيا و قطب افسردگي يا دپرسيون. بيماري دوقطبي يکي از بيماريهاي روانپزشکي است که معمولا به مدت طولاني ادامه دارد و مانند بسياري از بيماريهاي ديگر جسماني انسان که معمولا مزمن و طولاني مدت هستند، از اختلالات طولاني مدت انسان است. معمولا سن شروع بيماري بيشتر بين 35-25 سالگي است. اين به اين منظور نيست که فقط در اين سنين ديده ميشود، بلکه در سنين کودکي و حتي سالمندي نيز ممکن است براي بار اول ديده شود، اما بيشتر اوقات در محدوده سني بين 35-25 سالگي شروع ميشود. شايد اولين واکنش بيمار و نيز وابستگان نزديک بيمار در مواجه با اين بيماري ترس، نگراني و وحشت از داشتن چنين بيماري در خود و يا در يکي از عزيزان نزديک وي باشد. در اکثر موارد اين ترس و نگراني منجر به انکار بيماري بهخصوص پس از بهبودي و سپريشدن حالت حاد بيماري ميشود؛ اما انکار بيماري مانع از کنترل صحيح آن خواهد شد. جمال شمس، روانپزشک و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيدبهشتي در پاسخ به اين پرسش که «بيماران دوقطبي چه ويژگيهايي داشته و چه تفاوتي با بيماران دچار افسردگي دارند؟»، اظهارکرد: ويژگي بيماران دوقطبي تغييرات خلق آنهاست که در برخي فازهاي بيماري دچار افسردگي و در برخي فازها دچار شيدايي ميشوند؛ يعني حالتي برعکس افسردگي پيدا ميکنند؛ اين افراد در اين حالت بسيار سرحال، پرانرژي و شاد هستند و احساس قدرت فراواني ميکنند.
روان، مسئول هيجانات ماست
وي اضافه کرد: ما در روانپزشکي چند دسته بيماري داريم؛ چراکه روان مسئول هيجانات، تفکر و رفتار ماست و اين سه حوزه روان انسان را شکل ميدهند. در بحث هيجان، اختلالاتي که رخ ميدهند متعدد است؛ مانند افسردگي و دوقطبي؛ بهطوريکه در افسردگي شخصي که دچار اين بيماري ميشود در دورههايي دچار خلق پايين شده و اين شخص از نظر خلقي در حد پايين بوده، خواب، انرژي و اشتهاي اين فرد کم ميشود؛ ضمن اينکه از نظر شناختي هم سرعت پردازش اطلاعات، تمرکز و توجه فرد نيز تحتتاثير قرار گرفته و کاهش مييابد. اين روانپزشک تصريح کرد: در بيماري دوقطبي علاوه بر اين دورهها که اتفاق ميافتد، دورههايي نيز اتفاق ميافتد که برعکس اين علائم است؛ مانند اينکه خُلق فرد بالا ميرود، بسيار شاد بوده و کمخواب ميشود. چنين افرادي احساس قدرت زيادي کرده و ميل جنسي زيادي دارند و دست به کارهاي مختلف و عجيبي ميزنند که اگر اين علائم بسيار شديد شود، دوره شيدايي تشديد خواهد شد. شمس با بيان اينکه اين افراد ممکن است تحريکپذير و عصباني شوند، خاطرنشان کرد: گاهي در فضايمجازي مشاهده ميکنيم که آقا يا خانمي با سر و وضع نامناسب در خيابان حرکت ميکند و حرفهاي عجيب زده و دادوبيداد ميکند که معمولا اين افراد دوقطبي بوده و در فاز مانيا قرار دارند. وي متذکر شد: از نظر علت در بيماريها، ژنتيک نقش مهمي دارد و در واقع علت اين بيماريها، تعاملي است که بين عوامل محيطي و بيولوژيک وجود دارد. از عوامل بيولوژيک مهمترين علت ژنتيک است؛ ضمن اينکه صدمات دوره جنيني، مصرف موادمخدر و واردشدن ضربه به سر جنين نيز در ايجاد بيماري موثر هستند. اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيدبهشتي با اشاره به عوامل محيطي مانند استرس و فشارهاي رواني و تاثير زياد آنها در کنار عوامل بيولوژيک در ايجاد اين بيماري، ابراز داشت: شخص ميتواند بدون تاثير عوامل بيولوژيک و ژنتيک نيز به اين بيماري دچار شود و فقط در مواجهه با علائم محيطي مانند استرس اين علائم ظهور کرده و فرد را مبتلا کند. شمس افزود: اگر فرد عوامل بيولوژيک مثل ژنتيک را نداشته باشد، شانس ابتلا بسيار کمتر ميشود؛ در نتيجه اگر پدر و مادري دچار بيماري افسردگي يا دوقطبي هستند، اينطور نيست که حتما فرزندانشان هم دچار اين بيماري شوند، بلکه شانس افرادي که والدين آنها اين بيماري را دارند، از افرادي که والدين آنها چنين بيماري را ندارند، در ابتلا به بيماري دوقطبي بيشتر است. شمس تصريح کرد: از نظر درمان، بيماريهاي روان از جمله افسردگي و دوقطبي قابل کنترل هستند. در پزشکي فقط بيماريهاي عفوني هستند که علاج داشته و ريشهکن ميشوند و بقيه بيماريها کنترل ميشوند.
اين بيماري قابل درمان است
وي خاطرنشان کرد: دوقطبي يک بيماري شديد مانند تشنج، بيماري فشارخون و ديابت است؛ يعني علائم شخص مبتلا به اين بيماري با مصرف داروهاي تثبيتکننده خلق کنترل شده و دارو تجويز ميشود تا خلق اين بيمار که دچار نوسان شده، به شکل نرمال و ثابت در آيد. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي در پاسخ به اين پرسش که «آيا بيماري دو قطبي درمان قطعي دارد؟»، گفت: ما يک علاج و يک درمان داريم؛ درمان يعني کنترل بيماري؛ مانند تمام بيماريهاي بشر، بهغير از بيماريهاي عفوني، اين بيماري نيز قابل درمان و کنترل است. اين روانپزشک در پاسخ به اين پرسش که «آيا افراد مبتلا به بيماري دوقطبي ميتوانند ازدواج کنند؟»، افزود: ازدواج يک استرس مثبت است؛ ضمن اينکه ازدواج حق طبيعي همه انسانهاست و نميتوانيم فردي را از اين حق طبيعي محروم کنيم، اما يکسري مسائل مربوط به اين بيماران هست که خانوادهها بايد آنها را در نظر بگيرند. اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي با تاکيد بر اينکه ازدواج درمان هيچ بيماري نيست، گفت: متاسفانه برخي خانوادهها ميگويند دختر يا پسرمان ازدواج کنند تا بيماري آنها کنترل شود، اما بايد گفت اصلا اينطور نيست و ازدواج درمان هيچ بيماري نبوده؛ ضمن اينکه ازدواج يک استرس است. شمس در توضيح چگونگي ايجاد استرس در زمان ازدواج افراد، يادآور شد: اينکه ميگوييم ازدواج يک استرس است؛ يعني تغيير شرايط؛ چراکه وقتي فردي مجرد است، مسئوليت خاصي ندارد، اما وقتي فرد ازدواج ميکند، چه مرد و يا زن، مسئوليت پذيرفته و بايد خود را با اين شرايط منطبق کند؛ بنابراين با يک فشار رواني روبهرو ميشود؛ هرچند که اين فشار مثبت است.