بستن
کد خبر: ۱۰۰۳۲۹۶

آقای رئیس‌جمهور بعدی

آقای رئیس‌جمهور بعدی
محمد فاضلی استاد دانشگاه

آقاي رئيس‌جمهور بعدي، در قسمت‌هاي قبلي 9 نکته را خدمت شما نوشتم. نکته دهم اين است: مرغ، مرغدار و سياست مرغداري خيلي با هم فرق دارند. توضيح که بدهم متوجه مي‌شويد که داستان خيلي ساده و در عين حال پيچيده است. سادگي مسأله اين است که «اگر کسي مرغ خوبي باشد، مرغدار خوبي نيست؛ و اگر کسي مرغدار خيلي خوبي باشد، الزاما نمي‌تواند سياستگذار مرغداري در کشور باشد.» پيچيدگي‌اش از آن‌جا ناشي مي‌شود که شما و خيلي از آدم‌هاي ديگر، اين ‌را درخصوص نسبت مرغ، مرغدار و سياستگذار مرغداري شايد راحت قبول کنيد، اما کار به عرصه‌هاي ديگر که مي‌رسد به راحتي نمي‌پذيريد. فردي ممکن است پزشک يا جراح بسيار مبرز و متبحري باشد، اما اين بدان معنا نيست که او سياستگذار خوبي هم براي بهداشت و درمان است. بهداشت و درمان، عرصه‌اي بسيار فراخ‌تر و عظيم‌تر از پزشکي است. اقتصاد بهداشت و درمان، بيمه‌ها، صنعت تجهيزات پزشکي، سياست دارويي، سياست علم و فناوري، ملاحظات اجتماعي و سياسي پزشکي، عدالت در بهداشت و درمان، و ... هم جزئي از سياستگذاري سلامت، بهداشت و درمان هستند. کسي ممکن است مهندس بسيار خوب در حوزه برق يا آب باشد، اما او الزاما نمي‌تواند سياستگذار خوب آب يا انرژي هم باشد. اين مسأله را مي‌تواني به حوزه حتي نظامي - امنيتي هم گسترش بدهي. يک ژنرال يا افسر خوب نظامي يا امنيتي، الزاما سياستگذار خوبي براي امور دفاعي يا امنيتي نيست. مسأله از تمايز بين تخصص/ متخصص بودن، و سياست/سياستگذار بودن برمي‌خيزد. تخصص مي‌تواند تک‌رشته‌اي و متمرکز باشد، اما سياست (Policy) و سياستگذاري ذاتاً امري ميان‌بخشي و ميان‌رشته‌اي است. من در يکي از يادداشت‌هاي بعدي درباره ميان‌بخش‌ها و امر ميان‌بخشي خواهم نوشت، اما فعلاً به ياد داشته باش آن افرادي که دور خودت به اسم وزير، معاون، رئيس سازمان الف و ب جمع مي‌کني، ممکن است در رشته خودشان متخصص باشند، اما هيچ چيز از سياستگذاري، ميان‌بخش، امور ميان‌بخشي و منطق سياستگذاري ندانند. آن‌ها ممکن است مرغ‌ها يا مرغدارهاي خوبي باشند، اما به درد سياستگذاري يا ارزيابي سياست نمي‌خورند. من بعداً بيشتر درباره جايگاه خود شما در نسبت بين تخصص، سياست و سياستگذار خواهم نوشت، اما فعلاً يادتان باشد که خود شما هم نبايد به هيچ نوع تخصص‌ات در زمينه چيزي مباهات کني. شأن شما، هماهنگ‌کننده سياستگذاري است نه متخصص يک يا چند عرصه خاص. آدم‌هايي را که انتخاب مي‌کنيد نه بر اساس تخصص رشته‌اي‌شان، بلکه بر اساس فهم و مهارت‌شان در سياستگذاري عمومي، ظرفيت هماهنگ‌سازي، قدرت رهبري کردن سياستگذاري و اجرا و بسيج نيروهاي سازماني و قابليت فهميدن و پيش بردن سياست‌ها،‌ برنامه‌ها و کنش‌هاي ميان‌رشته‌اي انتخاب و ارزيابي کنيد. اگر نتوانيد متخصص‌ها را به خوبي در جاي خودشان استفاده کنيد و آن‌ها را در چرخه سياستگذاري عمومي در همان‌جايي که بايد باشند به‌کار بگيريد، بيچاره خواهيد شد. شما نبايد سرنوشت مملکت و خودت را دست مرغ‌ها يا مرغدارها بسپاري، به سياستگذار مرغداري نياز داري، اما اين به معناي بي‌نياز بودن از مرغ‌ها و مرغدارها نيست. مرغي براي داشتن و مرغداري براي نگه داشتن مرغ‌ها لازم است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی