در روزها و هفتههاي اخير ادبيات تند مقامات مختلف عربستان را در مسائل متفاوت از جمله در مباحث مربوط به مسائل هستهاي جمهوري اسلامي ايران ديديم و شنيديم. درباره چرايي ترس يا نگراني و اضطراب حاکم بر سران رياض برخي صاحبنظران به مسائل داخلي و برخي ديگر تحولات خارجي جهان بهويژه تاثير انتخابات آمريکا بر اين کشور را دليل اصلي تحولات اينچنيني ميدانند. برخي نيز براين باورند که ماه عسل رياض و واشنگتن، که با ادبيات و نگاههاي خاص ترامپ به نمايندگي از جمهوريخواهان بود، به اتمام رسيده و عربستان در آستانه تغيير و تحول در کاخ سفيد بايد خود را آماده تغييرات اساسي کند. در چنين فضايي شايد اين سوال پيش آيد که رياض مگر چه کرده که اينچنين از تغيير حکومت در آمريگا نگران و هراسان است و حتي در اقدامي پيشدستانه روز گذشته روابط خود با قطر را به آشتي کشانيد و در تلاش براي ارتقاي روابط خود با ترکيه، عراق و برخي کشورهاي ديگر است. به نظر مي رسد دستکم سه اتفاق مهم در روابط آمريکا و عربستان در دوران جديد ( به قدرت رسيدن جو بايدن) است که ميتواند مبناي تحولات آتي قرار گيرد و سنگبناي اين سه موضوع ميتواند چشمانداز روابط دو کشور را تداعي کند: 1 - پروند قتل خاشقچي با تمامي حواشي و مسائل آن، چنان بر دموکراتها تاثيرگذار بوده که نهتنها نميتوانند آن را از مخيله خود بيرون کنند بلکه تاکيد بر پيگيري موضوع تا حصول نتيجه دارند. 2 - پرونده تحولات حقوق بشري در عربستان نيز تابعي از روابط حاکم بر دو طرف است که بهطور حتم در دورات حاکميت دموکراتها ميتواند جزو اولويتهاي آنان قرار گيرد و حتي مبنايي براي همکاري، امتيازات، قراردادها و بدهبستانهاي بعدي باشد.3 - جنگ نابرابر عليه يمن که تاکنون نتايجي براي ائتلاف سعودي نداشته ولي آثار آن بر جامعه جهاني، بهگونهاي که ميتواند دستاويز ارتباطات واشنگتن با رياض باشد و حاکمان کاخ سفيد با ورود به اين موضوع بر رياض فشار بياورند. سخن آخر اينکه همه تلاشها، رايزنيها و ابتکار عملهاي حاکمان سعودي يک اقدام پيشدستانه براي تحمل فشار احتمالي واشنگتن بر اين کشور و داشتن راهکاري جايگزين براي حفظ تاج و تختي است که بهدليل اختلافات عميق داخلي شکننده به نظر ميرسد و شايد فشار بيروني فروريختن آن را تسهيل کند.