آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: کارشناسان بازار سرمايه بر اين باورند، بازار در مقطع کنوني ارزنده است و ميتوان روزهاي روشنتري را براي بورس متصور شد. به عبارت دقيقتر شرايط ساير بازارهاي مالي و رکود حاکم بر آنها منجر شده تا بازار سهام بيش از هر محل ديگري مستعد رشد و آماده جمعآوري نقدينگي باشد. از طرفي دولت و مسئولان بايد از مواردي که ميتواند شرايط بازار را متشنج کند دوري کنند و با ايجاد يک برنامهريزي دقيق و منسجم شرايطي مهيا شود تا سهامداران بتوانند با تحليل و تفکر، نسبت به خريد و فروش سهام اقدام کنند. در همين خصوص همايون دارابي، تحليلگر ارشد بازار سرمايه، گفتوگويي را با «آرمانملي» انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
در مقطع فعلي شرايط بازار سرمايه را چطور ارزيابي ميکنيد و به زعم شما تا پايان سال بازار سهام چه سمت و سويي را دنبال خواهد کرد؟
در حال حاضر شرايط خوبي بر بازار حاکم است و با تحولات سياسي مثبتي که در چند وقت اخير اتفاق افتاد، نقدينگي مسير بازار سهام را در پيش گرفت و اين بازار عملا به يکي از گزينههاي خوب سرمايهگذاري تبديل شد. به عقيده من جدا از نوسانات موقتي و تنشهاي سياسي که در روزهاي باقيمانده از دولت ترامپ اتفاقي ميافتد، دورنماي بازار سرمايه در درازمدت با رشد همراه خواهد بود. اين در حالي است که شهادت دکتر فخريزاده شوکي را به بازار وارد کرد و به تبع آن براي زمان کوتاهي، جنبه احتياط در بازار حاکم شد. به هر جهت انتظار ميرود بازارهاي موازي همچون سکه، دلار و خودرو در بلندمدت با رکود نسبي همراه باشند و شانس عمده براي جذب منابع مالي و سرمايهگذاري بين بانک و بورس است. به عبارت دقيقتر بازار سرمايه بايد خود را براي يک دوره ميانمدت و تا يکي دو سال براي جذب منابع آماده و از آن استفاده کند و اگر تمام اين موارد با يک وضعيت با ثبات سياسي همراه شود، بازار سهام ميتواند بهترين مکان براي سرمايهگذاري قلمداد شود. البته ما در حين پا گذاشتن به قرن جديد هستيم و مباحث بودجه سال آتي بسيار مهم است و بايد مسائل مربوط به بازار سرمايه جدي گرفته شود. افزون بر آن بايد موضوعات مهم ديگر همچون خصوصيسازي و قيمتگذاري دستوري که اکنون يکي از آفات بزرگ بورس محسوب ميشود حل و فصل شود، چراکه ميبينيم اين امر در بحث فولاد، خودرو و لبنيات، آزاردهنده است و عاملي است تا سرمايهگذاران دلسرد شوند، يعني انتظاري که معاملهگران براي بازدهي دارند اتفاق نميافتد. به همين خاطر لازم است تا بازار سهام از اين آفات دور نگه داشته شود و بتوان در سه ماه آخر سال کارنامه قابل قبولي در حمايت از بنگاهها و بخش خدمات ارائه داد. به واقع ما نيازمند آن هستيم که توليد بيشتر و رشد اقتصادي بالاتري داشته باشيم. اميدواريم بازار سرمايه بهعنوان يکي از منابع اصلي تخصيص داراييها بتواند، منابع مردمي را جمعآوري و به طرف بنگاهها حمايت کند. همچنين عرضههاي اوليه افزايش يابد و دولت شرکتهاي خود را عرضه کند و در مجموع بايد به نقطهاي برسيم که روش سرمايهگذاري در بازار ايران از بازار سهام بگذرد. در اين ميان نياز است تا سهامداران هم به اين نکات دقت کنند که بازار نيازمند تفکر و تحليل بيشتر است و اين کمک ميکند تا علاوه بر يک انتخاب درست به سود مناسبي هم دست يافت.
خيلي از سهامداران بر اين باور بودند که با ريزش قيمت دلار، سهام صادراتمحور همچون فولادي و پالايشي افت و سهام ريالي مثل گروههاي بانکي و خودرويي رشد خواهند کرد، اين در حالي است که طي چند روز اخير سهام گروه اول با تقاضاي بسيار خوبي همراه شدهاند، تحليل شما از اين مورد چيست؟
بايد بگوييم منظور از ريزش دلار، افت قيمت در بازار آزاد بوده است. به علاوه تا پيش از اين برخي هزينههاي شرکتها با دلار آزاد بود و اختلاف نرخ دلار نيمايي و آزاد منجر به بروز مشکلاتي براي آنها ميشد. اکنون نرخ دلار نيمايي و آزاد برابر هستند و چون بازار با نيمايي کار ميکند، کاهش قيمت دلار روي بازار سهام تاثيري نداشته است. از طرفي با کاهش تنشها هزينه شرکتها براي صادرات کمتر شده است. ميدانيم که به خاطر تحريمها هزينه نقل و انتقال بار خيلي بالا رفته بود و انتظار ميرود اکنون متعادلتر شود. از طرفي دلالي هم براي خريد کالاهاي شرکتها کاهش پيدا کرده است. در مجموع با کاهش هزينههاي سربار صادرات، شرکتهاي اين مجموعه با بنياد قوي، ميتوانند مورد توجه قرار بگيرند.
همانطور که ميدانيد چند روز قبل مطلبي بيان شد مبني بر اينکه براي بودجه سال آينده، دلار 11هزار توماني و نفت بشکهاي 40 دلاري پيشبيني خواهد شد. نظر شما در اين باره چيست؟
به واقع داشتن چند نرخ دلار بسيار نادرست است. متاسفانه در کشور ما نرخها بسيار متنوع و متضاد هستند و شرايط غيرقابل رديابي و رانتزا دارند. اين مشکل بسيار بزرگي براي اقتصاد ماست و زمينهساز فساد ميشود و دولت هم به درآمد واقعي خود نميرسد. اينکه بياييم دلار را در بودجه نصف قيمت بازار آزاد در نظر بگيريم، عدم شفافيتهاي متعددي را در اقتصاد به همراه دارد که منجر به کسري بودجه ميشود و پيش از همه دولت زيان ميبيند. به عبارت دقيقتر قيمتها بايد يکسان، شفاف و روشن و در يک بازار متشکل مثل بورس کشف شود، دولت هم از آن بهره ببرد. اگر در اين ميان قرار است کمکي هم به مردم شود دولت ميتواند از طريق يارانههاي نقدي و کالا کمک کند. در حال حاضر سيستم ما همانند غرقابي کشاورزي است و رها کردن آن منجر ميشود تا به بخشي از زمين بيشتر و قسمتي کمتر آب برسد. با اين اوصاف چنين سيستمي موفق نخواهد بود و لازم است تا همهچيز بهينه، شفاف و با تفکر و برنامهريزي باشد. چند نرخيبودن قيمت ارز، براي تمامي بازارهاي ما آسيبهاي جدي را بهدنبال خواهد داشت، بهعنوان مثال بازار مرغ را در نظر بگيريم که اکنون قيمت آن به بالاي 30هزار تومان رسيده است؛ اين در حالي است که در يک دهه گذشته حدود 16ميليارد دلار صرف واردات دان مرغ کرديم و اگر اين مبلغ در توسعه کشاورزي هزينه ميشد اکنون نه تنها واردکننده نبوديم، بلکه ميتوانستيم وضعيت بسيار خوبي به لحاظ تامين و توسعه بازارهاي منطقه داشته باشيم و در پايان بايد بگويم تخصيص ارز ارزان يکي از نابودکنندهترين راهها براي صنعت داخل است.