بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۴۷۶

روابط خارجه، الزام یا یک گزینه

روابط خارجه، الزام یا یک گزینه
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر

نتيجه انتخابات آمريکا بستري براي جناح‌ها، سياست ورزان و صاحب منصبان با گرايش‌هاي فکري و منفعتي متفاوت و متناقض به منظور اظهارنظر پيرامون چگونگي و داشتن يا نداشتن ارتباط با برخي کشورها شده است. نکاتي کلي و مختصر پيرامون کارکرد و اهميت روابط خارجه در اين موجز ارائه مي‌شود. چرا داشتن رابطه با ديگر کشورها يک الزام است؟ به دو دليل اساسي همه کشورها «مجبور» هستند با يکديگر تعامل داشته باشند: نخست؛ اساس روابط خارجه «نياز» است. هيچ کشوري نمي‌تواند تنها متکي بر منابع، ذخاير و امکانات بومي انواع نيازهاي خود را برآورده کند. از اين‌رو، حيات و تداوم(مستقل) بدون روابط خارجه سودمند امکان پذير نخواهد بود. بنابراين، داشتن روابط با ديگر کشورها يک گزينه يا امري انتخابي نيست بلکه يک الزام، ضرورت يا اجبار است. دوم اينکه برخي کشورها به برخي منابع، ذخاير و امکانات در ديگر کشورها نياز و طمع دارند. در قرون پيشين، جنگ تنها ابزار براي دستيابي به منابع و ذخاير ديگر کشورها بود. اما با توسعه جوامع بشري، تعامل مبتني بر تجارت، ديپلماسي، همکاري، مشارکت بين‌المللي و... ميان کشورها جايگزين‌جنگ‌شد. ناکارآمدي در عرصه‌هاي گوناگون داخلي، پيامد اجتناب‌ناپذير روابط خارجه بي‌حاصل خواهد شد. به تعبيري، همه کشورها به داشتن روابط و تعامل بين المللي «محکوم» هستند. بنابراين، به تعبيري، داشتن يا نداشتن رابطه در حيطه اختيارات سياست ورزان و صاحب منصبان بومي نيست. تنها وظيفه و هنر صاحب منصبان و دست اندر کاران روابط خارجه، مديريت کيفيت و هزينه‌هاي روابط خارجه مي‌باشد. اينکه روابط بين‌الملل عرصه نبرد پيوسته منافع (ملي) بوده، است و خواهد بود، امر تازه‌اي نيست و پر بيراه نخواهد بود اگر گفته شود، نبرد منافع در عرصه بين‌الملل، همزاد پديدار شدن جوامع بشري است. بنابراين، اينکه تلقي شود، کشور يا حکومتي دشمنان بالقوه و بالفعل دارد، به‏هيچ‌‏ وجه برداشت يا تحليل غيرعادي يا نادرستي نيست. اما اينکه صرف وجود دشمن، دليل داشتن يا نداشتن رابطه با برخي کشورها شود، بنا به دلايلي سودمند نيست بلکه بدون هزينه‌ امکان‌پذير نخواهد بود. به عنوان مثال، «هيچ ترديدي وجود ندارد که آمريکا دشمن بالفعل ايران بوده، است و خواهد بود». ثبات، کارآمدي و پايداري برآيند درک، تشخيص و تحليل عيني عرصه فعل و انفعالات سياسي داخلي و خارجي است. وظيفه و هنر مديريت سياسي و به ويژه ديپلمات‌هاي روابط خارجه، مديريت سودمند عرصه روابط خارجه مملو از دشمنان بالفعل و بالقوه است. ما مي‌توانيم با ديگر کشورها رابطه بدون تنش و سودمند داشته باشيم. به تعبيري داشتن ارتباط با برخي کشورها هزينه دارد، اما نداشتن رابطه يا رابطه متشنج، هزينه گزاف‌تري خواهد داشت. از اينرو، روابط خارجه يک الزام يا اجبار است، اما کيفيت يا سودمند بودن روابط خارجه برآيند توانايي ديپلماتيک مبتني بر پيگيري اهداف منافع ملي مي‌باشد. به بياني ديگر، توان ديپلماتيک برآيند اقتدار ملي و اقتدار ملي مجموعه‌اي از مولفه‌ها ازجمله توان دفاعي، کاربردي و پويايي (يا به بيان نقي معمولي «رو به رشد») دانشگاه‌ها، صنايع، آموزش و پرورش، اخلاق سياسي و... است. بنابراين، در جهاني که روابط خارجه يک الزام است، ديپلماسي در راستاي منافع ملي، نمود تبلور خرد جمعي(ملي) در عملکرد دست‌اندرکاران مديريت روابط خارجه مي باشد. و اينکه ناکارآمدي و پرهزينه بودن روابط خارجه حاکي از عدم توانايي ديپلماتيک، اهداف غير ملي يا پيگيري منافع جناحي مي‌باشد. «گزينه روي ميز» تنها گزينه روابط خارجه است. همه کشورها صرف نظر از ميزان توسعه و اقتدار، «خواهان» به داشتن تعامل و ارتباط با ديگر کشورها به ويژه کشورهاي توسعه‌يافته، هستند. ديپلماسي مبتني بر فهم منافع ملي تنها راهکار کم هزينه، پايدار و سودمند مديريت روابط خارجه است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی