در قانون اساسي و آييننامه مجلس، جلسات غيرعلني پيشبيني شده است. در جلسه غيرعلني نيز ميتوان قانون وضع کرد و کسي نمايندگان را مجبور نکرده که حتما در جلسات علني تصميمگيري کنند. اينطور نيست که تصور کنيم، مجلس بايد همه تصميمات خود را در جلسات علني اتخاذ کند. شفافيت در جلسات علني مطرح شده است. راي نمايندگان موافقان و مخالفاني دارد، نمايندگان نگرانند که مخالفان بهدليل بعضي رايها آنان را مورد عتاب و خطاب قرار دهند. علت اين نگرانيها نيز، ترس از رايآوري در دورههاي بعد است. تمام مشکلي که در کشور داريم، نگراني نمايندگان انتخابي در همه سمتها اعم از رئيسجمهوري، مجلس و شوراها از راي نياوردن در انتخاباتهاي بعدي است. در رياستجمهوري، شخص نميتواند بيش از دو دوره متوالي رئيس دولت باشد. به همين دليل، هرکس در پاستور ساکن شده، از ابتداي دوره اول به فکر دوره دوم بوده و به طريقي رفتار کرده است که دوره بعدي نيز راي بياورد. اگر نماينده مجلس مطمئن باشد که اتفاقي براي او نميافتد، از شفافيت نيز استقبال بيشتري ميکند. رايآورنده نگران است که اگر راي او علني اعلام شود، مخالفتهايي با او به وجود بيايد. اين موضوع نيز بهدليل نداشتن حزب است. زماني که حزبي با عقايد، اعتقادات و مرامنامه خود وارد ميشود، مردم ميدانند که اين حزب در طرحها و لوايح چه رايي خواهد داشت، زيرا مواضع آنان پيش از اينکه وارد مجلس شوند، به صورت مرامنامه اعلام شده است. زماني که مرامنامه اعلام شده، نمايندگان نيز نگراني ندارند، زيرا ميگويند، تا زماني که حزب من در اين کشور اقبال دارد، من نيز اقبال خواهم داشت، زيرا بخشي از اين حزب هستم. در نقطه مقابل، نمايندگان ميدانند که در صورتي که حزب آنها اقبال نداشته باشد، آنها نيز مورد اقبال مردم نخواهند بود. بنابراين بايد اصل شفافيت را با تمام توان جا انداخت. بههرحال نمايندگان وکيل هستند و مردم نيز موکلاند، موکل ميخواهد بداند نماينده او چه تصميماتي گرفته و چه کارهايي انجام داده است. اگر نماينده بگويد که مردم، وقتي به مجلس بروم، قرار است 300ميليون تومان براي مسکن دريافت کنم و خودروي صفري با رقم کمتري دريافت کنم، حالا راي بدهيد، محال است که مردم به او راي بدهند. شفافيت همه چيز را روشن کرده و در ديد عموم ميگذارد. برخي نمايندگان گفتهاند، اگر بناست مجلس شفاف باشد، دولت و شوراي نگهبان نيز بايد شفاف باشند اما قانون اساسي هرگز نگفته است که مشروح مذاکرات دولت بايد از راديو پخش شود اما اين موضوع در قانون اساسي در مورد مجلس صراحتا بيان شده است. اگر روزي راديو بگويد که نميتوانيم مذاکرات مجلس را پخش کنيم، مشکل قانوني ايجاد خواهد شد. اطلاع عمومي، رکن مشروعيت مجلس است. نميتوان مجلس را با دولت، شوراي نگهبان يا شوراي شهر مقايسه کرد. مردم بايد بدانند که چه چيزي در مجلس تصويب ميشود و سرنوشت آنان چگونه رقم خواهد خورد. به همين دليل راي مجلس بايد مقابل چشم مردم باشد. اگر نمايندهاي نيز از شفاف شدن راي در مصداقي خاص امنيتي اظهار نگراني کرد، رايهاي آن مورد تا يک يا دو ماه شفافسازي نشود، نه اينکه راي هرگز براي مردم روشن نباشد. اينکه رايي تا ابد از مردم مخفي باشد، مغاير با قانون اساسي است.