بستن
کد خبر: ۱۰۰۱۹۶۵
تاملی بر داستان‌های «گربه‌ها تصمیم نمی‌گیرند» نوشته ناتاشا امیری

از زن‌ها و آدم‌ها

از زن‌ها و آدم‌ها
مهدیه کوهی‌کار داستان‌نویس

جديدترين اثر ناتاشا اميري مجموعه‌اي است متشکل از شش داستان کوتاه با نام «گربه‌ها تصميم نمي‌گيرند»؛ داستان‌هايي با سبک و سياق و جهان‌بيني خاص خود که وجود زناني دغدغه‌مند و در پي هويت خويش رشته‌ اتصال آنها است.

مواجهه‌ خواننده در اولين داستان، که عنوان کتاب نيز از آن گرفته شده، با زني سايکوز و روان‌پريش که به عدم‌توانايي تشخيص واقعيت از خيال دچار است، شروع مناسبي را براي کتاب رقم زده. اين داستان مثلثي است متشکل از سه ضلع با مرکز ثقلي در ميانه که گره داستان را مي‌سازد؛ گرهي که بازکردن آن مستلزم پيوند اين سه ضلع در ذهن مخاطب است.

اولين ضلع اين مثلث را مرگ مادر راوي در مقابل چشم‌ها مي‌سازد، راوي ساعاتي پس از دفن مادر در کمال تعجب همگان با گوشواره‌هاي لاجوردي و پيراهن تافته‌ در مهماني زن همسايه شرکت مي‌کند و در دل مادر را مستحق اين سنگدلي مي‌داند؛ زيرا عکس‌العمل مادر در مقابل رازي که بر او فاش کرده تنها يک جمله بوده: «توي اون کله چه فکراي کثيفي مي‌گرده؟»

گرچه در ظاهر ضلع دوم مثلث را جروبحث‌هاي کليشه‌اي و تکراري راوي و دخترش مي‌سازند، اما رفتارهاي هيستريک زن و عکس‌العمل‌هاي بي‌پرواي آيسان، در کنار موتيف خواندن کتابي با موضوع ناقص‌سازي زنان و رابطه‌ متفاوت منوچهر، شوهر راوي، با دختر توجه مخاطب را به ضلع سوم جلب مي‌کند؛ سه گربه‌ خانگي که تعمق در ارتباط‌شان علاوه بر تکميل اضلاع اين مثلث خواننده را به گرانيگاه داستان يعني حادثه‌ تلخ «آن روز برفي» مي‌رساند. حادثه‌اي که گرچه توسط چشم‌هاي تيزبين راوي رويت شده، اما زن حتي در ذهن خود جرات بازگويي آن را ندارد؛ از اين‌رو اين مساله تا پايان براي خواننده نيز مسکوت مي‌ماند. حادثه‌اي که تنها مي‌شود سرنخ‌هايي از آن را در تکه‌هاي ازهم‌گسيخته‌ داستان و البته در اسطوره‌ پيدايش گربه يافت: «بنا بر يک افسانه‌ زردشتي، گربه حاصل جفت‌گيري جمک خواهر جم با يک ديو است.»

در داستان «مرسانا» راوي فرشته‌اي است آسماني به شکل زني بالدار و با برگ زيتوني در دست، ساخته‌شده از يخ سوزان و با سني بيش از نخستين دست‌نوشته‌هاي سانسکريت. کششي که با معرفي اين راوي در بند آغازين داستان سبب تهييج خواننده مي‌شود در سطور بعدي با ورود واژه‌هايي چون ستاره‌هاي نوتروني، شيصبان، منتورينگ، تراشه و تله‌پورت همچنان ادامه مي‌يابد و با فرود فرشته‌ مذکور به زمين به اوج خود مي‌رسد. نويسنده کوشيده تا با سبک و فرمي نو در اين داستان فراواقعي به بازآفريني مقوله‌ کهنه‌ جبر و اختيار در زندگي بشر بپردازد. گواه اين مدعا رويارويي زن ماورايي نقش‌برجسته‌ افسوسي با سهيلا ايوبي، زن جواني که وظيفه‌ هدايت او برعهده‌ فرشته است و گفت‌وگوي زميني بين‌ اين دو و پاياني به‌رغم انتظار مخاطب است.

جز اينها، «گپ مجازي» را نيز مي‌توان به لحاظ فرم روايي کاري متفاوت قلمداد کرد. چهار شخصيت حقيقي، دو زن و دو مرد، که در يک گروه تلگرامي با نام‌هاي مجازي به همديگر مرتبط مي‌شوند و سرنوشت يکديگر را رقم مي‌زنند. رفت‌وبرگشت‌هاي زماني و شروع روايت از انتها به ابتدا را از نقاط قوت اين داستان مي‌توان برشمرد.

دو داستان ديگر اين مجموعه، «تنگه» و «پرتقال بده»، درباره‌ زناني فاقد موجوديت منفرد و زندگي معنادار است؛ شيرين در داستان «تنگه» و الميرا در «پرتقال بده»، به‌رغم شکست در زندگي زناشويي و فراهم‌شدن زمينه‌ مناسب درجهت کسب هويت مستقل‌ همچنان داراي تمايلي ناخودآگاه به اضمحلال فرديت خود در وجود مردان هستند. شيرين پس از خيانت‌هاي چندباره‌ نادر همچنان در انتظار بازگشت او و پيوند رابطه‌ گسسته‌شان به‌سر مي‌برد. اين لايه‌ پنهان را راوي، پس از ديدار دوست قديمي‌اش، شيرين، مي‌يابد؛ لايه‌اي که در آن شيرين خود را بدون نادر، موجودي طردشده و آينده‌ پيش‌روي خود را برخلاف استقلال مالي به دست‌آمده دورنمايي ترسناک مي‌بيند، زيرا عمدتا مشتريان شيرين زنان جوان هستند، زناني که مي‌توانند رقيب احتمالي او باشند.

در داستان «پرتقال بده» نيز الميرا با بازگويي حقايق سعي در تخريب شهناز، دوست خانوادگي خود، در مقابل کاميار، همسر او، دارد تا از اين راه بتواند ارتباط عاطفي سابق خود را با کاميار بازسازي کند. ارتباطي که نويسنده با ايجازي کامل در تک‌ديالوگ «ما بدبخت شديم، هرکدوم تنهايي» به آن اشاره کرده است. درنهايت واکنش تند کاميار، الميرا را در دوزخي از خشم و حسادت رها مي‌سازد.

شخصيت مهشيد در داستان «زالوساز» اما از نوع ديگري است؛ زني خودساخته که هنگام رويارويي با عاشق سابق خود، آنجا که مخاطب انتظار عکس‌العملي احساسي از او دارد، با برافروختگي و تندي مرد را پس مي‌زند؛ مردي که زنان را جزو زالوهايي خونخوار نمي‌داند. نويسنده در اين داستان به‌خوبي از پس پرداخت راوي غيرهمجنس برآمده و توانسته احساسات و افکار او را به‌درستي به تصوير کشد.

گرچه يافتن استقلال فردي زنان در دنياي مدرن و زندگي شهري بن‌مايه‌ مشترک داستان‌هاي اين مجموعه است، اما تنوع فرم داستان‌ها و گوناگوني روايت‌کنندگان و نگاه‌شان به موضوع، درکنار هم، مجموعه‌اي درخور توجه ساخته است؛ مجموعه‌اي که خواندنش مانع راهيابي ملال و خستگي به ذهن مخاطب مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی