امروز پس از چند روز کرکره آرايشگاه را بالا کشيدم و تصميم گرفتم براي اينکه درآمدي داشته باشم و از گرسنگي نميرم، چند اصلاح به دور از چشم سياستمداران انجام بدهم که نايب رئيس مجلس آب وارد آرايشگاه شد، روي صندلي اصلاح نشست و گفت؛
نايب رئيس: ميخوام آب پاکيرو روي دست همه بريزم!
من: بفرماييد! تعارف نکنيد... .
نايب رئيس: توليد محدود و گران واکسن کرونا در جهان و رقابت جهاني باعث ميشود مردم از واکسن کروناي خارجي محروم شوند.
من: خب؟ يعني واکسن گيرمون نمياد؟
نائب رئيس: نميدونم! بنده نه تکذيب ميکنم و نه تاييد!
من: هميشه برام سوال بوده چرا وقتي چيزيرو نه تکذيب ميکنيد و نه تاييد اصلا بيانش ميکنيد؟
اين را که گفتم رئيس اتحاديه تالارهاي پذيرايي وارد آرايشگاه شد و گفت:
رئيس اتحاديه: چون دنبال فضولش ميگرديم!
و روي صندلي انتظار نشست و روزنامهاي برداشت و مشغول مطالعه آن شد.
من: اين طرفا!
رئيس اتحاديه: اين روزا خيلي سرمون شلوغه، لابهلاي اين همه کار و گرفتاري اومدم اصلاحم کني.
من: سرتون شلوغه؟ مگه تعطيل نيستيد؟
رئيس اتحاديه: دِهِکي! آقا رو باش... عزيزم دور زدن محدوديتهاي کرونا با انتقال عروسيها از تالار به رستوران انجام ميشود.
من: يعني همه چيز برقراره؟
رئيس اتحاديه: بله عزيزم! جوونها همينطوري سفره عقدرو توي آشپزخونه چلوکبابي کنار کوبيدهها مياندازن و مراسمشونرو ميگيرن!
من: پس نقش جنابعالي چيه؟
صداي بيرون: هويج!
و ترامپ را ديدم که با يک پلاستيک هويج وارد آرايشگاه شد و گفت:
ترامپ: هويج عزيزم! هويج! هويج شده کيلويي هفت هزار تومن! چه خبرتونه؟ چه خبرتونه؟
من: امرتون؟
ترامپ: هيچي! فقط خواستم بگم من انتخابات را بردم!
من: باشه! اينو برو به عبدالرضا داوري بگو که خيلي پيگيره... بفرما بيرون!
ترامپ از آرايشگاه خارج شد و يکي از نمايندگان مجلس در حالي که با حسرت هويجهاي داخل پلاستيک را نگاه ميکرد وارد آرايشگاه شد و گفت:
نماينده مجلس: من اعتصاب غذا کردم!
من: چه جالب! منم چند وقته اعتصاب غذا کردم!
نماينده مجلس: واقعا؟ تو ديگه چرا؟
من: چون پول ندارم... اصلا خودت چرا؟
نماينده مجلس: چون من به وضعيت اقتصادي معترضم.
من: خب؟ همين؟
نماينده مجلس: همين؟ مرد حسابي ديگه بالاتر از اعتصاب غذا مگه کاري از دستم برمياد؟
من: ناسلامتي شما نماينده مجلسي، بايد مشکلاترو حل کني نه اينکه اعتصاب کني!
نماينده مجلس: اي بابا! راست ميگيا... اصلا حواسم نبود.
سپس به سمت سماور رفت، يک ليوان چاي بزرگ با نبات براي خودش ريخت، يک نان بربري بزرگ از داخل کتش درآورد و يک قالب پنير هم روي آن گذاشت و گاز زد.
نماينده مجلس: گاهي اوقات شما جوونا خيلي فکرتون خوب کار ميکنه، يه چيزايي ميگيد که اصلا به عقل شيطونم نميرسه... آفرين واقعا!