آرمان ملي- اميد کاجيان: اظهارات سخنگوي شوراي نگهبان که برخي از آنها در مورد انتخابات ميتواند رسانهها را به خود مشغول سازد و گمانهزنيها را دوچندان کند. در اين بين برخي از گفتههاي او اما بيشتر بحثبرانگيز ميشود؛ بهخصوص در آستانه انتخابات 1400. چندي پيش اظهاراتش در مورد نامزدي زنان در انتخابات رياستجمهوري بود که شائبه حضور زنان و البته تاييدصلاحيت آنها را براي رياستجمهوري مطرح شد، هرچند در کلام کدخدايي هيچ چيز مشخصي در مورد اينکه آنها قرار است تاييدصلاحيت شوند، وجود نداشت. اما او به شکلي بيآنکه مشخصا مشکل قانوني رياستجمهوري زنان را مطرح کند يا منظور از رجال سياسي را شرح دهد موضوع نگاه فرهنگي مردم را وسط کشيد و رئيسجمهور نشدن زنان را به همين نگاه فرهنگي نسبت داد. او بعد هم گريزي به انتخابات مجلس زد و گفت در انتخابات مجلس آنچه باعث عدمراي به زنان ميشود همين موضوع فرهنگي است و حتي زنان نيز خودشان به زنان راي نميدهند. قياس معالفارق و نبود زنان براي نامزدي رياستجمهوري در حالي به گردن مسائل فرهنگي انداخته ميشود که تاکنون هيچ زني به عنوان نامزد رياستجمهوري تاييدصلاحيت نشده است. با اين حال اين جمله کدخدايي با اين عنوان که «شايد در آينده يک زن رئيسجمهور شود» و اينکه مشکلات فرهنگي و نه قانوني را به عنوان سدراه زنان در رياستجمهوري معرفي کردن، اين تلقي را ايجاد کرد که شايد براي 1400 قرار است يک زن کانديداي رياستجمهوري شود و چهبسا تاييد هم بشود. از همينرو بود که بعد از سخنان کدخدايي، اسامياي مانند شهيندخت ملاوردي از سوي اصلاحطلبان يا مرضيه وحيددستجردي از سوي اصولگرايان به عنوان نامزدهاي زن رياستجمهوري در رسانهها مطرح شد و البته خود اين بحث نيز تنور انتخابات را داغ ميکند.
معلوم نيست
اما اظهارات اخير کدخدايي و ايجاد شائبهها به همينجا ختم نميشود؛ اظهارنظر اخير او باز هم موجي از تحليلها را به همراه داشته است. سخنگوي شوراي نگهبان قبلا به کساني که نامزد رياستجمهوري و ردصلاحيت شده بودند، توصيه کرده بود ديگر کانديدا نشوند. خيليها روي اين بخش از گفتههاي او را محمود احمدينژاد ميدانستند که در سال 96 ردصلاحيت شده بود و براي 1400 خود را آماده ميکرد. اما کدخدايي اکنون اظهاراتي متفاوت بيان ميکند و با استناد به اصلاح قانون انتخابات توسط مجلس يازدهم از اين ميگويد که ممکن است چيزهايي تغيير کند؛ مانند برخي از ملاکهاي تاييدصلاحيتها. کدخدايي درباره اينکه آيا احتمال تغيير در شاخصهاي شوراي نگهبان براي تاييدصلاحيتها در انتخابات رياستجمهوري 1400 وجود دارد؟ گفت: اين موضوع منوط به اصلاح قانون انتخابات است و بايد ديد که قانون چه وضعيتي خواهد داشت. آنچه مهم است اينکه بايد تغييراتي در روش احراز صلاحيت افراد مخصوصا در حوزه رياستجمهوري صورت گيرد. در شوراي نگهبان مقداري دست ما بسته است و اگر بتوانيم بهگونهاي بعضي موارد را تغيير دهيم خوب است، زيرا امکان چنداني براي احراز دقيق صلاحيتها نداريم. اما بخش خاصتر صحبتهاي او جايي است که درباره حضور احتمالي افرادي مانند سيدمحمد خاتمي و محمود احمدينژاد در انتخابات سال آينده از او سوال ميشود که پاسخ ميدهد: نميتوانم درباره حضور آنها اظهارنظري کنم. بايد صلاحيت آنها را در همان زمان بررسي کنيم و اگر مجلس شرايط جديدي بگذارد، نميدانم شاملحال اين افراد خواهد شد يا خير. اکنون اظهارنظر در اين رابطه سخت است.
نشانههاي حضور
کدخدايي اين بار هم اظهاراتي گنگ را به پاسخي صريح ترجيح ميدهد و همين امر است که شائبه حضور احمدينژاد و خاتمي براي انتخابات 1400 را پررنگتر ميکند. محمود احمدينژاد هميشه به عنوان يکي از چهرههايي به شمار ميآيد که کانديداي بالقوه رياستجمهوري است. او اين روزها علاوهبر تداوم نامه گرفتن و عکسهاي سلفي با مردم، گفتوگوهاي متفاوت با شبکههاي اجتماعي داخلي و البته رسانههاي خارجي در دستور کار قرار داده است و با اظهاراتي جنجالي خود را بر سر زبانها انداخته است. وي گاه از خوانندههاي لسآنجلسي و خاطراتش درمورد آنها ميگويد و گاه از کراوات، گاهي شبيه به مقام رئيسجمهور ايران براي بنسلمان و گوترش دبيرکل سازمان ملل طرح صلح يمن را برنامهريزي کرده و گاه از رپرهاي آمريکايي تعريف و تمجيد ميکند. اقداماتي که همه آن را در چارچوب رقابتهاي انتخاباتي تلقي ميکنند؛ بهخصوص که در پاسخ به خبرنگاران در مورد نامزدياش براي رياستجمهوري پاسخ ميدهد حاضر است براي مردم خود را فدا کند. اين اتفاقات اما در حالي رخ ميدهد که از سويي ديگر هم در بدنه جريان اصلاحطلب اتفاقاتي بيسابقه در حال رخ دادن است؛ گشايشهايي عجيب. يکبار کرباسچي دبيرکل حزب کارگزاران، از ديدارش با رئيس مجلس ششم ميگويد و اينکه اميدوار است در آينده خبرهاي خوبي بشنود، از سويي ناگهان عکس کروبي در خانه قدرتا... عليخاني ديده ميشود و در جديدترين اتفاق تصاوير سيدمحمد خاتمي ممنوعالتصوير در تلويزيون نمايان شد. نکتهاي که بيانگر آن است که يا دوره ممنوعالتصويري او به پايان رسيده است يا ديگر چنين موضوعي چندان جدي نيست. قطعا حالا با اين اتفاقات و البته اظهارات کدخدايي، اين شائبه ايجاد ميشود که نکند واقعا در انتخابات آينده خاتمي يا احمدينژاد و چهبسا هر دو براي داغ کردن تنور انتخابات 1400 هم که شده نامزد رياستجمهوري ميشوند تا اين امر خود باعث ايجاد صفهاي طولاني در انتخابات شود. حضور يک زن رئيسجمهور، حضور شخص خاتمي در انتخابات، تلاش براي حضور احمدينژاد، مطرح ساختن يک نظامي و... تمامي روشها يا آزمون و خطاهايي است که براي جلوگيري از تکرار کمبود مشارکت مردم در انتخابات 1400 مطرح ميشود. در چنين شرايطي قطعا قرارگيري اين دو در کنار يکديگر براي رقابت آينده از ديد برخي ميتواند بهترين راهکار براي ترغيب مردم به مشارکت باشد. هرچند حتي در آن صورت نيز تضميني قوي براي اين موضوع نيست؛ اما تاثيرگذار خواهد بود. البته همه اينها منوط به آن است که از ميان حضور مردم يا بودن و نبودن خاتمي و احمدينژاد براي رياستجمهوري کدام را ترجيح دهند؟ شايد اين بار هم دليل جواب دادن کدخدايي در مورد احتمال تاييدصلاحيت به واسطه همين موضوع بوده است که هنوز در اين باره به نتيجه نهايي نرسيدهاند.