آرمان ملي: آمار جديد ثبت احوال در سال 98 نشان ميدهد که پديده شوم طلاق، که زمينهساز بسياري از آسيبهاي اجتماعي مانند کودکان کار، زنان سرپرست خانوار و آسيبپذير، فقر و فحشا و... است، به موضوعي عادي تبديل شده است. بر اساس اين آمار در سال گذشته 174 هزار و 831 طلاق در کشور ثبت شده است، در حالي که تعداد ازدواجها 530 هزار و 335 بوده است، يعني ميانگين ازدواج به طلاق به يک سوم رسيده است که ميتواند زنگ خطر جدي براي آينده اجتماعي کشور باشد. در اين آمار نکته قابل توجه ديگر ثبت هفت هزار و 264 طلاق ثبت در کشور است که زوجين بيش از 29 سال از زندگي مشترکشان گذشته است. در طرف مقابل بيشترين ميزان طلاق ثبت شده بر حسب طول مدت ازدواج با ثبت 15 هزار و 65 طلاق متعلق به بازه زماني يک تا دو سال زندگي مشترک و ثبت 13 هزار و 726 طلاق در دو تا سه سال زندگي مشترک بوده است. همچنين 12 هزار و 573 طلاق ثبت شده است که زوجين کمتر از يکسال زندگي مشترک را در کنار يک ديگر تجربه کرده اند و کمترين ميزان طلاق ثبت شده بر حسب طول مدت ازدواج با ثبت هزار و 151 طلاق مربوط به بازه زماني 21 تا 29 سال و بازه زماني 27 تا 28 سال با ثبت هزار و 178 طلاق بوده است.
10 دليل شيوع طلاق
حسين باهر، مشاور عالي و عضو گروه سلامت اجتماعي فرهنگستان علوم پزشکي در يادداشتي که در اختيار «آرمان ملي» قرار داده با ذکر دلايلي، اين افزايش آمار طلاق را پيشبيني کرده بود. او که سالهاست مشاوره خانوادگي برعهده دارد، معتقد است 10 دليل باعث شيوع گسترده طلاق در جامعه شده است: «1-دو فرهنگيشدن جامعه خانواده: پدر و مادرها معمولا سنتي، دختر و پسر معمولا مدرن. 2- عدم شناخت خلقت انسان، ذات زن و مرد، همسر و فرزند و در نتيجه هدف ازدواج. 3- گراني بار زندگي مشترک، بهويژه وقتي بر دوش يک نفر تحميل ميشود! 4- مداخلهگري پدر و مادرهاي زوجين بهطور ناشيانه در امور زندگي مشترک جوانان. 5- مسئوليتگريزي: طاقتفرسايي مسئوليتهاي معيشتي با ديگري 6- چشم و همچشمي در اپيدميکشدن طلاق، بهويژه در خانوادههاي طلاقزده. 7- تفاهمنداشتن زن و شوهر از همان اوايل زندگي و تحمل سالهاي طلاق عاطفي. 8- خيانت يک يا دو طرف که از برهمزنندهترين موارد زوجيت است. 9- توفيقات کم شوهران در قياس با توقعات نامحدود همسران. 10- وسوسههاي شيطاني فضاهاي مجازي و فيلمهاي اجنبي و درنتيجه دلزدگي حيات معقول.» باهر همچنين بر اين باور است که چون نظام خانواده ايراني در حال آسيبديدگي است، بهتر است زعماي قوم، اين پديده رو به افزايش را جدي گرفته و از گروه سلامت اجتماعي فرهنگستان علوم پزشکي چاره جويند.
رويکرد جامعه نسبت به طلاق
اما در طرف مقابل رسول صادقي، عضو هيات علمي دانشگاه تهران و رئيس موسسه مطالعات جمعيتي کشور اين موضوع را رد ميکند و ميگويد: يکي از شاخصهاي که نشان ميدهد از هر سه ازدواج يک مورد منجر به طلاق ميشود که چنين شاخصي کاملا نادرست است و متاسفانه رسانهها هم از اين شاخص استفاده ميکنند. شاخص درستي که مورد استفاده قرار ميگيرد اين است که به ازاي هر 1000 زن متاهل چند طلاق اتفاق ميافتد که در سال 95 به ازاي هر 1000 زن فقط 9 زن متارکه کرده است که اين آمار صحيحتر است و بررسي ها نشان ميدهد طلاق در سالهاي اخير سه برابر شده است. او افزود: بيشترين طلاق ها در 5 سال اول زندگي رخ ميدهد و ما در اين زمينه تحقيقي انجام داديم و به اين نتيجه رسيديم هرچه به نسل هاي جديد نزديک ميشويم، نرخ طلاق افرايش پيدا ميکند؛ اين نشان ميدهد ما با نسلهايي رو به رو هستيم که به طلاق بيشتر تمايل دارند، درحالي که در گذشته معتقد به ضربالمثل سوختن و ساختن، با لباس سفيد رفتن و با لباس سفيد برگشتن بودند و در واقع طلاق را ضد ارزش ميدانستند اما نسل جديد طلاق را آسان تر ميپذيرد و به عنوان يک راهحل ميداند و ميگويد يک پايان تلخ بهتر از يک تلخي بيپايان است.