وزير دفاع آمريکا از چندي پيش بر سر مسائلي از جمله ترور سردار قاسم سليماني که ترامپ معتقد بود او در حال برنامهريزي براي حمله به منافع آمريکا در خاورميانه است و مخصوصا بعد از تصميم او براي استفاده از نيروهاي نظامي تحت امر وزارت دفاع براي مقابله با ناآراميهاي داخلي آمريکا با ترامپ دچار اختلافنظر شده بود. اخيرا هم يک روز بعد از انتخابات در چهارم نوامبر مصاحبهاي با نشريه ( Military Times ) داشته و در آن گفته وي به همراه 18 نفر از اعضاي کابينه از ترامپ تعريف و تمجيد نکردهايم و نفر بعد از من در صورت کنار گذاشته شدن فردي خواهد بود که بلهقربانگوي او باشد. لذا اين احتمال بهکارگرفتن نيروهاي مسلح آمريکا در يکي از نقاط پرتنش و از جمله ايران که نيويورکتايمز مطرح کرده با توجه به قراين سياسي و تحليلي که برشمردم در مورد ايران مصداق ندارد. جوي که امروز به راه افتاده است در ادامه اقدامات همان جرياني است که تلاش کرده بودند در سالهاي گذشته ترامپ را مقابل ايران قرار دهند و موفق نشدند و اين روزها تلاش ميکنند با اين تحليلها و جريانسازيها هم باخت ترامپ را تحتالشعاع قرار دهند و هم فضا را به اين سمت سوق دهند و جو را به نفع خود عوض کنند. بنابراين نه از نظر زماني و نه سياسي ترامپ نميتواند جنگ به راه بيندازد و نه ضرورتي وقوع اين جنگ را توجيه ميکند و لذا ترامپ با توجه به شروع جنگ اقتصادي عليه ايران، عملا نيازي به اين جنگ ندارد. ضمنا با توجه به اوضاع جهاني کرونا و درگيريهاي کشورها در اين مساله حياتي و معضلي که ترامپ در انتخابات علاوه بر موضوع کرونا پيدا کرده دو کشور در حالت افزايش تنشهاي فيمابين نيز نيستند و اخيرا نيز با يکديگر تنشي نداشتهاند و رودرروي هم قرار نگرفتهاند که زمينه آغاز چنين جنگي باشد. اگرچه آنچه از روانشناسي ترامپ و عملکرد و نحوه برخورد او با پديدههاي داخلي و خارجي برميآيد رفتاري نامعقول و غيرمعمول بوده باشد اما او نيز حد و حدودي دارد و دست به چنين اقدام خطرناکي در اين برهه زماني نخواهد زد. البته مخاطرات شروع چنين جنگي هم فراوان است و چنين جنگي فراتر از دو کشور و حتي منطقه خواهد بود و ابعاد بينالمللي پيدا خواهد کرد! سياست ترامپ در روزهاي آينده اين است که با فشار حداکثري تحريمي بر ايران، ايران را در داخل درگير جنگ کند. بنابراين نياز به تراشيدن هزينه هنگفت مالي و معنوي براي چنين جنگي ندارد. درست است که عموما جنگها فارغ از بررسي ترازنامه و سود و زيان شکل ميگيرند به علت اينکه مساله امنيتي اولويت بيشتري دارد و منافع استراتژيک بر همه چيز اهميت پيدا ميکند، اما در اين برهه زماني منافع نهتنها استراتژيک آمريکا که کوتاهمدت نيز در جنگ با ايران نيست. البته اين مواردي که ذکر شد تحليلهاي سياسي است و فارغ از مباحث نظامي است که در آن آمادگي نيروها همواره مدنظر قرار ميگيرد. ترامپ امروز با کنار گذاشتن وزير دفاع خود به دنبال به راه انداختن جنگ جديد نيست. روانشناسي ترامپ را بهعلت اينکه دولتي مشابه با دولت او را در گذشته در داخل کشور داشتهايم تا حدودي ميشناسيم. نحوه عمل اينگونه دولتهاي هيجاني و فارغ از عقلانيت است و در آن دورانديشي و مناسبات سياسي کمتر لحاظ ميشود. ترامپ در چهار سال گذشته بسياري از چهرههاي مطرح جمهوريخواه را از قطار خود پياده کرده است. از مشاور امنيت ملي تا وزيرخارجه بهراحتي کنار گذاشته است. لذا برکناري وزير دفاع نميتواند علتي باشد که او ميخواهد عليه ايران جنگي به راه اندازد و نبايد خود را اسير اين بازيهاي رواني کنيم که بعد از چند روز کاهش نسبي قيمت برابري دلار با ريال و ايجاد اميد در مردم براي يک زندگي راحتتر دو مرتبه اوضاع داخلي و اقتصادي را مجددا ملتهب کنيم.