در حال حاضر بهترين کاري که بايد در قبال دولت انجام داد، مذاکره، نشست و رسيدن به تفاهم است. با اينکه به شدت از رئيس محترم سازمان امور مالياتي گلهمند هستم، بهخاطر حفظ انسجام و تقويت دولت استيضاح را بهصلاح نميدانم. اين موضوع بسيار بهتر از استيضاح است. استيضاح عملي بينتيجه است. در اين شرايط نه در مورد وزارت اقتصاد، بلکه در مورد همه وزارتخانهها معتقد هستم، بهترين راه جلسه، مذاکره و نهايتا رسيدن به توافق است. هرچه فکر ميکنم، هيچ خير و صلاحي در استيضاح نميبينم. به دنبال تعامل سازنده هستم. اگر وزرا به مجلس دعوت بشوند، ميآيند و در جلسات حضور پيدا ميکنند. وزرا و نمايندگان در کميسيونها بنشينند و مذاکره کنند. به نظر ميرسد، اين رويکرد کمک بهتري به حل مسائل ميکند. مشکلات چه در زمينه اقتصادي و چه در ساير زمينهها، مشکلات پيچيده چندوجهي هستند. اينطور نيست که بتوان بر يک زاويه از موضوع تمرکز کرد و يقه فلان وزير را گرفت. شناختي که من دارم اين است. مجالس و دولتها ميتوانند روابط صميمانه داشته باشند. روابط صميمانه، تعامل و همافزايي هيچ منافاتي با عمل به وظايف نماينده ندارد ولي اعتقاد من بر اين است که استيضاح، آخرين مرحله راهحل است. اين موضوع نبايد به عنوان اولين راهکار استفاده بشود. من استيضاح وزرا را بهصلاح نميبينم و بدون شک ضررش از نفع آن بيشتر خواهد بود. زماني که در زمان مجلس هفتم خدمت مقام معظم رهبري رسيديم، ايشان فرمودند که دولت خط مقدم است. چون بار اجرايي بر دوش دولتهاست، اعتقاد ايشان هميشه بر اين بوده که بايد دولتها حمايت بشوند. نظر رهبري در خصوص دولت خاصي نيز نبوده و اين در مورد هر دولت و مجلسي بوده است. هميشه همه مجالس بايد دولتها را درک و حمايت کنند. ضمن اينکه اين موضوع، منافاتي با عمل به وظيفه ندارد اما به اين معنا نيست که به محض بروز اختلاف ميان نمايندگان و دولت، فوري امضا جمع کرده و اقدام به استيضاح کنند. تجربه ثابت کرده که تعامل و همافزايي بهتر جواب ميدهد. در همه مجالس سوال، تذکر و استيضاح وجود داشته و اين موضوع خاص مجلس يازدهم نيست. بحث اين است که در شرايط فعلي مردم خصوصا در زمينه اقتصادي تحت فشار هستند اما تنها متهم اين فشارها دولت نيست. تحريم حتما اثر داشته است. مشکلاتي در سيستم اجرايي وجود داشته اما فشار آمريکا و تحريم حتما اثرگذار بوده است. نميتوان فقط بر روي اين دولت متمرکز بود. گرفتاريهايي هست که در همه دولتها وجود دارد. اگر فرض کنيم که ضعف کارآمدي هست، اگر فرض کنيم که در گوشه و کنار کشور فسادهايي وجود دارد يا در گوشه و کنار زورگوييهايي هست، اينها معمولا و متاسفانه در هر دولتي وجود داشته است. اينها مسائلي نيست که فکر کنيم ميتوان بهراحتي از دولت خواست و سريعا آن را حل و فصل کرد. رفع اين مشکلات بدون شک نيازمند زمان طولانيتري خواهد بود.