بنابه انبوه و انواع چالشهاي اجتماعي و ملي که کشور و نظام را در معرض بيسابقهترين فشارها در تاريخ معاصر قرار داده است، ظاهرا، درک کاربردي و ميداني از رابطه علت و معلولي امنيت و اقتدار ميان برخي صاحبمنصبان و کارگزاران سياسي و دفاعي وجود ندارد. امنيت و اقتدار دو روي سکه اي که «آلياژ آن منافع ملي» است، ميباشد. تحقق منافع ملي بستر اقتدار و امنيت برآيند اقتدار ملي است. «امنيت به سادهترين بيان يعني فقدان انواع تهديدات و موانع در مسير فرايند رفتار و تلاش جمعي به منظور تحقق انواع نيازهاي شهروندان» از جمله نيازهاي معيشتي،آموزشي، علمي، دفاعي، روابط خارجه سدوند در راستاي منافع ملي، اشتغال، بهداشت و درمان و ... ميباشد. منافع ملي به کليترين بيان، يعني رفاه، آرامش و امنيت نسبي همه شهروندان تحت حمايت حاکميت ميباشد. اينکه رفاه، آرامش و امنيت، برآيند مديريت کلان کارآمد است. بنياديترين «خطاي حاميان اقتدار» اين است که اقتدار را تنها در اقتدار سخت(نظامي) تلقي ميکنند. اقتدار سخت متعلق به قروني است که خرافات سرچشمه دانش بشري، خودخواهان و منفعتطلبان صاحبان قدرت و نيزه، شمشير، چهار پايان و... ادوات و تجهيزات نظامي و... بود. در جهان دانش بنياد معاصر، توانايي سخت تنها يکي از دهها مولفه اقتدار (ملي) تلقي ميشود، بنابراين، پربيراه نخواهد بود اگر گفته شود يکي از بيناديترين عوامل عقب ماندگي «کشورهاي پر چالش»، «نگاه بسيار غيرکاربردي و سنتي به اقتدار» ميباشد. در جهان دانش بنياد و توسعه يافته معاصر، نهادهاي آموزش و پرورش و آموزش عالي جايگزين کارشناسان، متخصصان و نهادهاي توليد و ترويجکننده خرافات در قرون پيشين شده است. به تعبيري توسعهيافتگي در جهان معاصر به معني «مديريت علمي» جامعه و کشور است. مديريت علمي به بياني کلي به معني توليد راهکارهاي کمهزينه مبتني بر خرد انساني که نمود آن در درک، تشخيص و تحليل عيني انواع چالشهاي اجتماعي و انساني، تجسم مييابد، ميباشد. درک، تشخيص و تحليل خردمندانه چالشهاي انساني و اجتماعي بدين معني که بهعنوان مثال، به منظور توسعه اقتصادي، علمي، صنعتي، تجاري و... که بنياد اقتدار ملي است، به ضرورت بايد روابط خارجه بدون تنش و سودمندي داشته باشيم. اينکه روابط خارجه عرصه ظهور و بروز دشمنان بالفعل و بالقوه است به هيچوجه امر جديد يا منحصر به ايران نيست. عرصه روابط بينالملل ذاتا زمين بازي دشمنان بوده، است و خواهد بود. اما «هنر مديريت علمي» در جهان معاصر برخلاف مديريت سنتي، سليقهاي و فرد (جناح)محور، در جوامع قرون پيشين اين است که با اتکاي به انديشهها، راهکارها و راهبردهاي علمي که برجستهترين ويژگي نظامهاي توسعهيافته است، ميتوانند در عرصه دشمنزاي روابط بينالملل، همزيستي مسالمتآميز و سودمندي داشته باشند. اگر استدلال فوق ملي و عقلاني تلقي شود، آنگاه ميتوان از وطنپرستان در عرصههاي گوناگون مديريتي درخواست کرد که نگاه سنتي به امنيت و اقتدار را بروزرساني کنند، چراکه امنيت و اقتدار پايدار و کم هزينه در جهان دانش بنياد معاصر، نه معطوف به امنيت و اقتدار يک گروه بلکه معطوف به امنيت همه شهروندان تحت حمايت حاکميت است. در جهان دانش بنياد معاصر، کارآمدي مديريتي با روشها و انديشههاي سنتي متعلق به جوامع قرون پيشين امري ناممکن و محال است. چند کلامي با متوليان امنيت يا افرادي که بر اين باورند که امنيت از طريق اقتدار سخت، شاه کليد تداوم و پايداري است. «امنيت پايدار و فقر پايدار يک پارادوکس زميني و آسماني است». هيچ اراده انساني(جناحي) توانايي غلبه بر جبر منطق را ندارد. پايداري برآيند اقتدار، اقتدار نتيجه کارآمدي، کارآمدي برآيند تحقق منافع ملي است و منافع ملي به سادهترين بيان يعني اينکه همه شهروندان تحت حمايت حاکميت از رفاه، آرامش و امنيت نسبي برخوردار باشند. در جهان معاصر حکمراني بر گرسنگان نااميد امکانپذير نيست يا بسيار ناپايدار و پرهزينه است. نيروهاي دفاعي کشور بايد بدون هيچمحدوديت مالي و قانوني به توسعه توان دفاعي کشور بپردازند. توان دفاعي کشور جايي براي جناح بازي يا مذاکره در روابط خارجه نيست. با اين وجود بسيار حياتي است تا صاحبمنصبان و کارگزاران وطنپرستان عرصههاي دفاعي و سياسي توجه داشته باشند که توان دفاعي يکي از مولفههاي بسيار مهم اقتدار در جهان معاصر است. سلامت، کارآمدي و سودمندي اقتصاد، آموزش و پرورش، تجارت، آموزش عالي، بهداشت و درمان و... ديگر مولفههاي اجتنابناپذير اقتدار ملي هستند.