جزئیات قتل «بابک خرمدین»

آرمان ملی- وحید استرون:‌ شاید این روزها وقوع قتل‌های فجیع و خانوادگی به یک امر عادی و خبری کوتاه در صفحات حوادث تبدیل شده؛ پس از اینکه چندین دختر توسط پدر و پسرعمویشان کشته شدند و چندی پیش یک جوان مبتلا به تراجنسی توسط عموهایش در اهواز به قتل رسید، روز گذشته قتل فجیع «بابک خرمدین» توسط پدر و مادرش خبر یک رسانه‌ها بود. در چرایی این اتفاق، می‌توان به اعترافات پدر این کارگردان سینما اشاره داشت که در بازجویی‌ها گفته بود: «با همکاری همسرم در روز (جمعه 24 اردیبهشت)، بابک را با قرص‌های خواب آوری که در غذا ریخته بود مسموم و بیهوش و بعد پس از چند ضربه چاقو، جسد را به حمام منتقل و مثله کردیم» قاتل انگیزه قتل را اذیت کردن‌ها و رفتار نامناسب مقتول با پدر و مادرش اعلام می‌کند و گفته بود: « بابک در دانشگاه کرج استاد فیلمسازی و کارگردانی بود اما از زمانی‌که کرونا آمد کلاس‌های دانشگاه به صورت آنلاین بود و بابک هفته‌ای 3 روز به بهانه اینکه به شاگردانش درس خصوصی بدهد آنها را به خانه می‌آورد و جالب این بود که بابک فقط دانشجویان دختر را به خانه می‌آورد و نمی‌دانستیم که همه آنها دانشجوهایش بودند یا نه!» اما این خبر در شرایطی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت که عکسی از پدر و مادر بابک، بر روی سن منتشر شد. بابک خرمدین فیلمی به نام «سوگنامه‌ای برای یاشار» ساخته بود که در مراسمی نمایش این فیلم و گفت‌وگو با سازندگانش، پدر او هم برای صحبت با حاضران به روی صحنه رفت.

بنا به گزارشــی که وب سایـت سینماما نوشته است، پدر خرمدین در صحبت‌های آن روز خود از حضور ۶۹ ماهه‌اش در مناطق جنگی با عراق صحبت کرده است و اینکه دو بار شیمیایی شده است. قتل این کارگردان سینما بار دیگر موضوع لایحه تشدید مجازات پدران قاتل را مطرح نمود. طبق ماده قانوني 202 سابق و 301 فعلي در مجازات اسلامي، پدر و جد پدري در صورت بروز قتل فرزندشان قصاص نمي‌شوند و تا زماني‌که قانون عوض نشود اين رويه همچنان پابرجاست. با این حال  روز گذشته معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده از تصویب لایحه پیشنهادی معاونت زنان و خانواده در مورد اصلاح ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، مربوط به تشدید مجازات پدر در صورت قتل فرزند خبر داد. ابتکار در صفحه توئیتر خود نوشت: «دولت لایحه پیشنهادی معاونت زنان و خانواده در مورد اصلاح ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، مربوط به تشدید مجازات پدر در صورت قتل فرزند را تصویب کرد. این لایحه که مورد تایید قوه قضائیه نیز هست، حداکثر مجازات، ایجاد محدودیت در سرپرستی اطفال دیگر و عدم شمول ارفاق را در بر می‌گیرد.» اما همه این موضوعات در چرایی وقوع «یک» جنایت است و چندی پیش روزنامه «آرمان ملی» در گزارشی نسبت به افزایش خشونت و قتل‌ها با پایین آمدن آستانه صبر مردم هشدار داده بود. موضوعاتی که با تجاوز پدری به دختر 17 ماهه‌اش، درگیری‌های در زمین فوتبال و مسابقه دربی تهران و بازی پیش از آن (سپاهان و پرسپولیس) و فحاشی‌های پی درپی طرفداران فوتبال در فضای مجازی و ده‌ها خبر خودکشی و قتل در طول هفته، خود را در جامعه‌ای بزرگتر از خانواده خود را نشان می‌دهد و خبر از روزهای تاریک‌تر با حاد شدن مشکلات روحی و روانی مردم دارد. 
 چرخش خشونت از خانواده با جامعه
اما در ادامه امان ا... قرایی مقدم، جامعه‌شناس درباره افزایش تنش‌ها در سطح جامعه و تبعات حرکت خشونت از خانواده به داخل جامعه به «آرمان ملی» می‌گوید: «خشونت نه فطری است، نه نژادی، نه ارادی و نه ذاتی،  بلکه پدیده‌ای کاملا اجتماعی و فرهنگی است. موضوعات اجتماعی به فقر، بیکاری و شیوع بیماری بازمی‌گردد، اما مساله جوانی که توسط پدر و مادرش کشته شده، مساله «سنت» و فرهنگ است. وقتی پای آبروی خانواده به میان می‌آید، (چنانکه در خوزستان دختری به دست پسر عمویش کشته شد) قتل به یک موضوع عادی و راه آخر تبدیل می‌شود، یا پسری تراجنسی که کشته می‌شود، باز به فرهنگ بازمی‌گردد. من این مقاله‌ای در سال 79 به نام قتل‌های ناموسی ایران نوشتم و بر اساس آن وقتی دختری، با پسری دوست است یا اسمش به دروغ و شایعه در میان مردم «بد» بیاید، پسر عمو، پدر یا برادر او را می‌کشد چون اختیار ازدواج دختر عمو با پسر عمو است. قتل رومینا اشرفی در شمال یا قتل دختر کرمانی و بوشهری و خوزستان گواه این ادعا است، بنابراین فرهنگ بر روی اجتماع تاثیر دارد. وی در ادامه به نبود شادی در جامعه غم زده ایرانی نیز اشاره کرد و افزود: نبود زمینه شادی و نشاط در جامعه، فقر، بیکاری و شکاف طبقاتی و... همه در کنار هم جمع شده و امروز شاهد هستیم که مردم با آرامش با شما صحبت نمی‌کنند. اگر اخبار تلویزیون را ببینید، همه جنگ و خونریزی است، اما جایی که فلامینگوها می‌رقصند را نشان نمی‌دهد. قرایی‌مقدم با اشاره به اینکه تداوم شرایط موجود، روند «تئوری چرخش در خشونت» را مطرح می کند، می‌افزاید: از خشونت خشونت زاده می‌شود. این حرکت موجی خواهد بود و هرچه خشونت در جامعه می‌چرخد، موج‌ها قوی‌تر و گسترده‌تر جامعه را فرا می‌گیرد. در جامعه خشونت حاکم باشد دعواهای محلی، کشتار و انزوا ایجاد می‌کند. جامعه‌ای که در آن خشونت وجود دارد، بدبین است و به همه‌چیز با نگاه بی‌اعتمادی می‌نگرد. تداوم این وضعیت خودکشی را بیشتر می‌کند، چون خودکشی بر اثر انزوا و فرار از واقعیت‌های اجتماعی است. فرد عصبانی نمی‌تواند کار کند و اثرات اقتصادی به‌وجود می‌آید و از نظر روحی و روانی جامعه مریض می‌شود. کشور ما در جهان رتبه 136 درمیان کشورها شاد را دارد. اما سوال اینجاست که چرا باید شاد باشیم؟ آیا شکم‌مان سیر است؟ آیا امید به آینده داریم؟ آیا کار پررونق و پردرآمد داریم؟ میلیون‌ها خانواده زیر خط فقر نیست؟ 
 چرا باید شاد باشیم؟ 
قــرایی مقــدم در ادامه به تاثیرات جامعه بر افزایش خشـونت اشاره می‌کند و می‌‌افزاید:‌ تحقیقات نشان می‌دهد اهالی قبیله بالی در اندونزی معنی خشونت را نمی‌دانند. گویی صبر و حوصله این مردم پایان ناپذیر است، آنها برای هیچ چیزی عصبانی نمی‌شوند. بالعکس این موضوع نیز وجود دارد و ما قبایلی داریم که خشونت پرور هستند مثل قبیله دوبو‌ها. پس نباید بگوییم خشونت بر اساس ذات، وراثت و نژاد به وجود می‌آید. امروزه در جامعه ایرانی، فقر، بیماری و برنامه‌های ناشاد در صداوسیما و... بر روی این موضوع تاثیر دارد.  وی در ادامه معتقد است که نباید پدیده‌های فرهنگی را در این مقوله نادیده گرفت: «کشته شدن دختران در خوزستان «نحوه» یا «خون بس» در لرستان و کردستان و... همه نتیجه فرهنگ سنتی و خشونت‌زایی که از صدر تا ذیل جامعه بر افراد وارد شده است. از بیکاری و فقر گرفته تا گرانی و شکاف طبقاتی و عدم توزیع عادلانه ثروت، خشونت را در جامعه به هر شکلی بروز می‌دهد. طبق تحقیقاتی که در دهه 40 توسط دانشگاه MITصورت گرفته، در درون جامعه بیکاری، فقر و کمرنگ شدن اعتقادات و باور‌ها، بدسرپرستی و بی‌سرپرستی، دوستان و محل زندگی، هم‌نشینان، موسیقی، فیلم و سریال و... همه عواملی است که جامعه را به سمت خشونت می‌برد. پس چرایی این موضوع که از در و دیوار خشونت می‌بارد، بی‌دلیل نیست. شما ببینید که تا چه اندازه بر سر واکسن دعواست، گرانی نان، تخم مرغ، گوشت و... همه باعث کاهش آستانه تحمل مردم شده است.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه