| کد مطلب: ۱۱۸۹۸۵۶
لینک کوتاه کپی شد
 نباید با مناسبت‌های ملی برخورد سلبی می‌کردیم

دکتر مجید ابهری در گفت‌وگو با«آرمان ملی»:

نباید با مناسبت‌های ملی برخورد سلبی می‌کردیم

آرمان ملی- احسان انصاری: «بخشی از حاکمیت در سال‌های گذشته با آیین‌های ایرانی به دیده تردید نگاه کرد طبیعی است که جامعه به سمت الگوهای جایگزین سوق پیدا کند. به هر حال نیاز به جشن، نیاز به شادی، نیاز به هویت اجتماعی و نیاز به تجربه جمعی، نیازهایی تعطیل‌ بردار نیستند.

رواج گسترده مناسبت‌هایی مانند بلک فرایدی، هالووین و ولنتاین در ایران البته تنها نتیجه سیاست‌های رسمی نیست. بازار نیز در این میان نقشی مهم ایفا می‌کند. فروشگاه‌ها، برندها، کافه‌ها و مراکز تفریحی، با تکیه بر جذابیت ظاهری این جشن‌ها آنها را به کالایی پرفروش تبدیل کرده‌اند. در نتیجه هر سال شاهد رقابتی پرهیجان برای تزئینات، خوراکی‌ها، لباس‌ها و نمادهای این مناسبت‌ها هستیم هیجانی که گاه از کشورهای صاحب این آیین‌ها نیز فراتر می‌رود». جملات ذکر شده اظهارات دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی درباره اشتیاق نسل جدید نسبت به مناسبت‌های خارجی در گفت‌وگو با «آرمان ملی» است. ابهری همچنین با انتقاد از مهران مدیری معتقد است: «در مورد کنسرت مهران مدیری و پسرش نیز دو نکته مهم وجود دارد. نخست کینه توزانی بودند که به قصد تسویه حساب با پدر شمشیر بر پسر کشیده‌اند. از نگاه آسیب‌شناسی هنری همه کسانی که در رشته‌های مختلف هنر پیشگام بودند مورد هجوم و حتی هتک حرمت قرار گرفته‌اند. با این وجود برخی معتقدند اگر ایشان پسر مهران مدیری نبود آیا باز اجازه این مانور هنری به وی داده می‌شد؟ من معتقدم درست است عضویت در خانواده مدیری برای وی سکویی محسوب می‌شود، اما افراد با سکوهای بالاتر از او نتوانستند جایگاهی کسب کنند». در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

*چرا مناسبت‌های خارجی مانند بلک فرایدی و هالوین جای مناسبت‌های سنتی را در جامعه ایران گرفته است؟

واقعیت این است که این جشن‌‌ها نه ‌تنها ریشه‌ در فرهنگ ایرانی ندارند بلکه گاه حتی در کشورهای مبدأ نیز چنین شور و هیجانی برنمی‌انگیزند. این پدیده از نگاه آسیب‌شناسی اجتماعی نشانه‌ای سطحی از تغییر ذائقه فرهنگی نیست بلکه بازتاب مجموعه‌ای از ناکامی‌های ساختاری در مدیریت هویت، مناسبت‌ها و پیوندهای اجتماعی جامعه ایران است. جوان ایرانی امروز در فضایی زیست می‌کند که بسیاری از آیین‌های ملی و فرهنگی‌اش یا کمرنگ شده یا به واسطه برخی سیاست‌ها و محدودیت‌ها از میدان عمومی رانده شده‌اند. نوروز، یلدا، مهرگان، سده، یا حتی جشن‌های مذهبی آیینی، زمانی محور ارتباطات اجتماعی و مناسبات خانوادگی بودند، اما طی دهه‌های گذشته بخشی از این مراسم یا تحت نظارت‌های سخت‌‌گیرانه قرار گرفتند یا امکان بروز طبیعی و شادی ‌محور خود را از دست دادند. از دیدگاه آسیب‌‌شناس اجتماعی هنگامی که جامعه در جشن‌های اصیل خود محدود می‌شود، ناخواسته به سوی الگوهای وارداتی جذب می‌گردد. هالووین و کریسمس در ایران تنها جشن نیستند و بلکه نوعی اعلام وجود فرهنگی‌اند؛ نوعی تلاش برای گریز از روزمرگی و یافتن فرصتی برای شادی ولو با ریشه‌هایی نامرتبط با تاریخ سرزمینی ما.

*چرا نسل جدید تمایل بیشتری نسبت به این مناسبت‌های پیدا کرده تا مناسبت‌های بومی و ایرانی؟

یکی از دلایل اصلی رشد این موج برخورد سلبی و غیرکارشناسی با مناسبت‌های ملی و حتی برخی آیین‌های مذهبی بوده است. سیاست‌هایی که به جای تقویت فرهنگ ملی آن را به حاشیه رانده‌اند و به‌ جای حمایت از شادی اصیل ایرانی فضا را برای شادی بی‌هویت و واسطه‌‌دار باز کرده‌اند. وقتی بخشی از حاکمیت در سال‌های گذشته با آیین‌های ایرانی به دیده تردید نگاه کرد و از این رو طبیعی است که جامعه به سمت الگوهای جایگزین سوق پیدا کند. به هر حال نیاز به جشن، نیاز به شادی، نیاز به هویت اجتماعی و نیاز به تجربه جمعی، نیازهایی تعطیل‌ بردار نیستند. رواج گسترده مناسبت‌هایی مانند بلک فرایدی، هالووین و ولنتاین در ایران البته تنها نتیجه سیاست‌های رسمی نیست. بازار نیز در این میان نقشی مهم ایفا می‌کند. فروشگاه‌ها، برندها، کافه‌ها و مراکز تفریحی، با تکیه بر جذابیت ظاهری این جشن‌ها آنها را به کالایی پرفروش تبدیل کرده‌اند. در نتیجه هر سال شاهد رقابتی پرهیجان برای تزئینات، خوراکی‌ها، لباس‌ها و نمادهای این مناسبت‌ها هستیم هیجانی که گاه از کشورهای صاحب این آیین‌ها نیز فراتر می‌رود. در چنین شرایطی برخی اتفاقات مانند آنچه برای آقای مدیری و پسرش هم رخ داد قابل توجه بود که در همهمه این روزها به فراموشی سپرده شد. من فکر می‌کنم اتفاقی که برای آقای مدیری به عنوان طنزپرداز مطرح و مهم کشور در کنسرت دُبی رخ داد، از بسیاری جهات باید مورد بررسی قرار گیرد که چرا هنرمندان ما که زمانی آثار فاخری تولید می‌کردند به ابتذال کشیده شده‌اند.

*یعنی معتقدید هنرمندان و سلبریتی‌ها هم از هویت بومی فاصله گرفته‌اند؟ چرا معتقدید مدیری و امثالهم به ابتذال کشیده شده‌اند؟

بعد از ایفای بعضی از نقش‌های دارای ابعاد مثبت و منفی توسط آقای مدیری از شیرفرهاد برره تا فردی با شخصیت اشتباهی در مرد هزار چهره و کالبد شکافی نقش‌ها باید به این نکته اذعان کرد که هر کدام از این نقش‌ها می‌توانست و باید همراه پیام‌های طنزآمیز، نکات مهم و مورد نیاز برای جوانان جامعه را در خود داشته باشد. این در حالی است که امروز هوش مصنوعی جایگزین سناریوهای قوی و فاخر شده که مبتنی بر هویت ما نیست و مهران مدیری نیز در دام همین مسأله افتاده است. به هر حال فناوری‌های نوین در کنار امتیازات مثبت و فراوان ویروس‌های خطرناک فرهنگی و اخلاقی را به جامعه تزریق می‌کند. دوران مطالعه و تحقیق گذشته است، وقتی در چند دقیقه می‌توان مقالات مختلف را در هر موضوعی ارائه داد، دیگر چه نیازی به مطالعات گسترده و عمیق در کتابخانه‌های داخل و خارج وجود خواهد داشت؟ در واقع نعمت کپی پیست برکت مقالات در سفره‌های رسانه‌های داخل و خارج شده‌اند و در دورانی که هنوز بعضی از ما نتوانسته‌اند بین «یارانه و رایانه» تفاوت قایل شوند به مدد مدارج دکتری‌های نورس و مقالات یادشده عناوین عاریه سخاوتمندانه اعطا می‌شوند. در مورد کنسرت مهران مدیری و پسرش نیز دو نکته مهم وجود دارد. نخست کینه توزانی بودند که به قصد تسویه حساب با پدر شمشیر بر پسر کشیده‌اند. از نگاه آسیب شناسی هنری همه کسانی که در رشته‌های مختلف هنر پیشگام بودند مورد هجوم و حتی هتک حرمت قرار گرفته‌اند. با این وجود برخی معتقدند اگر ایشان پسر مهران مدیری نبود آیا باز اجازه این مانور هنری به وی داده می‌شد؟ من معتقدم درست است عضویت در خانواده مدیری برای وی سکو محسوب می‌شود، اما افراد با سکوهای بالاتر از او نتوانستند جایگاهی کسب کنند.

اتفاقی که برای آقای مدیری به عنوان طنزپرداز مطرح و مهم کشور در کنسرت دُبی رخ داد، از بسیاری جهات باید مورد بررسی قرار گیرد که چرا هنرمندان ما که زمانی آثار فاخری تولید می‌کردند به ابتذال کشیده شده‌اند

*به هر حال مهران مدیری یک کمدین است. آیا بهتر نبود به جای چنین کنسرت پر سروصدا و در عین حال کم‌مایه‌ای که هم در مورد خودش وجود داشت و هم پسرش، در زمینه تخصص خود فعالیت می‌کرد؟

فراموش نکنیم نوابغی مثل چاپلین و امثال وی در شروع کار مورد هجمه‌های شدید‌تر از مدیری قرار گرفتند. اگر توان فرهاد مدیری در این کنسرت بر اساس توانایی‌های پدر باشد، این هنرنمایی اولین و آخرین عرصه هنری او ‌خواهد بود. اما ناجوانمردانه است که اختلاف حساب‌های با پدر با پسر تسویه شود. همه هنرهایی که برای اولین بار عرضه شدند طعم چنین هجمه‌هایی را چشیده‌اند. خیلی از چهرهای هنری فیلم و سریال با آقای مدیری وارد عرصه شده‌اند اما نتوانستند حتی سکوهای خیلی پایین‌تر از وی دست یابند. من نه آقای مدیری را از نزدیک دیده و نه الفتی با ایشان دارم، اما به عنوان یک آسیب شناس و رفتارشناس اجتماعی با بیش از ۴۰ سال سابقه تدریس دانشگاهی و تحقیقات مرتبط، صادقانه عرض می‌کنم در دوران غم و اندوه حاضر، آثار مربوط به دوران گذشته چرا این همه مورد استقبال قرار می‌گیرد؟ در اکثر فیلم‌ها صحنه‌های رقص‌های مردانه و قر و قمبیل‌های سخیف آنان همراه با چند سکانس وسترن‌های وطنی و چند صحنه بیلیارد به نیت غربی نمودن فیلم اصل و جانمایه اکثر فیلم‌های اخیر شده‌اند. فرهاد مدیری اعتماد به‌نفس موجود را تا حدودی از پدر به ارث برده اما ارائه یک حرکت ابداعی و جدید آنهم در صحنه‌های دور از وطن نیاز به شهامت فوق‌العاده ندارد؟ گویا صحنه‌های گفت‌وگوی یک جادوگر با یک نفر به صحنه آورده می‌شود! درست است که مدیری پدر درجه ممتازی در هنر و نقش‌آفرینی دارد اما کاش به‌خاطر اینکه این نمایش با محتوایی جدید به صحنه آورده می‌شود، از بعضی از دست اندرکاران علمی و هنری جهت تماشای این نمایش و اظهارنظر در مورد آن دعوت به‌عمل آورده و نظرخواهی می‌کرد. یکی از هم‌دوره‌ها و شاید دوستان مدیری ضمن حمله لفظی به اینجانب می‌گفت مهران کسی را در این گونه درجات و جایگاه‌ها قبول نداشته ‌خود را بالاتر از همه سینمایی‌ها می‌داند. حتی پوشش ایشان هم شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت که سکوت ایشان و حمایت دوستان‌شان که هنوز هم ادامه دارد، توانست تا حدودی تهاجمات را خنثی نماید.

*به هر حال اغلب سلبریتی‌ها پس از مدتی دچار غرور می‌شوند و صدای منتقدان را نمی‌شوند. آیا مدیری هم با چنین وضعیتی مواجه شده است؟

برخی از کنش‌گری‌ها و فعالیت‌های مدیری حاوی نکاتی است که می‌تواند در جایگاه شمشیر داموکلوس قرار گیرد. البته حضور همزمان این پدر و پسر در صحنه‌های هنری داخل و خارج، جای بحث دارد. کاش آقای مدیری در ساخت و پردازش فیلم‌ها و سریال‌های خود از اساتید علمی و دانشگاهی دعوت به عمل آورده و نظرخواهی می‌کرد. بنده هیچوقت ایشان از نزدیک و دور ملاقات نکرده‌ام اما با آن دسته افرادی که از صدقه همین سینما و تئاتر به پاساژ و برج و‌ خانه‌های آنچنانی در لندن و ‌پاریس رسیده و خیلی زود به وطن و هموطنان خود پشت نموده و سرود خوان دشمنان مردم و کشور گردیده‌اند تفاوت دارد. عجیب این است که آن افراد چه زود مردم و طرفداران خود را فراموش کرده و از عروسی خوبان به عزای بدان نشسته‌اند. به هر حال امیدوارم در قضاوت‌ها و ارزیابی‌های خود تمام ابعاد یک محصول را در نظر گرفته و ضمن بیان معایب و نقاط ضعف، نقاط قوت و محاسن را صادقانه بیان نمایند.

 

 

 

 

 

 

منبع : آرمان ملی

جدید

ارسال نظر

هشتگ‌های داغ

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار