غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی در گفتوگو با «آرمان ملی»:
دولت نباید به تندروها باج بدهد
آرمان ملی- حمید شجاعی: از هیچ اقدام، اظهار یا واکنشی باکی ندارند و هرجا عرصه را تنگ ببینند و شرایط بر وفق مرادشان نباشد رو به اهانت، هجمه، تخریب و توهین میآورند. اساسا هم کاری ندارند که طرف مقابل آنها کیست و در چه ساحتی قرار دارد.
سخن در باب تندروهایی است که نه تنها صرفا خود را میبینند؛ بلکه هر جریان، فکر و اندیشهای را باطل و صرفا خود را حق میبینند. نمود واضح این مساله را میتوان در مواجهه آنها با دولت چهاردهم مسعود پزشکیان دید که با وجود طرح وفاق ملی با اینها باز هم تندروها دست یاری او را پس زدند و شروع به تخریب کردند. اول همتی را با استیضاح سیاسی از دولت کنار زدند و بعد هم ظریف را به لطایف الحیل و با فشارهای سیاسی از معاونت رئیسجمهور برکنار کردند، اما اقدامات آنها به اینجا ختم نشد و از ابتدای روی کار آمدن دولت تاکنون به رئیسجمهور و دولتمردانش بابت برخی اقدامات و تصمیمات انواع حملات و فشارها را آوردهاند. این در حالی است که رهبر انقلاب بارها در مقاطع مختلف به حمایت از دولت پرداخته و موفقیت دولت را موفقیت نظام خواندهاند و حتی اخیرا نیز گفتند: «از رئیسجمهور محترم و دولت خدمتگزار حمایت کنیم». اما تندروها که از رهبری نیز جلو زدهاند اهداف و منویات خود را پیش میبرند و دستور کارشان تخریب دولت و دولتمردان است. البته که آنها بعضا از دولت نیز عبور کردهاند و سایر مجموعهها و قوا را نیز مورد عنایت قرار دادند. آخرین اقدام تندروها مربوط به عکسی میشود که در گوشه جلد شماره روز پنجشنبه روزنامه اینترنتی «صدای ایران»، نشریه سایت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب کار شده است. این نشریه که در هر شماره خود تصویر یکی از شهدای جنگ 12 روزه را روی جلد میبرد، اینبار از تصویر شهید «نیلوفر قلعهوند» استفاده کرد؛ تصویری که با دلخواه فرهنگی تندروها فاصله دارد. همین امر نیز باعث حمله تندروها به روزنامه سایت دفتر حفظ آثار رهبری شده است. آنچه مسلم است باید مواجههای قاطع با این جریان صورت گیرد که بیش از این برای کشور و حاکمیت هزینهسازی نکند. در همین راستا برای بررسی اقدامت تندروها، تخریب دولت و نوع مواجهه با آنها «آرمان ملی» با غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی نماینده ادوار مجلس و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* اخیرا رهبر انقلاب از رئیسجمهور و دولت مجددا حمایت خود را اعلام کردند؛ اما برخی جریانات گویا با وجود حمایت رهبری هم به دنبال تخریب و حمله به دولت هستند؛ این اقدامات چرا و با چه نیتی صورت میپذیرد؟
برداشت من این است که تندروهای افراطی و رادیکال جناح راست در کمال تاسف از مقام رهبری عبور کردهاند و الان هر کدام خودشان را به یک درجه اجتهادی رساندند و از حمایت رهبری از آقای پزشکیان و رئیسجمهور شدنش گلایهمند هستند. اگر حمایت با اعضای شورای نگهبان نبود الان کاندیدای آنها رئیسجمهور بود. بعد از آن ورود رهبری در روز آخر انتخابات و اتفاقی که برای آقای منصوری و تیمش در وزارت کشور افتاد و اجازه داده نشد که هیچ دخالتی انجام شود همه اینها باعث شد تا تندروها اینگونه علیه آقای پزشکیان موضوع بگیرند. اینها الان گاردی دارند که فقط از ترس ملت مطرح نمیکنند. تندروها ماوراء الزمانی فکر میکنند و در یک حال و هوای دیگری هستند. اینگونه نیست که اینها تابع رهبری باشند و اگر در خلوت تندروها بنشینید، حرفهای عجیبی میشنوید. آنها معتقدند که خود درست تشخیص میدهند و میگویند رهبری به مصلحت یا تحت فشار فلان حرف را گفته و هر سخن ایشان را یک جور تفسیر و تحلیل میکنند. من الان کاملاً اعتقاد دارم که اینها از رهبری رد شدهاند و وقتی هم حضرت آقا میفرمودند من گوش میدادم گفتم اینها صددرصد گوش نمیکنند. اگر پای حرف تندروها بنشینید میگویند رهبری همیشه برای همه دولتها این حرفها را گفته است. خب؛ البته مقام رهبری ارادهاش کمک به همه روسای جمهور بوده ولی تعارفی هم با کسی نداشته و ندارد. اینجا هم با اراده قوی گفته به این رئیسجمهور کمک کنید، ولی تندروها تفسیر میکنند که منظور ایشان چنین چیزی نیست. من اصلاً امیدوار نیستم که اینها حرف گوش بدهند. ما نصیحتها را کردیم و گفتیم تند میروید و این راهش نیست اما خب، گوش نکردند. چه کار میشود کرد؟ من قبلاً هم در گفتوگوهایم چند فکت دادم که به این دلایل تندروها اصلا تابع رهبری نیستند.
*تندروها بعضا در دولت سیزدهم که متبوع خودشان بود به رئیسجمهور فقید نیز انتقاداتی داشتند و حتی برخی میگویند اگر سعید جلیلی هم بیاید در مسائلی با او نیز زاویه پیدا میکنند؛ نگاه اینها به حکومت و دولت را چطور میبینید و به دنبال چه هستند؟
پرسشتان بسیار هوشمندانه است که اصلا اینها با این اقدامات چه هدفی را دنبال میکنند و دنبال چه هستند؛ برویم همان را تشکیل دهیم، اما آنچه که الان برداشت میشود هیچ هدف مشخصی نیست یا حداقل ما از آن سر در نمیآوریم؛ البته نه اینکه سر در نیاورم میترسم بیان کنم. چون اینها در یک فضای دیگری هستند و تفکر و نوع نگاهشان خیلی خطرناک است. باید خیلی زودتر از اینها جلوی اینا گرفته میشد و یک روزی همه پشیمان خواهند شد که چرا با این جریان تندرو برخورد نکردند. انتظار هر اقدامی که به ذهنتان برسد از اینها میرود چون وقتی میگوییم تندرو، یعنی تخته گاز میروند و معتقدند همه اشتباه میکنند و فقط خودشان مسیر درست و تفکر درست را در اختیار دارند. من به کرات گفتهام نباید کسی فریب حرفایی را بخورد که ظاهرا این جریان از جنبه دلسوزانه مطرح میکند، چون اصلا اینگونه نیست. تندروها هیچ اعتقادی به قواعد جاری کشور ندارند و واقعا باید برایشان فکری اساسی کرد.
* شاید بتوانیم نمود بهتر و واضحتر این مساله را در ماجرای سیمکارتهای سفید ببینیم که مخالفان رفع فیلترینگ در کشور خودشان با سیمکارت سفید در شبکههای فیلتر شده حضور دارند؛ این مساله را چطور میبینید؟
من قبلا هم بارها گفتهام اینها اعتقادی به مردم ندارند. وقتی در بعضی از مسائل میگویند اینجا رهبری باید این کار را میکرد و روی حرف رهبری حرف میزنند، خیلی در ملکوت اعلا هستند. اینها معتقدند که مردم چه کارهاند به ما رای بدهند. الگوهای این تندروها سوسیالیستی و کمونیستی است و اصلا اعتقادی به دموکراسی، کشورداری و حکمرانی توسط مردم ندارند؛ بلکه میگویند که مردم قشری که تا حدی میفهمند و نه بیشتر مگر مردم سیاستمدار هستند که فهمی از مسائل داشته باشند. مثال میزنند که مگر کشاورزان چین حق رای دادن دارند که مردم هم اینجا رای بدهند؟ جالبتر اینکه تندروها فقط خودشان را تراز و اعلم میدانند که به بلوغ رسیدهاند و اگر شما از اینها سوال کنید که چرا سیمکارت سفید دارید، میگویند باید داشته باشیم و سطح ما با سطح مردم فرق میکند. من اصطلاحی دارم و همیشه میگویم مردم به قیم نیاز ندارند؛ اما تندروها خودشان را قیم مردم میدانند دو سه چیز هم کنار یکدیگر ردیف میکنند که ما شخیص میدهیم اینگونه شود. من از یکی از اینها شنیدم که باور نمیکنید حتی در بچهداری افراد هم میخواستند سقف بگذارند. اینها یک فرقه هستند و اصلا نوع نگاهتان را از یک جبهه سیاسی خارج کنید. اینها یک فرقه اعتقادی هستند. از همان دوره احمدینژاد که حرف از دولت انحرافی زده میشد، اینها واقعاً یک انحراف در دین ایجاد کردند. من جرات نمیکنم خیلی از صحبتهای اینها را به صراحت بگویم، اما معتقدم تندروها همان انجمن حجتیه با شکل و شمایلی دیگر هستند.
در قصه سیمکارت سفید، تندروها معتقدند که سیمکارت سفید حق مادرزادی ما بوده و لطفی به ما نشده که مردم اینقدر سروصدا میکنند. اینها شرمنده نیستند، بلکه از این تعجب کردهاند که مردم چرا ناراحت شدهاند
* با وجود تاکیدات به حمایت از دولت باز هم شاهد برخی تسویه حسابها در قالب سوال یا استیضاح وزرا هستیم؛ آیا نباید مواجهه درستی با مخالفان صورت گیرد به نحوی که با درک شرایط به جای تقابل به دولت کمک کنند؟
فارغ از همه نقدهای کارشناسی و بالاخره بحثها و گلایههایی که از آقای رئیسجمهور وجود دارد عقل حکم میکند که دولت را حمایت کنیم. البته حرف حضرت آقا بالای سر؛ اما حتی اگر رهبری هم نمیگفت برای مصلحت کشور باید قوای سهگانه را تقویت کرد. اما رهبری توصیهای فراتر از اینها در حمایت از دولت کردند. تندروها پای میکروفن هرچه دلشان بخواهد میگویند و کشور را ملتهب میکنند. به نظرم آقای غضنفری شرایط خاصی دارد که میگوید روزی که بتوانم صندلی از زیر پای آقای روحانی بکشم شاد میشوم! خب؛ از کجا معلوم قرار نیست وضع جور دیگری رقم بخورد. اینها حالا ماموریت دارند یا فرقهای هستند هرچه باشد دلشان برای این کشور نمیسوزد. شما میگویید مواجهه! ما کی خواستار این مساله شدیم که با اینها برخورد شود؟ اگر زندگی اینهایی که شعار تند میدهند شخم زده شود قطعا چیزهایی در میآید که اینها با جایی ارتباط دارند. الان در این مقطعی که ما نه جنگیم نه صلح و در واقع بیشتر سمت جنگیم تا صلح و کشور آرامش میخواهد شما جرأت نمیکنید میکروفن رادیو فرهنگ را روشن کنید. چون دوباره از یک آشوب دیگر میشنوید. ثابتی میکروفن را به رسایی میدهد، رسایی به غضنفری، او به کوچکزاده و بین یکدیگر پاسکاری میکنند و هر روز هم یک نفر شر بپا میکند. درست است که نماینده مصونیت دارد اما مصونیت از چه چیزی؟ کجا گفتند که یک نماینده میتواند هر چه میخواهد بگوید و کشور را آن هم در این مقطع زمانی ملتهب کند؟ دشمن نیز همین افتراق را میخواهد. چنین کارها و رفتارهایی حرکت در مسیر دشمن است. حقیقتا باید گفت این افراد از هوش، درایت و کارایی بهره چندانی ندارند. مثلا در موضوع شهرداری میتوان تلاش کرد شهرداری ضعیفتر پیدا کرد اما آیا پیدا میشود؟ این افراد نه کار بلدند، نه میتوانند کار کنند، فقط در گوشهای مینشینند و نق میزنند. از طرفی هم میگویند هر کسی که با ما نیست پس علیه ما است. مثلا در قصه سیمکارت سفید، تندروها معتقدند که سیمکارت سفید حق مادرزادی ما بوده و لطفی به ما نشده که مردم اینقدر سروصدا میکنند. اینها شرمنده نیستند، بلکه از این تعجب کردهاند که مردم چرا ناراحت شدهاند. بعد میگویند ما به ملت تفهیم نکردیم که شما حق ندارید به شبکههای اجتماعی وارد شوید چون سواد ندارید. فقط ما میفهمیم و اگر شما وارد شوید، فاسد میشوید.
*از دیدگاه شما بهتر نیست که رئیسجمهور و دولت بیش از اینکه با این جریانات رویکرد وفاق ملی را پیش ببرند، از در قانونگرایی و مواجهه هوشمندانه وارد شوند؟
من از روز اول گفتم که وفاق با اینها اصلاً فاقد معناست. کسی که برای شما شمشیر کشیده شما با او مذاکره میکنید؟ ولی کوچکترین خواهش ما این است که دولت فقط برای اینها وقت نگذارد و باج ندهد، چراکه این جریان هیچ وقت با این دولت همسو نخواهد شد. لذا دولت از باج دادن به اینها خودداری کند و آنهایی که داده را پس بگیرد. بالاخره اینها دولت را زمین خواهند زد. اینها فعلا فضا ندارند وگرنه دولت را استیضاح میکنند. مردم الان نمیخواهند کشور آسیب ببیند و تندروها دنبال راهکاری هستند که دولت را زمین بزنند و با خیال خام، خودشان متولی امور شوند.
* پس معتقدید تندروها از هم اکنون در پی انتخابات بعدی هستند؟
من فکر میکنم در خیال خام خودشان و با توجه به اینکه آدمهای عجولی هستند بعید میدانم چهار سال صبر کنند. من نمیخواهم از دولت پزشکیان دفاع کنم؛ اما شایعه استعفای آقای پزشکیان و شایعههای مخالف نشان از اقدامات تندروها از هماکنون دارد. در حالی که الان زمانش نیست. اینکه میگفتند آقای پزشکیان تا بهمن ماه نمیماند بعد تمدید کردند تا شهریور و... دنبال انجام پروژههای خودشان هستند.
* پس غرض پایین کشیدن رئیسجمهور است؟
صددرصد؛ مثلا آقای پزشکیان همکارشان بود؛ مجلسی بود بنده خدا آقای پزشکیان فکر میکند که یک بخش مجلس از او حمایت میکند؛ اما چشم سفیدها انگار نه انگار رئیسجمهور را میشناسند. من با گران کردن و این کارها مخالفم ولی اینکه فرض کنید کشور گل و بلبل است، بعد در دروغی بزرگ بگویند بنزین لیتری ۲۰۰۰ تومان تمام میشود، اینها دلشان برای کشور نمیسوزد. اینها فقط دنبال این هستند که دولت را بزنند چون به دوستانشان گفتند شما سال 1405 رئیسجمهوری به نام پزشکیان نخواهید داشت. لذا این سه چهار ماه که تختهگاز رئیسجمهور و دولت را تحت فشار گذاشتند برای همین است که روحیه آقای رئیسجمهور را تضعیف کنند.
ارسال نظر