آرمــــان مـلي- سجاد جــنتآبادي: غالــب فــعالان سياسي، اقتــصادي و کــارشناسان امر مهمترين مشکل فعلي جامعه را تنگناهاي معيشتي ناشي از تحريمها و برخي عملکردهاي ناموفق دولت ميدانند و معتقدند که براي خروج از اين شرايط و رسيدن به ثبات نسبي بايد مساله تحريمها و برخي عملکردهاي نامناسب تاثيرگذار در اقتصاد جامعه حل و فصل شود. اين در حالي است که رئيسجمهور بارها و به انحاي مختلف نسبت به کمبود اختيارات خود گلايهمند بوده و عملي نشدن برخي وعدهها را ناشي از همين اختيارات محدود عنوان کرده است. مثلا دولت به دفعات نسبت به تصويب لوايح چهار گانه FATF براي تسهيل در مرودات بانکي و تجارت بينالمللي تاکيد داشته اما برخي دستگاهها و نهادها در مقابل آن موضعگيري کردهاند و نتيجه اين شده که دولت نتواند آنطور که بايد و شايد به اقدامات و برنامههاي اقتصادي خود بپردازد. همه اينها در شرايطي رقم ميخورد که کمتر از 8 ماه ديگر انتخابات رياستجمهوري 1400 را در پيش رو داريم اما جامعه با توجه به اينکه مطالبات و خواستههايش محقق نشده نسبتبه اين فرآيند چندان موضع مثبتي ندارند؛ از همين رو است که برخي فعالان سياسي معتقدند در انتخابات پيشرو نيز مثل انتخابات مجلس مشارکت گسترده و پرشوري را شاهد نخواهيم بود. چراکه روسايجمهور معمولا در دوران انتخابات وعدههايي ميدهند اما پس از استقرار به دليل عدم اختيارات کافي از تحقق آن وعدهها سر باز ميزنند. در اين راستا، براي بررسي عملکرد دولت و اختيارات رئيسجمهور، مولفههاي رئيسجمهور کارآمد و مشارکت مردم در انتخابات 1400 «آرمان ملي» با حجتالاسلام سيدناصر قوامي، رئيس کميسيون قضايي مجلس ششم و فعال سياسي اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
تــمــامي روساي جمهور به نحوي از کمبود اختيارات خود گلايه داشتهاند؛ اساسا برخي عملکردهاي ناموفق به کمبود اختيارات بازميگردد يا ريشههاي ديگري دارد؟
ما ابتدا بايد با بررسي قانون اساسي متوجه اختيارات رئيسجمهور در قوه مجريه شويم. رئيسجمهور پس از انتخاب از سوي مردم بايد اين امر را در نظر بگيرد که اختياراتش با توجه به شرايط کشور مناسب و کافي است و امکان عملي کردن برنامههاي خود را دارد يا خير. از اين جهت اين چنين به نظر ميآيد که آقاي روحاني شايد 10 درصد اختيارات خود را هم براي اداره کشور نداشته باشد. رئيسجمهور حتي در همان 10درصدي هم که اختياراتي دارد در بعضي از موضوعات نميتواند بهتنهايي تصميمگيري کند. لذا اگر ميبينيم که رئيسجمهور در برخي امور در حوزههاي مختلف نتوانسته آنطور که بايد و در برنامهها و اهداف از پيشتعيينشدهاش بوده عمل کند بهدليل محدوديتهايي است که بر حوزه عملکردي وي عارض است؛ امري که خاص اين رئيسجمهور نيست و همه بدان معترض بودهاند. به همين جهت انداختن همه تقصيرها بر گردن رئيسجمهور کاملا بيانصافي است. در کشوري که اين همه تحريمهاي گسترده خارجي و چالشهاي سياست داخلي دارد، قوه مجريه بهتنهايي نميتواند همه مشکلات موجود را حل کند. البته دولت هم در مديريت کابينه خود اعم از وزرا؛ مديران و ساير مقامات مسئول مشکلاتي داشته که با برنامهريزي و انتخاب افراد دلسوز مردم اين مشکلات هم بهراحتي قابل حل خواهد بود. هيچ انسان عاقل، حقوقدان، عالم و کسي که شرايط کشور را بهخوبي ميشناسد مطمئنا قبول نميکند همه مشکلات کشور را بايد بر گردن رئيسجمهور انداخت.
از ديــدگــاه شـما رئيسجمهوري که بتواند شرايط کشور را بهسمت آباداني حرکت دهد چه مولفههايي دارد؟
کشور ما به رئيسجمهوري نياز دارد که اگر به قدرت رسيد از هيچ موضوعي ترس نداشته باشد. رئيسجمهور موفق کسي است که حقايق جامعه و کشور را به مردم بگويد. هر زماني که ما رئيسجمهوري داشتيم که از مواخذه نترسيد و حقايق را با مردم بازگو کرد آن وقت کشور به سمت آباداني و پيشرفت سريعتر حرکت خواهد کرد. البته اختيارات رئيسجمهور در کشور ما تاحدودي محدود است. مردم هنوز منتظر هستند تا ببينند لايحه FATF در دست چه کساني است که بعد از مدتها بحث و جدل به هيچ نتيجهاي نرسيده است. چه کساني عامل اصلي تصويب نشدن اين لايحه هستند که باعث بروز چنين مشکلاتي در کشور شده و دولت در مبادلات بانکي خود به خاطر تصويب نشدن اين لايحه مهم دچار مشکلات عظيمي شده است. ما پولهاي فراواني داريم که در کشورهاي مختلفي بلوکه شده است. اگر يک رئيسجمهوري وارد عرصه انتخابات شود و مشکلات کشور را بهطور شفاف به مردم اعلام کند و مردم را از موضوعات اصلي کشور مطلع کند، بيشک مردم ما هم آنقدر فهيم هستند که شرايط دولت را درک کنند. مشکل رئيسجمهور آقاي روحاني اين است که با مردم شفاف صحبت نميکند. اگر رئيسجمهور شفاف با مردم صحبت کند و حقايق را به مردم بگويد حتما مردم نهتنها وي را مقصر نميدانند بلکه در حل مشکلات کشور هم رئيسجمهور را ياري ميکنند.