مناظره بين نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري آمريکا، از نقطهنظر آشنا شدن با مواضع و برنامههاي آنها اگر بيش از يکبار انجام شود، به نظرم براي مخاطب اتلاف وقت است! اين نتيجهاي است که من از مناظره اخير جو بايدن و دونالد ترامپ به آن رسيدم! هر دو طرف عمدتا همان حرفها و سخنان قبلي خود را تکرار کردند! نميدانم چرا جامعه آمريکا از تکرار اين نوع بحثها ملول و بيزار نميشود؟ بدترين بخش اين مناظرهها آنجاست که دو طرف بهطور مرتب يکديگر را به ارتکاب اعمالي بعضا مجرمانه متهم ميکنند که اگر صورت نگرفته باشد بهتاني زشت و قابل پيگرد قضائي است و اگر صورت گرفته باشد طبعا طرف بايد در دادگاه پاسخگوي عمل مجرمانه خود باشد! با اينحال، هيچکدام از اين دو اتفاق هم نميافتد و اين براي مخاطبي که در اين گوشه از جهان نشسته و مناظره دو نامزد انتخاباتي را دنبال ميکند، بينهايت حيرتانگيز و غيرقابل فهم است! بههرحال، وقتي که پاي اتهام مشخصي در ميان باشد، از لحاظ منطقي، وضع از دو حال خارج نيست. يا آن اتهام وارد است يا وارد نيست! قانون، داور نهايي را هم در اينباره، سيستم قضائي تعيين کرده است. چرا اين سيستم درباره اتهام ساخت و پاخت پسر بايدن با رژيم سابق اوکراين يا گريز ترامپ از پرداخت ماليات نظر روشني نميدهد تا رايدهنده آمريکايي امکان داوري منصفانه بين دو نامزد را پيدا کند! شايد رسيدگي به اين قبيل امور در جامعهاي با پيچيدگيهاي حقوقي و قضائي آمريکا روندي طولاني داشته باشد و تعيين سرنوشت آن به مبارزات انتخاباتي در يک دوره قد ندهد، اما حداقل دو طرف نزاع که ميتوانند مدارک و مستندات خود را بهگونهاي به افکار عمومي ارائه کنند بهطوريکه کانديداي متهم، امکان انکار آن را نداشته باشد! در مجموع به نظرم وجه «دماگوژي» دموکراسيها که فيلسوفان يونان بهخصوص افلاطون و ارسطو درباره خطرات آن هشدار دادهاند، در دنياي کنوني در حال پررنگ شدن است! اگر اين وجهِ مخرب با همين رويه تقويت شود، چه بسا که دموکراسيها را دچار انحطاط کند و از معنا و مفهوم اصيل آن تهي سازد. دموکراسي متاسفانه عيوب و نقايص بسياري دارد، اما براي راحت کردن خيال دشمنان دموکراسي که مترصد سوءاستفاده از هر نقدي در اين باره بهمنظور رد و نفي منطق و اساس آن هستند، همواره بايد يادآوري کرد که دموکراسي باوجود عيب و نقصش، بهترين و عادلانهترين و انسانيترين مدل حکومتداري است که نوع بشر در تاريخ حيات خود کشف کرده است!