هر داغي سرد خواهد شد بنابراين افراطيها در فرآيند زمان به همان فضاي ذهني سياستمدارانِ عقلگرا خواهند رسيد اما در آوردگاه مبارزه براي کسبِ قدرت بدون توجه به اقتضاي شرايط امروز جامعه، شعارهايي سَر ميدهند که فقط مصرف داخلي دارد. بنابراين نبايد چنين شعارهايي را جدي گرفت و مخالفتهاي آنان با هر دولتي غيراز خودشان به نوعي دردِ دوري از قدرت است که تبديل به فريادهاي اينچنيني ميشود. وقتي فناوري و تکنولوژي مثل تکانهاي، جامعه را جابجا کرده است هيچ جريان سياسي و اقتصادي نميتواند عقبتر از جامعه زيستِ سياسي کند جامعه امروز ايران مثل گذشته نيست که نسبت به برخي از خواست و نيازهاي طبيعيشان کوتاه بيايد بنابراين شايسته است که گفتارها و عملکردها متناسب با خرد عمومي باشد. واقعيت و مشکلاتِ اقتصادي و...امروز ايران نشان داده است که دوري و نزديکي از ادبياتِ غالب دهکده جهاني چه سود و زيانهايي ايجاد ميکند. به نظر ميرسد دولت 1400، دولت مذاکرات شود. بنابراين جريانهايي که به دنبال کرسي رياستجمهوري هستند بايد بدانند که حرف و سخنهاي امروزشان در حافظه ملت ايران ضبط خواهد شد و حملاتِ فعليشان به دولت به دليل تبليغاتِ زود هنگاميست که شروع کردهاند اما نميدانند که چه ميگويند و عبارات و جملاتي به کار ميبرند، که به زودي مجبور هستند در فضاي همان گفتمانهاي متناسب با نظام بينالملل حضور داشته باشند. گاه تقابلهاي داخلي بر اساس روش و منطق قابل مطالعهاي صورت نميپذيرد چرا که تلويحا مسير برون رفت از مشکلات موجود مشخص شده است اين که چه جرياني اين مسير را برود، مهم شده است و متاسفانه براي ايجاد چنين رويهاي، هزينههاي زيادي به ملت تحميل شده است. تعارف را کنار بگذاريم و بپذيريم که برخي دعواهاي سياسي در فضاي سوارِ بر قدرت بودن و نبودن است. مگر ميشود داستانِ برجامي که با نظارت نهادهاي بالادستي صورت گرفته بود اين همه معارض پيدا کند؟ وقتي شعار تمکين پذيري از قوانين نوشته و نانوشته در عرصه عمومي سَر داده ميشود آن گاه در ورطه عمل عملکردهاي معارضگونه انجام ميشود آيا براي ملت اين ابهام ايجاد نميشود که دعوا بيشتر براي صندليست تا چيز ديگر. رهبري نظام هميشه تا روز آخر عمر دولتها، حمايت کننده بوده است اما برخي از نمايندگان مجلس يازدهم صحبت از اعدام و استيضاح رئيسجمهور ميکنند پيامِ اين تعارضها براي اکثريت جامعه چيست؟ بنابراين نگراني در چنين فضاهايي براي موثرانِ جامعه ايجاد ميشود که برخي فقط همراهانِ زباني و ناني هستند و اگر ديگي براي آنان نجوشد به کوچک و بزرگ رحم نخواهند کرد! براي برخي جريانهاي سياسي فقط ديگي که براي آنان بجوشد مهم است. بنابراين عقلاي سياسي کشور بايد مراقب تحرکاتِ آنان باشند چرا که چنين افرادي تنها چيزي که برايشان مهم است کسب قدرت است. اين جريانها سهلالوصول از قوانين نيز عبور ميکنند وبا ترفندهاي مختلف از احساساتِ جوانانِ عدالتخواه براي رسيدن به اهدافشان بهره برداري ميکنند و با استتار در فضاي ادبياتهاي رسمي به دنبال بودن به هر قيمتي ميباشند.