با وجود انتقاداتي که به عدم حضور زنان در رقابتهاي انتخاباتي وجود دارد اما احزاب و جريانهاي سياسي زني را به عنوان کانديد نهايي معرفي نکردهاند، ارزيابي شما از علت اين کار چيست؟
در ضربالمثل هست که مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد. جناحهاي سياسي بعد از گذشت 42 سال از انقلاب و بعد از اينکه بارها و بارها اين موضوع را مطرح کردهاند و بارها به صحنه آمدهاند و افرادي را به عنوان کانديدا مطرح کردهاند ميدانند که حرفها صرفا نميتواند حقيقت ندارد و برخي سياسيون هميشه در موضوع تعريف رجل سياسي مردم و جناحهاي سياسي را با واژههايي به بازي سياسي گرفتهاند. سيلسيون در عمل حرف از حقيقت در اين خصوص نميزنند و برخي جناحها از سرمايه گذاري روي افراد هم نااميد شدهاند. اينکه جناحها خانمهاي فرهيختهاي پيدا کنند و بروند و آنها را راضي کنند و پاي کار بياورند، ممکن نيست چون ميدانند که اين کار در عمل سخت است و برخي اين مساله را نمي پذيرنند.
خبرهاي اخير حاکي از آن است که اين عرصه در انتخابات 1400 براي زنان هموار شود؟
شايد اعلام شود ما خانمها را به دليل جنسيتشان رد نکردهايم ولي اين موضوع براي برخي جريانها پذيرفته شده نيست. حوزههاي علميه در مورد اين اعلام حضور ديدگاه صد درصد يکساني ندارند. لذا تاکنون گروههاي سياسي ريسک معرفي کانديداي زن براي انتخابات رياست جمهوري به طور رسمي نداشتهاند. دولتها هم هنوز به طور عادي يک زن را به عنوان وزير اعلام نکردهاند. تمام دولتها در دهههاي گذشته پست کليدي و مهمي را به زنان واگذار نکردهاند، درصد مديريت زنان در مقامها و مناصب کليدي به تعداد انگشتان يک دست هم نميرسد. اگر کساني حرفهايي درباره برابري جنسيتي در شرايط فعلي ميزنند، بايد در عمل نشان دهند که معلوم شود چقدر به گفته خود اعتقاد عملي دارند. از اين رو جناح هاي سياسي بارها تجربه کرده و پخته شدهاند لذا آدم عاقل دو بار از يک سوراخ گزيده نميشود. قطعا اگر خانمها به صحنه بيايند و تاييدصلاحيت شود ميتوانند تاثيرگذار باشند.
با اين تفاسير اگر فرصتي هم براي رشد و ترقي زنان فراهم شود آيا کادرسازي لازم و تربيت نيرو در اين زمينه صورت گرفته است؟
يکي از اشکالات ما در گزينش مديران اين است که به افراد بها نميدهيم. در اوايل انقلاب اينطور نبود و جوانان کم تجربه پستهاي مهم و حساس ميگرفتند و در اين موقعيتها تجربه کسب ميکردند و پديدهها و نابغههايي از بين آنها بيرون ميآمد تا به حال چه کسي ميدان وسيعي در اختيار زنان نخبه گذاشته است؟ هر زمان اين امکان فراهم شد سپس بايد ديد ما چقدر زن نخبه و فرهيخته و تحصيلکرده داريم، ما هيچوقت به زنان ميداني ندادهايم تا درست آزمايش شوند و مورد محک قرار بگيرند. اگر اين فضا به زنان داده ميشد، ميديديم که در تمام ارکان سياسي کشور مثل سه قوه و در وزارتخانهها و در سفارتخانهها و در همه حوزهها زنان رشد کرده و خود را ثابت ميکنند. ما به زنان اجازه ندادهايم چهره بشوند. امروز وقتي زنان و نخبگان کشور را معرفي ميکنند زنان کمي بين آنها هستند. البته اين تبعيض جنسيتي در تمام دنيا وجود دارد حتي در آمريکا هم ديده ميشود. همواره تعداد زنان نخبه در پستهاي مهم کمتر از مردان است. هنوز دنياي ما برابري جنسيتي به معناي واقعي را در حد مطلوب نپذيرفته است، برابري جنسيتي شعار جذابي شده است. ديديم که حتي در آمريکا هم رياست جمهوري يک زن پذيرفته نشد. دنيا همينطور است و آنطور که به مردها اجازه رشد و ترقي داده شده است به زنها چنين اجازهاي داده نميشود و ما نيز در اين وضعيت مسير بلندي پيشرو داريم.
آيا در نهايت چشمانداز روشني براي رقابت زنان و مردان در يک فضاي کاملا برابر متصوريد؟
متاسفانه درصد بالايي براي رياست جمهوري زنان وجود ندارد مگر اينکه روي اين قضيه فرهنگسازي شود. ضمن اينکه فرهنگسازي ميشود بايد در مجلس بهطور جدي پيگيري شود و به طور جدي موضوع رجل سياسي و تعريف آن در قانون معلوم شود، اينها کارهاي سختي است و کسي به راحتي امکان ورود به اين مسائل را ندارد و من نميتوانم وقوع آن را به سرعت و به اين زودي پيشبيني کنم. تا منتظر بمانيم و ببينم شرايط در اين زمينه به کدام سمت حرکت خواهد کرد.