مسلم است ما مقداري مطالبات ارزي از کشورهاي ديگر همچون عراق داريم که در دسترس و قابل استفاده نيست و اگر اين منابع وارد بازار ايران شود، از يک طرف بازار اطمينان بيشتري را نسبت به وجود منابع ارزي پيدا ميکند و از سوي ديگر دولت ميتواند تقاضاها و تخصيصها را بدهد. به علاوه اين موارد اثر زيادي از لحاظ رواني خواهد داشت و به افرادي که نياز به تهيه ارز دارند کمک خواهد کرد. اگرچه تبليغات منفي بيروني بالاخص از سوي ايالات متحده که در آستانه انتخابات است افزايش يافته، ولي در داخل هم عدهاي آگاهانه و نا آگاهانه به مشکلات دامن ميزنند. به طور کلي در حال حاضر شرايط مناسبي بر وضعيت اقتصادي حاکم نيست ولي اين اقدامات از قبيل وصول مطالبات بانک مرکزي، ورود ارز و تخصيص آن ميتوانند موثر باشند. اين در حالي است که اگر اقدامات مذکور ادامه نداشته باشد و مطالبات و صادرات بعدي به حالت عادي بازنگردد، در ميانمدت و بلندمدت مشکلساز خواهد بود، ولي در بازه زماني کوتاه ميتواند اندکي تاثيرگذار باشد. لازم به ذکر است کشور عراق اندکي معافيت تحريمي دارد به طوريکه به آنها اجازه داده شده تا از ايران گاز و برق بخرند، مقداري از وجوه هم بابت خريد مواد غذايي و دارويي است که آن هم مورد موافقت آمريکا قرار گرفته، به علاوه بخشي هم مطالبات مربوط به گذشته است. بايد گفت کشورهاي بدهکار هميشه دنبال بهانه هستند تا پول طلبکار را ديرتر پرداخت کنند که فشارهاي کنوني باعث ميشود تا جلوي بهانهها گرفته شود. به هرحال عراق با آمريکا رابطه دارد و قصد دارد تا در چارچوب قوانين آنها رفتار کند. انشاا... بتوان شاهد تعاملاتي بود تا مطالبات برگردد. شايان ذکر است کاري که بانک مرکزي ميکند (تزريق 50 ميليون دلار روزانه) کار حرفهاي و کارشناسي نيست و اثرات آن کوتاهمدت خواهد بود. به زعم من نگاه دولت به بازار ارز کوتاه و تا انتخابات ايالات متحده است و تزريق پول مذکور صرفا براي آن است که بتوان تا حدي جلوي آشفتگي فعلي را گرفت. بهترين کار آن است که نرخ ارز يکسان شود و بازاري باشد که عرضهکنندگان و دولت ارز خود را به نرخ روز عرضه کنند و در مقابل متقاضيان هم تقاضاي خود را مطرح کنند. در حال حاضر بزرگنمايي در بازار ارز زياد است و تعلل زياد دولت منجر شد تا فاصله نرخ ارز نيمايي با بازار آزاد زياد شود و به تبع آن يکسانسازي در شرايط فعلي مشکل است. در صورت انجام اين اقدام دلالي و سوداگري از بين ميرود، اضافه بر آن کسري بودجه دولت هم از اين محل تامين ميشود. آنچه مسلم است منابع ارزي کشور و درآمد ارزي ما که بيشتر آن حاصل از صادرات نفت بوده است محدود شده است و پول مابقي صادرات هم به راحتي باز نميگردد و به عبارت دقيقتر اين منابع کشور رو به کاهش است. افزون بر آن تقاضاي ارزي ما بهخصوص در آستانه سال نوي ميلادي و شمسي افزايش خواهد يافت، که من فکر ميکنم فاصله بين عرضه و تقاضا در نيمه دوم سال، باعث افزايش بيشتر قيمت دلار بشود.