بستن

يه مدير دارم روزي هزار ميليارد اختلاس مي‌کنه

يه مدير دارم روزي هزار ميليارد اختلاس مي‌کنه
فریور خراباتی

امروز دلم مي‌خواست اصلا وارد آرايشگاه نشوم، اين چه شغلي است که آدم بايد هر روز يکي را اصلاح کند؟ آن‌هم وقتي که يک بچه 11 ساله به‌خاطر مشکلات مالي و نداشتن يک گوشي تلفن‌همراه بايد خودکشي کند؟! اين از همان خبرهايي‌ست که آدم دوست دارد تکذيب بشود.در همين فکرها بودم که يک مدير صنعتي وارد آرايشگاه شد و روبه‌رويم ايستاد؛

مدير صنعتي: وقت اصلاح داري؟

من: با اين قيمت‌ها بهتر نيست شما بنده رو اصلاح کني؟

مدير صنعتي: سخت‌نگير جانم، من خودم زخم خورده‌ام!

پيشبند را بستم و با آب‌پاش موهاي مدير صنعتي را خيس کردم‌. همين‌طور که چشم‌هايش بسته بود به صحبت ادامه داد.

مدير صنعتي: تو قبول داري که حقوق‌ها خيلي پايينه؟

من: اوهوم!

مدير صنعتي: قبول داري با اين پف مثقال حقوق امورات آدم نمي‌گذره؟

من: مي‌فهمم! مي‌فهمم...! چترياتونم کوتاه کنم؟

مدير صنعتي: در چنين شرايطي مي‌شه از کسي توقع داشت پاشو کج نذاره؟

من: چي ‌بگم والا!

مدير صنعتي: پس‌موافقي... وايسا!

سپس از جيب کتش تلفن همراه آيفونش را درآورد و شماره‌اي را گرفت.

من: الو؟ سازمان بازرسي؟ يه نفر اينجاست که مي‌خواد حرف‌هاي بنده رو تاييد کنه! الو؟ الو؟ ديدي؟ قطع کردن!

من: جريان چيه؟

مدير صنعتي: ببين تو موافق بودي با حرف‌هاي من، درسته؟

من: بله! مدير صنعتي: خب در همين راستا من شيطون رفت توي جلدم و يه مقدار رشوه... رشوه که نه! شيريني گرفتم!

من: يه نماينده مجلس گفتن شيريني تا پنجاه ميليون مشکلي نداره که. مدير صنعتي: پنجاه ميليون؟ کسي بخواد به‌من به عنوان يه مدير صنعتي پنجاه ميليون شيريني بده، با پشت دست مي‌زنم توي دهنش!

من: چقدر گرفتيد؟ دويست ميليون؟

مدير صنعتي: دهکي! آقا رو باش!

من: يه ميليارد؟

مدير صنعتي: پووووووف هاهاها.

مدير صنعتي: صد ميليارد؟

مدير صنعتي: برو بالاتر مشتري بشيم.

من: هزار ميليارد؟

مدير صنعتي: داري نزديک مي‌شي

من: يه مدير دارم روزي هزار ميليارد اختلاس مي‌کنه.

مدير صنعتي: نوچ!

من: پس چند تا؟

مدير صنعتي: پنج هزار ميليارد!

اصلاحش که تمام شد، نشستم روي صندلي و از او خواستم که با ماشين صفر موهايم را از ته بزند، چراغ را خاموش کند و پشت سرش در را هم ببندد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی