امروز در آرايشگاه که باز کردم از خدايم بود که هيچ کس دلش اصلاح نخواهد که البته با توجه به وضعيت کنوني تقريبا مثل پرواز کردن فيل غيرممکن است چون بدجور همهچيز و همه آدمها اصلاح لازم هستند.
همينطور هم شد.کله صبح رئيس سازمان محيطزيست وارد شد و تالاپي روي صندلي نشست.پيشبند را بستم.
من: چقدر اصلاح کنم؟
کلانتري: هرچقدر صلاحه!
من: پس از ته بزنم؟
کلانتري: هرجور صلاحه!
من: چه خبر؟ از اين طرفا!
کلانتري: خبري نيست؛ ديگه شکار هم که آزاد شده و خلاص.
من: آزاد شده؟
کلانتري: ببين از نظر علمي حيواناتي که 9 سال به بالا عمر دارن، ديگه عمر مفيدشون رو کردن، شکارشون مانعي ندارن. حيووناي ما هم که همه پيرن! ديروز چند تا شير و پلنگ درخواست دندون مصنوعي داشتن.
من: آهان! يعني قبل از شکار جلوي حيوونا رو بگيريم و بپرسيم داداش چند سالته؟!
کلانتري: دقيقا!
من: حق داشتيد که اومديد براي اصلاحها.
کلانتري: عمر مفيد حيوان 9 ساله، مدير نيست که 50 سال مثل بنز مفيد باشه که... .
اصلاح کلانتري تمام شد که يک کارشناس اقتصادي درحاليکه گوش يک پسر بچه را گرفته بود، با عصبانيت وارد آرايشگاه شد و روي صندلي آقاي کلانتري نشاندش!
کارشناس اقتصادي: دِ بشين تولهسگ!
من: اين چه رفتاري با بچهها ميکنيد؟ پسرتونه؟
کارشناس اقتصادي: نخير! طفلي به نام شاديه که چند وقتيه گم شده!
من: چيکارش کنم؟
کارشناس اقتصادي: اصلاحش کن آقا جان! پرايد شد 160 ميليون!
من: خب؟
کارشناس اقتصادي: رنو ساندروي استپ وي شد 650 ميليون، دلار شد 31000 تومن... .
طفلي به نام شادي با شنيدن اين قيمتها داشت گريه ميکرد که همتي رئيس بانک مرکزي سرش را داخل کرد.
همتي: قيمتها حبابه! مردم فعلا دلار نخرن تا ضرر نکنن.
کارشناس اقتصادي: سکه شده 16 ميليون تومن!
طفلي به نام شادي شروع به گريه و جيغ زدن کرد.همتي دوباره سرش را داخل آورد.
همتي: بازار از شوک درمياد و دلار ارزون ميشه.
کارشناس اقتصادي: نيسان آبي شده 280 ميليون آقا!
به سمت در آرايشگاه رفتم و در را قفل کردم.
برگشتم به سمت کارشناس اقتصادي و پيشبند طفلي به نام شادي را باز کردم.
من: ولي اين قيمت دلار واقعي نيست و دلايل رواني داره!گفتم اينو بگم که کار رئيس بانک مرکزي کشور را کمتر کنم!