بعد از تشکيل مجلس يازدهم باتوجه به اينکه ترکيب سران سه قوه ترکيب رقباي انتخاباتي سال 96 بود، موضوعاتي درباره هماهنگي بين قوا مطرح ميشد اما در ماههاي گذشته درجلسات مختلف سران قوا بارها برهمکاري متقابل تأکيدکردهاند. ارزيابي شما دراينباره چيست؟
هنگامي که عدهاي از اصلاحطلبان رد صلاحيت شدند انتظار ميرفت که همين مساله موجب تشکيل يک مجلس متشکل از همه جريانهاي سياسي نشود. به اين معنا که چهرههاي شناخته شده و باسابقه، غارنشين شدند و يک عده از افراد که به لحاظ سابقه و عملکرد براي جامعه چندان شناخته شده نيستند به مجلس آمدند. با اين اوصاف، طبيعي است که برخي به دنبال سهمخواهي هم بروند. به نظر من، آنها دنبال اين هستند که صرفا دولت را مورد هدف قرار دهند و احتمالا اين وضع ادامه خواهد يافت. البته برخي تحليل درستي ندارند و شايد دليل برخي اختلاف نگرشها همين باشد که اين افراد سابقا رقيب انتخاباتي بودند و اکنون نيز بخواهند رقابت کنند اما بهتر است براي بهبود وضع کشور قوا با هم در تعامل حداکثري باشند.
*چشمانداز حل اين مساله را چطور ميبينيد؟
من چشمانداز روشني براي حل اين مساله در کوتاه مدت نميبينم و انتهاي اين داستان با تعامل حل خواهد شد. من در مجلس يازدهم، تاکنون يک کار اساسي و اصولي که در مدت زمان کوتاه راهگشاي مسائل اقتصادي و فرهنگي باشد، در عمل سراغ ندارم. فکر نميکنم ماجرا در همين مساله خلاصه شود. بحث سه قوه، بحث رقابت و اين قبيل صحبتها نيست. سران قوا دلسوز کشورند و بايد تعامل دقيقتري بين آنها شکل گيرد.
برخي معتقدند که عملکرد مجلس يازدهم، روي انتخابات تاثير خواهد گذاشت. شما اين مساله را چطور ميبينيد؟ عملکرد اين مجلس تا چه حد روي انتخابات 1400 تاثير خواهد گذاشت؟
قطعا همينطور است که ميفرماييد تاثير دارد، زيرا رفتار افراد، آن هم افرادي که در مجلس حضور دارند، بر آينده کشور اثرگذار است. هنگامي که مجلس به دنبال آن بود که مشکلات را از ريشه حل کند دستهايي مانع آن شدند و وضعيت به اين وضعي که اکنون ميبينيد، دچار شد. با اين حال مجلس تمام ميشود اما اين رقابتها ادامه خواهد داشت.
اين آيندهاي براي اصولگرايان تاريک ميشود يا براي اصلاحطلبان يا هردو؟
بحث اصولگرا و غير اصولگرا مطرح نيست. بحث کشور است. آينده کشور نبايد به خطر بيفتد.
اگر فردي بخواهد کانديداي انتخابات 1400 شود، بايد چه شعارها و برنامههايي داشته باشد که توجه افکار عمومي را به خود جلب کند؟
من معتقد به اين گزاره نيستم. به نظر من افکار عمومي ديگر به دنبال اين قبيل سوالها نيست. شعار دادن را همه بلدند اما مهم اين است که آيا به آن عمل ميشود يا خير. اين افراد هستند که بايد تاييدصلاحيت شوند و الان من آينده روشني براي اصلاحات متصور نيستم.
شما فکر ميکنيد اگر کانديداهاي اصلاحطلبان ردصلاحيت شوند، آنها از عرصه انتخابات کنارهگيري ميکنند يا اينکه کانديداي ديگري معرفي کرده و سياست جديدي را در پيش ميگيرند؟
به اعتقاد من، قانون اساسي نياز به اصلاح و به روز شدن دارد. البته قانون اساسي که وحي منزل نيست. قانون اساسي که آيه قرآن نيست. خود قانون اساسي براي اينکه اصلاحاتي در آن انجام شود، راهکارهايي پيش پاي مسئولان گذاشته است. ما معتقديم که تا مدامي که اين اصلاحات در قانون اساسي به وجود نيايد، وضعيت بدين شکل است که ميبينيد. ما معتقديم که اگر به راهکاري که قانون اساسي مشخص کرده است، عمل شود، خيلي از مشکلات کشور حل خواهد شد.
به نظر شما احتمال ائتلاف دو جريان اصلاحطلب و اصولگرا وجود دارد؟
خير. به اين معنا که ما نامزد کرايهاي نخواهيم داشت.
برخي معتقدند که انتخابات سال آينده دوقطبي خواهد شد.
به نظرم اصلاحطلبان براي سال آينده، خيلي به ميدان نخواهند آمد. مگر آنکه کساني که اسم و رسم دارند و اصلاحطلب جدي و واقعي هستند، سر کار بيايند. همه اينها منوط به اين است که آنها تاييد صلاحيت شوند.
به نظرتان، اين قضيهاي که چند مدت است در کشور مطرح شده و سخنگوي شوراي نگهبان هم به آن اشارههايي کرده است، مبني بر حضور زنان در انتخابات، تا چه حد ميتواند راهگشاي مسائل باشد؟
به نظر من، هيچ فرقي نميکند. چه زن بيايد و چه مرد، تا مادامي که راهکارها اصلاح و به روز نشوند، وضع همين است.