بستن

کاندیدای اجماعی فصل‌الخطاب اصلاحات

کاندیدای اجماعی 
فصل‌الخطاب اصلاحات

آرمان ملي- حميد شجاعي: هر چقدر به فصل انتخابات نزديک‌تر مي‌شويم اظهارنظرها و تحليل‌ها در مورد انتخابات رياست‌جمهوري، فضاي حاکم بر آن، نوع نگرش مردم و جريان‌هاي سياسي و چهره‌هايي که احتمال حضور در انتخابات 1400 را دارند بيشتر مي‌شود. اما آنچه مسلم است اينکه شرايط بايد به چه سمت و سويي پيش برود که شاهد حضور گسترده مردم در انتخابات باشيم. قدر مسلم ماه‌هاي مانده به انتخابات براي دولت و جريان حامي بسيار حياتي است و بايد نسبت به تحرکات مثبت و مفيد اقتصادي تاثيرگذار در جامعه همت گمارند. از طرفي اصلاح‌طلبان نيز براي حضور موفق در انتخابات بايد مشخص کنند که بر اساس کدام رويکرد پيش خواهند رفت. به عبارتي مشارکت آنها مستقل و اصلاح‌طلبانه خواهد بود يا تن به ائتلاف مي‌دهند. نکته مهم اين است که نامزد اصلاح‌طلبان هر کسي باشد فارغ از توانايي و نقاط قوت و ضعف بايد برآمده از اجماع اصلاح‌طلبان باشد و وحدت جرياني در انتخابات نيز رعايت شود.

عذرخواهي زمينه بازيابي اعتماد عمومي

انتخابات 1400 با ساير انتخابات‌ها براي اصلاح‌طلبان متفاوت است. چراکه شرايط امروز آنها با ساير ادوار انتخاباتي فرق مي‌کند. در مقاطع گذشته اصلاح‌طلبان هميشه با تکيه بر سرمايه اجتماعي خود توانستند موفقيت حاصل کنند اما اين‌بار نه‌تنها اعتماد عمومي و سرمايه اجتماعي را همراه خود ندارند بلکه بالعکس با توجه به شرايط اقتصادي و معيشتي منبعث از برخي عملکردهاي ناموفق اقتصادي دولت و فشار تحريم‌ها اين‌بار جامعه اصلاح‌طلبان را نيز در شرايط به‌وجود آمده مقصر مي‌داند و به قرائت برخي تحليلگران از آنها رويگردان شده است. اين در حالي است که اصلاح‌طلبان پس از ناکامي در انتخابات مجلس يازدهم در اسفند 98 نمي‌خواهند نظاره‌گر تداوم اين ناکامي در انتخابات 1400 باشند و درصددند به هر نحوي که شده در انتخابات پيش‌رو موفق ظاهر شوند. از اين رو در پي يافتن راه‌حل‌هايي هستند که بتوانند همزمان با برنامه‌ريزي براي انتخابات؛ اقناع سرمايه اجتماعي را نيز در دستورکار قرار دهند تا با پشتوانه مردمي وارد صحنه انتخابات 1400 شوند. بر اين مبنا عده‌اي معتقدند که اصلاح‌طلبان بايد بابت آنچه در جامعه رخ داده و موجبات سختي و دشواري زندگي جامعه را فراهم آورده از مردم عذرخواهي کنند. از طرفي برخي نيز بر اين باورند که صرف عذرخواهي اصلاح‌طلبان بدون اينکه مشخص شود چه ميزان سهم و نقش در شرايط رخ داده داشته‌اند امر معقولي نيست. لذا بايد مشخص شود که اصلاح‌طلبان چه ميزان در دولت و عملکردهايش نقش مستقيم داشتند و آن زمان به تناسب قصورشان از مردم عذرخواهي کنند. چنانکه حجت‌الاسلام محسن رهامي فعال سياسي اصلاح‌طلب معتقد است: «ما اصلاح‌طلبان به اندازه سهم خود در ايجاد مشکلات از مردم عذرخواهي مي‌کنيم؛ ما اصلاح‌طلبان تا سياست‌هاي کلان خود را براساس خواسته‌هاي مردم تنظيم نکرده و مطالبات معيشتي و اقتصادي مردم را دنبال نکنيم، نمي‌توانيم پايگاه راي خود را مجدد به‌دست آوريم. مردم اعتماد خود به اصلاح‌طلبان را از دست داده‌اند و ما بايد اعتماد مردم را مجدد به‌دست آوريم.» بايد ديد اصلاح‌طلبان در گام نخست چه برنامه‌اي براي جلب رضايت و اعتماد مردم دارند تا در گام بعدي به ساير مسائل بپردازند.

اجماع انتخاباتي

نارضايتي جامعه از برخي روندها و شرايط اقتصادي باعث شد تا از ماه‌ها پيش بحث انتخابات 1400 مطرح شود و با اينکه اکنون 9ماه تا انتخابات فاصله داريم اما نام‌هاي متعددي براي کانديداتوري رياست‌جمهوري مطرح مي‌شود. از اين رو اصلاح‌طلبان نيز نمي‌خواهند از تحولات 6ماهه دوم سال منتهي به انتخابات جا بمانند و در اين خصوص فعاليت‌هاي جسته و گريخته‌اي را هم صورت داده‌اند. در هنگامه‌اي که نام‌هايي چون محمدرضا خاتمي، محسن صفايي فراهاني، سيد محمد صدر، مصطفي معين، اسحاق جهانگيري، محمدرضا عارف، محسن هاشمي، محمدجواد ظريف، عباس آخوندي و علي لاريجاني در جريان اصلاحات مطرح است همه بر لزوم اجماع انتخاباتي تاکيد دارند. قدر مسلم کانديداي اصلاح‌طلبان چه شخصيتي مثل محمدرضا خاتمي باشد که تمام ظرفيت اصلاح‌طلبي را در انتخابات نشان دهد و چه اسحاق جهانگيري يا محمدرضا عارف که ظرفيت‌هاي اصلاح‌طلبان را نمايان کنند بايد در يک امر واحد و بسيار مهم در جريان اصلاحات اشتراک داشته باشند و آن اجماع و وحدت انتخاباتي است. اتفاقا همين نکته بوده که همواره اصلاح‌طلبان را نسبت به جريان رقيب رجحان و برتري بخشيده است. لذا در اين انتخابات نيز اصل اساسي بايد همان وحدت و اجماع باشد. هر چند رويکردهاي متفاوتي نسبت به نام‌هايي که مطرح مي‌شود وجود دارد. مثلا برخي معتقدند که اصلاح‌طلبان در انتخابات پيش رو تن به ائتلاف نخواهند داد؛ لذا از علي لاريجاني حمايت نخواهند کرد. يا اسحاق جهانگيري به واسطه عملکرد دولت که به نام او نيز نوشته شده قدرت اجماع در اصلاح‌طلبان و ايجاد موج را ندارد. از طرفي در مورد شخصي مثل عارف نيز گقته مي‌شود که عملکرد ضعيف او در فراکسيون اميد مجلس و شوراي‌عالي اصلاح‌طلبان باعث شده تا عارف کانديداي موردتاييد همه اصلاح‌طلبان نباشد. هر چند چندي پيش کليپي در فضاي مجازي و رسانه‌اي پخش شد که در آن عارف به‌صراحت در مورد انتخابات 1400 مي‌گويد: «من اگر بايد بيايم ميدان، راحت مي‌آيم و اگر نبايد بيايم تا براساس خردجمعي شخص بهتري بيايد، نمي‌آيم.» همين امر است که لزوم اجماع در ميان اصلاح‌طلبان و پرهيز از چنددستگي و حضور مستقل را گوشزد مي‌کند. بايد اذعان داشت؛ به شرط رد شدن از فيلترهاي شوراي نگهبان برگ برنده اصلاح‌طلبان مي‌تواند‌ کانديداي اجماعي باشد. آن هم در شرايطي که جريان رقيب هنوز به اجماع نرسيده و احتمالا نيز نخواهد رسيد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی