با نزديک شدن زمان انتخابات رياستجمهوري در هر دوره، اين سوال مطرح ميشود که آيا زنان ميتوانند در جمهوري اسلامي ايران رئيسجمهور شوند يا خير و اينکه تفسير رجل سياسي چيست؟ آيا ميتوان مصداق رجل سياسي را در زنان ديد يا خير؟بديهي است که پاسخ اين سوال را بايد شوراي نگهبان به عنوان مفسر قانون اساسي به صراحت و روشني بيان کند که به نظر ميرسد مصلحتانديشيها همواره مانع از اين کار شده است و مردم و زنان همواره با پاسخهاي مبهم و چندپهلو مواجه بودهاند درحالي که عملا پاسخ به اين سوال منفي است. در تعاريف رجل سياسي- مذهبي و مدير و مدبر بودن نامزدهاي رياستجمهوري عبارتند از: 1- رجال مذهبي، رجالي هستند که آگاهي لازم به دين اسلام و مذهب تشيع داشته و تدين و تقيدشان به انجام شعائر و مناسک ديني در زندگي فردي و اجتماعي از برجستگي ويژه اي برخوردار باشد، بهگونهاي که در ميان مردم به اين خصوصيت، شناخته و مشهور باشند. 2- رجال سياسي، رجالي هستند که قدرت تحليل و درک آنها از مسائل و پديدههاي سياسي به جهت آگاهي عميقشان از مسائل سياسي- اجتماعي اعم از داخلي و بينالمللي و حضورشان در صحنههاي سياسي به نحوي باشد که همواره مصالح نظام اسلامي و معيارهاي اصيل انقلابي در عملکرد آنها لحاظ شده باشد؛ بهگونهاي که در ميان مردم به اين خصوصيت، شناخته و مشهور باشند.3- مدير، شخصي است برخوردار از شايستگيهاي ذاتي و اکتسابي لازم از نظر دانش و مهارت، شخصيت و نگرشهاي فردي و تجربه که توانايي شناخت و استفاده بهينه از منابع انساني و مادي در کشور را با رعايت حداکثر بهرهوري و در راستاي مأموريت، رسالت و اهداف کلان نظام و ارزشهاي حاکم بر جامعه داراست و سوابق او حاکي از موفقيت وي در صحنههاي مديريتي کلان باشد. 4- مدبر، شخصي است که از توانايي پيشبيني و عاقبتانديشي نسبت به امور، مبتني بر عقلانيت و دانش صحيح براي اداره امور کشور برخوردار باشد و در بحرانها قدرت حل مشکلات و برونرفت از آنها را به نحو شايسته داشته باشد. همانطور که ملاحظه ميکنيد در تعريف رجل سياسي آمده است رجالي که قدرت تحليل و تواناييهاي لازم را دارند که هرگز به زنان رجال اطلاق نميشود. بنابراين شوراي محترم نگهبان خوب است به صراحت انحصار و اطلاق رجل سياسي را به مردان اعلام کند و دلايل خود را در اين زمينه توضيح دهد و يکبار براي هميشه به بحثهايي که صرفا خوراک رسانهها و گاهي ابزاري براي جلب آراي زنان در انتخابات است، خاتمه دهد.