اين روز، داراي دو مناسبت مهم در تاريخ معاصر ايران است. نخست، برگزاري مراسم گشايش نخستين مجلس شوراي ملي ايران در تالار برليان کاخ گلستان به تاريخ 14 مهرماه 1285 خورشيدي و ديگر، امضاي متمم قانون اساسي مشروطه ايران توسط محمدعليشاه قاجار به تاريخ 14 مهرماه 1286 خورشيدي که در اصل چهارم آن گفته شده:«پايتخت ايران، طهران است». از آنجا که برقراري نظام مشروطه و به ويژه تصويب متمم قانون اساسي مشروطه، فصلي نويني را در تاريخ ايران رقم زد و تهران، زادگاه مشروطه و صحنه جوش و خروش تهرانيان براي دستيابي به حقوق اساسي ملت بود، ميتوان گفت که انتخاب روز 14 مهرماه به نام تهران، انتخاب شايستهاي بوده است. اين انتخاب، در دل خود پيامي دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن نقشآفريني تهران در تاريخ ايران و جهان و لزوم شناسايي آن به عنوان شهري تاريخي با غناي بالاي فرهنگي است. برخلاف تصور عمومي، پهنهاي که امروز تهران خوانده ميشود، تاريخي دور و دراز دارد. با يورش مغولان به ايران، ري ويران شد و چنين مقدر شد که روستايي کوچک در شمال آن، ميراثدارش شود. تهران! تهران که در سده هفتم هجري، روستايي کوچک اما رو به توسعه بود، در سده دهم و به روزگار صفويان تبديل به شهر شد و سپس در آغاز سده سيزدهم هجري، توسط آقا محمدخان قاجار جامه پايتختي بر تن کرد و آماده شد تا نقش مهمي را در تاريخ ملي و جهاني ايفا کند. اينکه رويدادهاي تهران از دوره قاجار تا به امروز تأثيري شگرفت بر سمت و سوي تحولات ايران داشته، امري بديهي است، اما شايد کمتر به اين نکته توجه شود که تهران در تاريخ جهان نيز تأثيرگذار بوده است. جنبش مشروطه که تهران گهواره آن است، به استقرار نخستين مجلس قانونگذاري دموکراتيک در تهران انجاميد که خود يکي از حلقههاي بيداري مردم مشرقزمين بود و به حرکتهاي ضد استبدادي و ضد استعماري جاني تازه بخشيد. نهضت ملي شدن صنعت نفت، بيشک تأثير بسزايي بر حرکتهاي مشابه در جهان سوم داشت و به طور خاص ميدانيم که ملي شدن کانال سوئز تحت تأثير اين جنبش بود. انقلاب سال 1357 به عنوان آخرين انقلاب بزرگ سده بيستم ميلادي، نه فقط بر معادلات خاورميانه بلکه بر معادلات جهاني تأثيري عميق برجاي گذاشت که همچنان ادامه دارد. با چنين پيشينهاي، جاي شگفتي است که بخواهيم تهران را با مظاهر تمدن مادي بشناسيم و به ديگران بشناسانيم. امروزه، بسياري شهرهاي جهان از خطوط مترو، شبکه بزرگراهي، برجهاي مخابراتي، سيستم حمل و نقل پيشرفته، ساختمانهاي اداري و تجاري عظيم با معماري خيره کننده و ديگر زيرساختهاي شهري برخوردارند و نميتوان گفت که تهران با چنين داشتههايي در صف پايتختهاي پيشرو جهان جاي گرفته است. اما تاريخ درخشان اين شهر، موهبتي است که کمتر شهري از آن بهرهمند است. آنچه جاي شگفتي دارد اين است که در دهههاي اخير، گرايش غالب چه ميان برنامهريزان و مديران شهري و چه ميان عموم مردم، غفلت از سرمايههاي تاريخي و روي آوردن به نوعي شبه مدرنيسم در تهران بوده است که خود را در اقدامهاي پرطمطراقي چون بلندمرتبهسازي، احداث اتوبانهاي دو طبقه، تونلهاي طولاني، مالها و مراکز بزرگ تجاري و از اين قبيل نشان داده است. بديهي است که تهران مانند هر شهر ديگري نياز به نوسازي و پيشرفت دارد و با هر سابقه تاريخي، محکوم به ماندن در حصار گذشته نيست اما مشکل اينجاست که اساسا پيشينه و سرمايههاي تاريخي تهران به عنوان زيربناي توسعه متوازن و پايدار به رسميت شناخته نميشود و بسياري اقدامهاي عمراني در تضاد با حفظ هويت تاريخي و ميراث فرهنگي شهر تعريف شدهاند. بر اين پايه، روز تهران فرصتي است براي بازخواني تاريخ تهران و بازنگري در رفتاري که در قبال اين تاريخ داشتهايم. تاريخي که فراتر از يک ثروت، مولد ثروتهاي ديگري در همه شئون زندگي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مردم اين شهر است.