من:روز بخير قربان، شما اگه تو موقعيت شغلي خاصي بودي و امکان اختلاس کردن رو داشتي، اين کارو انجام ميدادي؟
- نه انصافا، باور کنيد من همين چندتا رواننويسي که امروز از شرکت پيچوندم هم نميتونم هضم کنم؛ چه برسه به اختلاس کردن!
من: عذر ميخوام، خب همين کار شما هم اسمش اختلاس و دزدي ديگه! پس چرا ميگيد نه انصافا؟!
- نه ديگه، ببينيد اختلاس يعني دزدي از اموال دولتي، شرکت ما کاملا خصوصي هستش! و فکر نکنم چندتا رواننويس برداشتن از ميز آقاي رئيس، اونم با اون همه درآمد به جايي از دنيا بربخوره!
من: يعني الان شما عذاب وجدان نداريد؟! - عذاب وجدان که نه! راستش فقط يهخورده استرس دارم! من:استرس اينو داريد که رئيس شرکت بفهمه؟! - اي بابا نه آقا! استرس اينو دارم که الان ميخوام سوار تاکسي بشم چطوري پنج هزاري توماني که گوشه نداره رو به عنوان کرايه به راننده بندازم و نفهمه! ميبيني وضع مارو آقا؟ يه تاکسي هم بايد با استرس سوار بشيم! بعد آقازادهها بايد با پورشه برن دور، دور! لعنت به هرچي در و دزده که با پول ما مردم دارن عشق و حال ميکنند. من: سلام و عرض ادب، خانم شما اگه شغل خاصي داشتي و امکان اختلاس کردن هم براتون فراهم بود، اين کارو انجام ميدادي؟؟ - آره چرا که نه، شما که غريبه نيستيد. اما خب راستش بدم مياد بعد از چند وقت که رسوا شدم، تو اخبار و روزنامه.ها گند بزنن به اسم و فاميليم، مثلا بگن م.ز! متهم اول پرونده دزدي. آخه من کلي دوندگي کردم اسممو از مهلقا به مريلا تغيير دادم! براي همين دوست دارم به شکل مجاز دزدي کنم و کسيام به هم گير نده. من: منظورتونرو متوجه نشدم، يعني چطوري؟!
- مثلا يه شرکت خدمات ارتباطي واسه خودم داشته باشم و کلي از حجم اينترني مردم بدزدم و کسيام دستش به جايي بند نباشه! متوجه شدين حالا؟
من: بله، ممنون از شما.