قيمت بازيکنان فوتبال غيرمنطقي است. اگر از جامعه فوتبال خارج شويم و نگاهمان را گستردهتر کنيم آيا قيمتهايي که وجود دارد، واقعي است؟ من فکر ميکنم در اين بين نوعي فرصتطلبي نيز ايجاد شده است. بازيکنان متوجه شدهاند که با زيادهخواهي ميتوانند پول بيشتر بهدست آورند. وقتي به اين موضوع فکر ميکنم ناخودآگاه به يک قياس کشيده ميشوم. وقتي بازيکنان اين روزهاي فوتبال را با بازيکنان دهه 60 و حتي نسل خودم مقايسه ميکنم ميبينم سطح کيفيتشان بهجز چند مورد استثنا سطح کيفي پايينتري دارند. با ديدن افزايش قيمتها واقعا متحير ميشوم. وقتي از طريق رسانهها متوجه ميشوم فلان بازيکني که فوتبالش را ديدهام چه قيمتي دارد برايم بسيار عجيب است و مرا شگفتزده ميکند. بخشي از اين اتفاق تحتتاثير مديريت ضعيف است که بهراحتي تسليم ميشود و بخشي ديگر اين موضوع مربوط به اين ميشود که ما آکادميهايي نداريم که بازيکن توليد کنند. با بالارفتن تعداد بازيکن خوب در بازار نقلوانتقالات قيمتها نيز شکسته خواهد شد و اين افراد ديگر نميتوانند چنين قيمتهاي نجومي را براي خودشان تعيين کنند. تيمهاي دولتي دلشان براي کسي نميسوزد و اين پول را از دولت ميگيرند و به بازيکنان تزريق ميکنند. اما بخش خصوصي نميتواند پابهپاي آنها پيش برود. اين اتفاق ميتواند توسط باشگاههايي که بهعنوان مثال پشتوانهاي مانند شرکتهاي خودروسازي و يا صنايعسنگين هستند رخ دهد. وقتي بازيکن وارد زمين ميشود همه متوجه ميشوند که او کيفيت لازم را ندارد. بحث در مورد اين موضوع ميتواند گسترش پيدا کند و از کارشناسان اقتصادي سوال شود که دليل اين اتفاق چيست. الان ما در زندگي روزمرهمان گاهي اوقات با ديدن قيمتها حيرتزده ميشويم. همهچيز بههم وصل است و يکسري فرصتطلب چه در فوتبال و چه در جامعه در حال سوءاستفادهکردن از اين موضوع هستند. انگار هيچ نظارتي روي اين اتفاقات وجود ندارد. اين اتفاق جفا در حق خيليهاست. چند بازيکن همنسل من که فوتبالشان هم خيلي خوب بوده و در تيمملي حضور داشتهاند الان داروهايشان را دوستانشان تهيه ميکنند. اين افراد پيراهن تيمملي را پوشيدهاند و ما بازيهايشان را نگاه ميکرديم، اما حالا جيبشان خالي و جسمشان مريض است. مسئولان ورزش کشور که فقط بلدند حرف بزنند حاضر نيستند درصدي از درآمدشان را به نسلي که پول نگرفتهاند، اختصاص دهند.