بستن

راهکار کارآمدي روابط خارجه

راهکار کارآمدي روابط خارجه
‎کوروش الماسی ‎محقق و پژوهشگر

‎پر بيرا نيست اگر گفته شود، نارسايي روابط خارجه، مستقيم يا غيرمستقيم، کوچک و ابتدايي‌ترين امور شهروندان و کشور را تحت تاثير قرار داده است. اينکه ابرموضوع روابط خارجه چالش با آمريکا و رژيم صهيونيستي است. اين موجز تلاش دارد تا به به‌طور کلي و مختصر به راهکاري به منظور کارآمد، عقلاني و سودمند کردن روابط خارجه اشاراتي کلي و مختصر داشته باشد. آيا راهکاري براي ايجاد روابط خارجه بدون تنش وجود دارد؟ بله. راهکار صلح. شايد براي برخي خوشايند يا قابل قبول نباشد، اما حقيقت در عالم روابط بين الملل اين است که کشورهاي در حال توسعه بايد به کشورهاي توسعه يافته باج بدهند يا به اصطلاح ديپلماتيک کشورها بايد به يکديگر سود برسانند. اينکه کشورهاي در حال توسعه بايد سود بيشتري از آنچه دريافت مي‌کنند، بپردازند. در جهان معاصر، «علم» و «نه تجربه يا فهم فردي»، ابزار حل و فصل انواع چالش‌هاي انساني و اجتماعي است. علم به بياني کلي، يعني تعامل عميق و نظام مند ذهني (درک، تشخيص و تحليل) با پديده‌هاي جهان مادي، انساني و اجتماعي به منظور تدوين راهکارها و راهبردهاي مبتني بر محاسبه و برنامه‌ريزي در راستاي تحقق برخي اهداف، نيازها و خواسته هاي انساني. در جهان محاسبات، ايجاد روابط خارجه سودمند، کاري دشوار يا غيرقابل حصول نيست. دست اندرکاران روابط خارجه به حکم امنيت و منافع ملي ملزم هستند، دلايل و عوامل ناکارآمدي و بسيار پرهزينه، متشنج و غيرسودمند روابط خارجه را تبيين کنند. آيا فرد يا صاحب منصبي وجود دارد که بتواند توضيح دهد چرا امري بديهي و سهل چون ايجاد روابط خارجه‌اي که منافع و امنيت ملي را محقق کند، امکان پذير نيست؟ تنها سنگ محک، اعتبار و کاربردي انديشه‌ها، راهکارها و راهبردهاي سياسي در همه امور داخلي و خارجه، دستاوردهاي عيني و قابل سنجشي است که انواع انديشه‌ها و راهکارها براي تحقق منافع و امنيت ملي ايجاد مي کنند، است. واقعيت امر اين است که رژيم غاصب بدون حمايت همه جانبه آمريکا، قادر نخواهد بود موجوديت خود را حفظ کند. پربيراه نيست اگر رژيم غاصب را يکي از استان‌هاي آمريکا تلقي کنيم. بنابراين، امري بديهي است که طرف حساب ايران را آمريکا و نه رژيم غاصب تلقي کنيم. شايد اين انديشه يا رويا که از طريق تقابل سخت(نظامي) با آمريکا، بتوانيم چالش‌هاي داخلي و خارجي خود را برطرف کنيم، به گواه چند دهه تجربه پرهزينه و سخت، خيلي واقع بينانه باشد. والاترين هدف سياسي تحقق منافع ملي است. به تعبيري، هدف تحقق هدف(منافع ملي) است و اينکه تقابل سخت(جنگ)، «يک روش تحقق هدف» است، اما «صلح هم مي‌تواند يک روش ديگر» براي تحقق هدف والاي سياسي يعني، تحقق اهداف منافع و امنيت ملي باشد. اگر بپذيريم که صلح به عنوان يک روش ممکن، مي‌تواند مديريت کلان را با هزينه‌هاي کم و سريع تر به اهداف ملي برساند، آنگاه، «اجتناب ناپذير» است که در راستاي منافع ملي بايد راهبردي براي عملياتي کردن راهکار يا تاکتيک صلح تدوين شود. هيچ صاحب منصب، کارگزار و متنفذي «مجاز نيست» روش‌ها و راهبردهايي را اتخاذ کند که منافع و امنيت ملي را فداي منافع جناحي‌ کند. چراکه، تحقق منافع ملي فلسفه وجودي و مشروعيت صاحب منصبان و کارگزاران است. صلح چيست و چگونه محقق مي‌شود؟ بنياد يا بستر صلح ارتباط و انواع تبادلات سودمند با همسايگان و ديگر کشورها است. به بياني کلي و مختصر ارتباطات ميان کشورها بايد مبتني بر برخي دلايل باشد. انسان‌ها، گروه‌ها و کشورها بدون اهداف مادي، احساسي (روانشناختي)، اجتماعي و ملي با يکديگر تعامل يا ارتباط نمي‌گيرند. هر کشوري داراي انواع و انبوهي از اهداف، نيازها، تمايلات و آرزوهاست که براي محقق کردن آنها نيازمند (لاجرم) برقراري ارتباط با ديگر کشورها است. بنابراين ارتباط صلح‌آميز و سودمند با همسايگان در راستاي تحقق انواع و انبوه نيازها، اهداف، آرزوها و تمايلات ملي(ايران) و منافع ديگر کشورهاي خاورميانه، مي‌تواند کم‌هزينه و کاربردي‌ترين بستر به منظور محو رژيم غاصب که مجري راهبرد آمريکا، مبني بر ايجاد آشوب و بي‌ثباتي در خاورميانه به منظور غارت منابع و ذخاير متنوع از جمله انرژي است، باشد. رژيم غاصب نمي‌تواند بدون تنش منطقه‌اي طول عمر بلندي داشته باشد. به بياني، راهکار محو رژيم‌صهيونيستي«صلح و نه تقابل سخت است». به عنوان مثال، آيا خطاست اگر بگويم سوريه قبل از آشوب (در زمان صلح و ثبات)، سپري بسيار قدرتمندتر از سوريه کنوني، در مقابل رژيم غاصب بود. آيا خطا است اگر ادعا شود انديشه‌ها، عوامل و راه‌هايى که باعث تضعيف سوريه شد، نه تنها آسيبي به رژيم غاصب و آمريکا وارد نکرد بلکه نفوذ منطقه‌اي اين رژيم جعلي را افزايش داده تا جايي که «کشورچه هاي» حاشيه خليج فارس (با تاييد پنهان عربستان) تبديل به پايگاهي براي اين رژيم شده و خواهند شد. اگر بپذيريم صلح و نه تقابل سخت، راهکار سودمندتري براي تحقق «منافع ملي» است، آنگاه چرا نبايد انواع همايش‌ها، مراسم و جشن‌هاي فرهنگي، علمي، ورزشي، اقتصادي، تجاري، صنعتي و... به ابتکار ايران و در راستاي کاهش نفوذ رژم غاصب در خاورميانه، در تهران(ايران) انجام شود؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی