بستن

صبر ایوب زمان صبر منه

صبر ایوب زمان صبر منه
بهار اصلانی

دکتر جان من ديگر حوصله ميهماني ندارم.‌ مي‌خواهم در خواب تنها باشم. ادعاي روزمره آدم‌ها کم بود حالا در خواب هم بايد تحمل‌شان کنم. آن شب خيام آنقدر گفت: «گر مال نماند سر بماناد به‌جاي، پيمانه چو شد تهي دگر پر گردد.» که وقتي رفت روي ميز و حرکات موزون کرد سرش گيج رفت و افتاد. همه دورش جمع شده بودند و هرکس نظري مي‌داد. يک نفر مي‌گفت: «بايد آبليمو بخورد.» ‌ديگري مي‌گفت: «‌نه فشارش افتاده اگر بخورد بدتر مي‌شود.» يک نفر مي‌گفت: «بايد عرق نعناع و نبات بخورد، چيپس زياد سردي‌اش کرده.» يکي ديگر مي‌گفت: «نه نبايد چيزي بخورد، فقط بخوابد خوب مي‌شود.» در اين ميان باباطاهر عريان گفت: «ببريمش بيمارستان؟» رازي گفت: «باشه فقط قبلش تو برو لباس‌هاتو بپوش.» بعد همه غش‌غش خنديدند. ابوعلي‌سينا گفت: «اگه جلسه معاينه تخصصي‌تون تموم شده خلوت کنين ما هم يه‌نگاهي بيندازيم.» رابرت دنيرو گفت: «پاشو مرد.کاه مال تو نبوده کاهدون که بوده! خب کمتر چيپس مي‌خوردي!» رودکي گفت: «مردي نبود فتاده را پاي زدن، گر دست فتاده‌اي بگيري مردي».

دنيرو گفت: «اتفاقاً من دستم تو کار خيره.» بعد به گوشه‌اي اشاره کرد و گفت: «اون پيرزن رو مي‌بيني؟ امروز سي‌و‌پنج بار از خيابون ردش کردم؟» رودکي گفت: «همون پيرزن که توي تابوت خوابيده؟» دنيرو گفت: «البته. خيلي هم مقاومت و تعارف مي‌کرد.» رسول نجفيان آمد وسط و آهنگ مي‌رن آدما را خواند. سيلوستر استالونه هم خواست از دنيرو کم نياورد و گفت: «بله ما هنرمندها دستمون به کار خيره من هم توي قطب شمال مدرسه ساختم. باورتون نمي‌شه اونجا حتي يک مدرسه هم نداشت.» اشک در چشم حضار حلقه زد.

عباس جديدي داشت مي‌گفت در راه خير رکورد گينس عيادت از بيماران را شکسته، صداي خيام از زير دست‌و‌پاي خيرين آمد که ملتمسانه از خواننده آهنگ صبر ايوب را براي خودش و آقاي‌ ربيعي درخواست ‌مي‌کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی