آرمان ملي- اميد کاجيان: چند روزي بود که پخش يک خبر در رسانهها مورد توجه بسياري قرار گرفت. موضوع مذاکرات محرمانه ايران و آمريکا با ميانجيگري عمان. خبري که نخستينبار روزنامه الجريده کويت ادعاي آن را مطرح کرد. مذاکرات محرمانه ايران و ايالاتمتحده آمريکا با عنوان «مذاکرات مستقيم و مخفيانه در عمان بين دولت ترامپ و شاهينهاي ايران» به تيتر نخست اين روزنامه کويتي تبديل شده بود. همين موضوع کافي بود تا با بازنشر اين خبر از سويي گمانهزنيهاي متعددي در ارتباط با اين مساله پديد آيد و هم موقعيت مناسبي بود براي جريانهاي تندروي دروني که عليه اين موضوع واکنش نشان و مذاکرات پنهاني دولت با آمريکا را مورد هجمه قرار داده و از آن براي بهرهبرداريهاي سياسي کنند. البته که تا به امروز هيچ مقامي هم اين مذاکرات پنهاني را تکذيب نکرده بود تا اينکه سرانجام روز گذشته، سخنگوي وزارت خارجه ايران ناگزير به واکنش نسبت به آن شد. سعيد خطيبزاده در پاسخ به سوالي در ارتباط با اظهارات ترامپ مبني بر رسيدن به توافق با ايران در طي مدت خيلي کوتاهي و همچنين انتشار گزارشي از سوي روزنامه الجريده کويت مبني بر اينکه مذاکرات پنهاني بين ايران و آمريکا در عمان در حال برگزاري است گفت: نه مذاکرهاي بين ايران و آمريکا بوده است، نه مذاکرهاي هست و نه مذاکرهاي خواهد بود. به نظرمان اينگونه سخنان مصرف داخلي دارد و شايد به درد ترامپ بخورد ولي به درد روابط ايران و آمريکا نميخورد. خطيبزاده با تکرار مواضع قبلي ايران در ارتباط با آمريکا گفت: مواضع جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با آمريکا ثابت، قاطع و روشن است و ما بدون لکنت اين مواضع را بارها گفتهايم.
چرا برخي باور کردند؟
هرچند اينبار مذاکره پنهاني ميان ايران و آمريکا تکذيب شده است اما شايد چند دليل اين موضوع را براي برخي باورپذير کرده بود. نخستين اين دلايل به واسطه شرايط خيلي خاص موجود در کشور و البته برخي صحبتها و سخنرانيهاي اخير پيرامون قطعنامه 598 و صلح با عراق بود، اينکه از صلح به عنوان عملي منطقي در آن برهه ياد شد؛ موضوعي که گمانهزنيهايي را مبني بر اين مطرح ساخت که شايد مذاکرات پنهان با آمريکا يا عزم جدي در اين زمينه در جريان باشد. دليل ديگري که از نگاه عدهاي اين نوع مذاکرات را دور از ذهن نميکرد اظهارات ترامپ و اطمينانش پيرامون گفتوگو با ايران يک ماه بعد از رياستجمهوري دوباره خود بود، اين مطلب را در کنار گفتههاي اخير ظريف پيرامون آمادگي ايران، براي تبادل زندانيان آمريکا و ايران در آستانه انتخابات 2020 بگذاريد. هرچند تبادل زنداني ميان ايران و آمريکا موضوع جديدي نيست، اما همواره اين مطلب با مذاکرات پنهاني يا بهبود رابطه موضعي و چند هفتهاي اين دو کشور همزمان ميشد. اظهارات ظريف وقتي با گزارش روزنامه الجريده توامان شد، بسياري بحث گفتوگوهاي مخفيانه را دور از ذهن ندانستند.يکي ديگر از مسائل اما، نقش هميشگي عمان در اين گونه مذاکرات و ميانجيگريهاست. با توجه به سابقه طولاني عمان در اين امر از اين جهت نيز برخي شبهاتي را درباره درستي يا نادرستي اين خبر مطرح کردند. در اين ميان تاکيد نخستوزير کويت به لزوم گفتوگوي منطقهاي از سوي ايران را نيز اضافه کنيد و اينکه در همين زمان يک رسانه کويتي نيز خبر مذاکره پنهاني را رسانهاي کرد. البته که وضعيت دوستيهاي اخير اسرائيل و کشورهاي عربي تحت عنوان صلح ابراهيم و ناامني موجود در منطقه براي تهران نيز از دلايلي بود که احتمال تغيير موضع تهران در قبال مذاکره با آمريکا را تشديد ميکرد و از سويي نياز ترامپ به يک دستاورد در قبال ايران در چنين اوضاع و احوالي نيز مساله مذاکره ايران و آمريکا را دور از ذهن نميکرد چيزي که ترامپ آرزوي آن را در چنين برههاي دارد. در کنار همه اين دلايل البته که سابقه مذاکرات پنهان قبلي ايران با برخي از دشمنان منطقهاي يا همين آمريکا را نيز بايد در نظر بگيريم. چرا که اين نخستينباري نيست که موضوع يک مذاکره پنهاني اينگونه در بوق و کرنا ميشود. هر چند اين مذاکره تکذيب شده است اما در طول تاريخ چهاردهه انقلاب مذاکرات پنهاني ازسوي ايران به دلايل مختلفي صورت گرفت که سالها بعد از آن مذاکرات، مقامات ايراني به اشکال مختلف آن را مطرح، رسانهاي يا تاييد کردند. «بعد از جنگ و در ژنو مذاکرات مخفيانهاي را با يکي از مقامات عراقي و از نزديکان صدام شروع کرديم. مردم از اين موضوع خبر نداشتند و شايد امروز هم همچنان خيليها از آن مذاکرات و اينکه در آنجا چه گذشت، خبر نداشته باشند. اين مذاکرات زير نظر شوراي عالي امنيت ملي بود. مرتب اين مذاکرات را هدايت ميکرديم و نتيجه مذاکرات در جلسات شوراي عالي امنيت ملي مورد بررسي قرار ميگرفت. مذاکرات را در پشت پرده ادامه داديم، تا زماني که صدام نامهنگاري با ايران را شروع کرد.» اين جملات را حسن روحاني مردادماه 97 به زبان آورد؛ موضوعي که در آن با صراحت به مذاکرات ايران با صدام حسين در دوران جنگ اشاره داشت. مذاکراتي که در ادامهاش به سه دور نامهنگاري مقامات ايراني و عراقي و در نهايت پايان جنگ ختم ميشود. اين اولين مذاکرات پنهاني ايران با صدام حسين نبود. سالها قبلتر از آن يعني قبل از شروع هر جنگي، 10 شهريور 1358، با وساطت و درخواست رئيسجمهور الجزاير در ويلاي محل اقامت صدام يک ديدار مهم ديگر صورت ميگيرد، ديدار با ابراهيم يزدي وزير امور خارجه دولت موقت در حاشيه اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانا، ديداري که گفته ميشد پيرامون مسائل مربوط به خوزستان، کردستان و... صورت گرفته اما تا سالها بعد از آن ديدار موارد مطروحه مذاکرات و گفتمانهاي دو طرف در هالهاي از ابهام بود تا اينکه ابراهيم يزدي 35 سال پس از اين ديدار، براي اولينبار متن کامل گفتوگوي خود با صدام حسين را در اختيار يک مجموعه به نام «تاريخ ايراني» گذاشت که بخشي از خاطرات منتشرنشده او به شمار ميآيد. ايران در طول اين سالها با دشمن ديگر خود يعني آمريکا نيز مذاکراتي پنهاني داشته است که سالها بعد از طريق خود مقامات کشورمان افشا شد. شايد مذاکراتي که در خصوص آزادي گروگانهاي آمريکايي صورت گرفت و در نهايت منجر به تحقق بيانيه الجزاير شد يکي از آنها باشد، مذاکراتي که ابتدا در سکوت خبري بود. ماجراي مکفارلين اما از همه اين مذاکرات معروفتر است؛ مذاکراتي که البته با افشاشدنش نصفهکاره ماند. آمريکاي دوران ريگان تلاش داشت تا با کمک ايران گروگانهاي آمريکايي در لبنان را آزاد کند. در عوض اين کار ميخواست تا هزاران موشک به ايران بدهد. در اين زمان رابرت مکفارلين را براي نزديک شدن بيشتر به ايران و مذاکره با کساني چون مرحوم آيتا... هاشمي رفسنجاني، به ايران فرستادند اما اين ماجرا توسط يک روزنامه لبناني افشا شده و ناکام به پايان ميرسد. ايران بعد از حملات يازده سپتامبر هم البته که مذاکراتي پنهاني ديگر اينبار در ارتباط با افغانستان داشت گواه اين موضوع نيز خاطرات رايان کراکر سفير سابق آمريکا در عراق و افغانستان است که ميگويد: «يک هفته پس از حملات يازده سپتامبر در سال 1380 و در جريان مذاکرات ژنو با چند ديپلمات ايراني، مذاکراتي درباره حمله به افغانستان داشته است».يکبار ديگر نيز حسين اميرعبداللهيان معاون عربي و آفريقاي وزارت امور خارجه وقت درباره مذاکرات پنهاني با آمريکا در عراق پسا صدام گفته بود: «درباره مذاکره گذشته ايران و آمريکا پيرامون مساله عراق، بايد بگويم که رهبر معظم انقلاب اسلامي در اول فروردينماه سال 1385 اعلام کردند که به خاطر وضعيت عراق، استثنائا در اين موضوع ما اجازه داديم مذاکرهاي انجام شود. توصيه آن زمان به تيم مذاکرهکننده هم اين بود که:«مذاکره بايد منطقي و حکيمانه و بانزاکت باشد.» البته اين اظهارات عبداللهيان سالها بعد از سال 85 - يعني در گفتوگويي در سال 91- رسانهاي شد. علياکبر صالحي وزير خارجه دولت احمدينژاد و رئيس سازمان انرژي اتمي هم در کتابش با عنوان «گذري در تاريخ» از يکي ديگر از مذاکرات پنهاني با آمريکا با ميانجيگري عمان نام ميبرد. مذاکرات سال 90 که البته احمدينژاد نيز از آن ياد ميکند و ميگويد چون ايران در آن موقع در شرايط ضعف بوده است با آن موافق نبوده، صالحي هم اظهارات احمدينژاد را تاييد ميکند که به او گفته بود: «اين کار خطرناک است و ممکن است که به زمين بخوريد.» اما مذاکره از مراجعي ديگر به تاييد رسيده بود البته به چند شرط مثلا اينکه موضوع مذاکره تنها مسائل هستهاي باشد و فعلا در حد مقامات بالا مثل وزير صورت نگيرد و مذاکره براي مذاکره نباشد.
آنچه درمييابيم
با نگاهي به برخي از اين مذاکرات ميتوان به اين نتيجه رسيد که اساسا مذاکرات پنهاني در سالهاي گذشته چندين بار صورت گرفته و از همين رو موضوع بعيدي نيست، البته چه بسا به دليل نتيجه نگرفتن آن موضوع مذاکرات علاوه بر رسانهاي نشدن مسدود و بينتيجه هم مانده است. با اين حال به نظر ميآيد مقامات ايراني مذاکره اخيري را که روزنامه الجريده ادعاي آن را داشت در چارچوب اين قبيل مذاکرات پنهاني نميدانند و ازهمين رو نيز آن را تکذيب ميکنند. اما ظاهرا سابقه اين مذاکرات پنهاني است که ميتوان يکي از ديگر دلايلي دانست که شائبه اخير گفتوگوي ايران و آمريکا در عمان را مطرح کرد.