امروزه در شرايطي موج سوم و سهمگين کرونا را در کشور تجربه ميکنيم که از ماههاي قبل پيشبيني اين روزها کار دشواري نبود و کارشناسان از رسيدن پاييز سخت ابراز نگراني شديد ميکردند. مردم پس از گذشت هفت ماه از شيوع کرونا تا حدي اين موضوع را جدي نميگرفتند و بسياري از آنها گوشهايشان را روي هشدارهاي مسئولان و دولت گرفته بودند. در اين بين سهلانگاري مردم در زدن ماسک و رعايت فاصلهگذاري فيزيکي آنها در مراکز عمومي در حدي بود که آنها در مراکز سرپوشيده بدون ماسک حاضر ميشدند، انگار که ويروس کوويد 19 از کشور ما ريشهکن شده است، در کنار اين موضوع سفرهاي پيدرپي آنها به شهرهاي شمالي و زيارتي بدون توجه به هشدارهاي دولت و کارشناسان -که هنوز هم ادامه دارد- در کنار عدم رعايت پروتکلهاي بهداشتي از سوي برخي از هياتهاي مذهبي در ماه محرم، نتيجه خود را يک هفته مانده به پاييز نشان داد و باعث شده بهشکل تصاعدي، آمار مبتلايان افزايش پيدا کند. از اين زمان موارد سرپايي بيماران و مراجعه آنها به مراکز درماني اضافه شد، پس از آن موارد بستري بالا رفت و اگر شرايط همينطور پيش برود، در مرحله بعد آمار مرگومير افزايش پيدا خواهد کرد. پيشبينيها در هفته پيشرو، اين است که موارد ابتلا، بستري و فوتي بالا برود، اگر مردم رفتار متعادلي داشته باشند و به پروتکلها پايبند باشند، موارد ابتلا کاهش پيدا ميکند، اما به محض اينکه احساس کنند شرايط عادي است و توصيهها را جدي نگيرند، آمارها دوباره بالا ميرود. بيشک تمديد کردن دورکاري کارمندان ادارات و سياستهاي سختگيرانه و حتي تعيين مجازات و برخورد قانوني با افرادي که ماسک نميزنند ميتواند راهگشا باشد، اما تعطيلکردن کل کشور و شهرها امر درستي نيست، هرچند که در صورت از کنترل خارجشدن وضعيت بيماري، بايد به آن هم فکر کرد. بايد از روشهاي اقناعي براي رعايت پروتکلها استفاده کرد. متاسفانه اين روزها حتي آمارهاي بالا از ابتلا و مرگ روزانه هم ديگر روي مردم تاثيري ندارد. البته طبيعي است و پس از مدتي که بهطور مرتب آمار فوتيها و مبتلايان اعلام ميشود...
ادامه صفحه 2