بستن

جز اجراي اصلاحات - ولو با حذف اصلاح‌طلبان- راه ديگري مانده؟

جز اجراي اصلاحات - ولو با حذف
اصلاح‌طلبان- راه ديگري مانده؟

سيد مصطفي تاج‌زاده در گفت‌و‌گو با «آرمان ملي»:

جز اجراي اصلاحات - ولو با حذف
اصلاح‌طلبان- راه ديگري مانده؟

ادامه از صفحه 6

جاي خود را به نامزد به اصطلاح دولت پنهان بدهد که مدعي است باوجود تحريم نفتي و بانکي قادر به اداره کشور و مهار گراني و تورم و بيکاري است.

تصور نمي‌کنيد شرکت نکردنمان در انتخابات مجلس يازدهم اشتباه بود چون شايد مي‌توانستيم چهار کانديداي اصلاح‌طلب ديگر به مجلس بفرستيم؟

اول آنکه نمي‌توانستيم چراکه اکثريت مردم راي نمي‌دادند. اگر صلاحيت کانديداهاي پيشرو را تاييد مي‌کردند، شايد و تنها شايد راي مي‌دادند. اما با کانديداهايي که تاييد شدند، اکثريت در انتخابات شرکت نمي‌کردند. دوم آنکه اگر اين نامزدها راي هم مي‌آوردند، نمي‌توانستند کار مهمي انجام دهند. با کمال تاسف بايد گفت که وقتي علي مطهري را در حد نماينده مجلس تحمل نمي‌کنند، سرنوشت خوب و روشني نخواهند داشت. بنابراين راي‌ندادن ما اشتباه نبود. کساني که راي دادند امروز بگويند چه دستاوردي داشته‌اند؟ شايد به همين دليل باشد که اکثريت قاطع شهرونداني که راي ندادند، امروز فکر نمي‌کنند، اشتباه کردند. البته راي‌ندادن انتخاب خوبي نبوده و نيست، اما بدتر از راي‌دادن در چنين انتخاباتي حداقل در شهرهايي مانند تهران است. ببينيد تنها 18‌درصد ساکنان پايتخت راي دادند. چهار پنجم واجدان شرايط راي ندادند. به بيان روشن انتخابات در شهري که تقريبا همه مقامات در آن زندگي مي‌کنند و بايد بيشترين نفوذ کلام را در آن داشته باشند، با تحريم مواجه شده است. خب يک جاي کار ايراد دارد. اين موضوع مهمي است. اگر زود بجنبند و دست به اصلاحات فوري و ساختاري بزنند، و رضايت و اعتماد مردم را جلب کنند، نارضايتي به نحو مطلوبي کم مي‌شود.

اگر مشارکت در انتخابات رياست جمهوري هم کم باشد ...

به احتمال زياد يک اصولگراي تندرو يا يک نظامي رئيس‌جمهور مي‌شود. و در هر حال اگر خوب کار کند مردم خواهند گفت اصلاح‌طلبان اشتباه مي‌کردند و خوب شد اينها آمدند. اما بايد به خدا پناه برد اگر بد عمل کند. اميدوارم فرصت جبران همچنان باقي بماند.

اما انتخابات رياست جمهوري ملي و حساس است.

فعلا که نظارت خاص، نهاد انتخابات را همراهي کرده است. اکثر مردم به‌ويژه در کلان شهرها ديگر مانند گذشته راي نمي‌دهند. مي‌گويند راي هم بدهيم و فلان آقا رئيس‌جمهور شود، چه کاري مي‌تواند انجام دهد؟ پس چرا به او راي دهيم وقتي که مي‌دانيم نمي‌تواند کاري کند. در چنين شرايطي امثال من مردم را به شرکت در انتخابات دعوت نمي‌کنيم. دعوت هم بکنيم راي نمي‌آورند. به فرض اينکه راي هم بياورند 6 ماه بعد بايد از راي‌دهندگان خجالت بکشم. زيرا وضعيت به‌گونه‌اي است که هر که رئيس‌جمهور شود، وضع اقتصادي کشور روز به روز بدتر مي‌شود چون دست او بسته است. تازه انتظارها زياد و امکانات کم و رو به کاهش است. وقتي وضعيت اين‌طور است چرا اصلاح‌طلبان مسئوليت بپذيرند؟ خودشان مسئوليت را بپذيرند.

در صــورت اميــد به حل مشکلات حاضر هستيد با اصولگرايان براي حمايت از يک کانديدا ائتلاف کنيد؟

تاکيد مي‌کنم مشکل اين است که انتخابات در شرايط کنوني تاثيرگذار به معناي واقعي کلمه نيست و از سويي رياست‌جمهوري تقريبا در اين شرايط اختيار لازم را ندارد. اگر همين روند باشد هر که رئيس‌جمهور شود، اصولگراي معتدل باشد يا اصلاح‌طلب، شکست خواهد خورد. اگر تحريم ادامه يابد، با هر رئيس‌جمهوري وضعيت اقتصادي در سال آينده بدتر از امسال خواهد بود. در آن صورت فرقي نمي‌کند در انتخابات ائتلاف کنيم يا نکنيم. از سوي ديگر اگر انتخابات رقابتي باشد و مردم حرف اول را بزنند و نامزدي که پيروز شود بتواند برنامه خود را اجرا کند، نياز به ائتلاف در اين مرحله نداريم. بايد يک نامزد اصلاح‌طلب با برنامه روشن و عملي معرفي کرد تا با وعده و برنامه اصلاحات ساختاري، اعتماد مردم را جلب کند و شهرونداني را که با انتخابات قهر کردند، مجاب به راي…

از اين بحث عبور کنيم. در دوره قبل رياست‌جمهوري، شوراي شهر و تا حدي هم مجلس در دست اصلاح‌طلبان بود اما ظاهرا عملکردها در بخش‌هايي رضايت بخش نبود و پاسخگويي هم نداشتيم. تصور نمي‌کنيد يکي از دلايل دلسردشدن جامعه به اصلاح‌طلبان به اين موضوع ارتباط داشته باشد؟

معلوم است که ارتباط دارد، اما نبايد فراموش کرد که مردم عملکرد خود ما را در دوره اصلاحات ديده‌اند.

دوم خرداد با شرايط فعلي قابل مقايسه نيست و تفاوت دارد.

چه فرقي مي‌کند؟

خودتان اشاره کرديد که شرايط در آن سال‌ها مطلوب بود.

تفاوت در سياست‌ورزي اصيل و نيابتي يا استصوابي است. اولي باوجود 9 روز يک بحران موفق بود و دومي ناموفق. اگر ما در دوره 76 تا 84 کارنامه قابل قبولي نسبت به دولت‌هاي قبل و بعد از خود نداشتيم، منتقدان مي‌توانستند بگويند شما نالايق و ناتوان هستيد و فقط شعار مي‌دهيد. اما ما در عمل ثابت کرديم.

گفت‌وگو و مذاکره براي حل مشکل يکي از اصول اصلاحات است. چرا تلاش نکرديد ديداري با شوراي نگهبان داشته باشيد؟

با آنها نشد که ديدار داشته باشيم. اينطور نيست که آنها با همه جلسه داشته باشند و فقط با اصلاح‌طلبان مذاکره نکنند. آنها به هيچ‌يک از اصلاح‌طلباني که درخواست کرده‌اند، وقت اختصاص نداده‌اند. الان که ديگر به علي مطهري هم وقت نمي‌دهند. ميرسليم و موتلفه نيز در حال حذف‌شدن هستند. الان دور، دور سيداحمد خاتمي است و نه سيدمحمد خاتمي.

سوال آخر هم اينکه انتخابات آمريکا براي ايران چه نتايجي دارد و تصور مي‌کنيد پيروزي بايدن به نفع ايران است؟

در مجموع بايدن در شرايط کنوني بهتر است اما تصور نمي‌کنم اگر او پيروز شود مشکلات ايران و آمريکا به سرعت حل خواهد شد. احتمالا بايدن هم سخت‌گيرانه رفتار کند اما چون مي‌گويند با ترامپ مذاکره نمي‌کنيم، با پيروزي رقيب او مي‌تواند بگويد 4 سال مقاومت کرديم و با وجود همه فشارهاي اقتصادي و غيره با ترامپ مذاکره نکرديم. حالا راه براي مذاکره با بايدن باز است. شايد به همين دليل باشد که تندروهاي وطني از پيروزي ترامپ دفاع مي‌کنند! جالب آنکه در شبکه‌هاي اجتماعي از افراطيون و کاسبان تحريم مي‌پرسند که ترامپ قاتل سردار سليماني است. چطور از او حمايت مي‌کنيد؟ کاسبان تحريم جواب مي‌دهند که «بله، ترامپ اين ضعف را دارد ولي به نفع ما است که بيايد و نشان دهيم آمريکاي واقعي يعني ترامپ. در اين صورت مي‌توانيم به جامعه بگوييم با اين فرد نمي‌توانيم مذاکره کنيم و از برجام خبري نخواهد بود.» در پايان بايد تاکيد کنم مشکلات کشور ما با انتخابات آمريکا حل نمي‌شود. با انتخابات رقابتي و آزاد حل مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی