آرمانملي-محمدميلاد عبداللهي: به زعم برخي از کارشناسان فروش نفت ايران متاثر از تحريمهاي سنگين کاهش چشمگيري يافته است و از سوي ديگر وجود کرونا، صادرات غيرنفتي با کشورهاي همسايه را به شکل محسوسي کاهش داده است. همچنين، بسياري از فعالان اقتصادي بر اين باورند که نبايد شرايط کشور را به اخبار سياسي و بالاخص انتخابات پيشروي ايالات متحده گره زد، بلکه گذر از اوضاع کنوني مستلزم تصميمات و برنامهريزيها مدون خواهد بود. براي دستيابي به چنين مواردي لازم است تا انضباط مالي بيشتري در کشور حاکم تا قابليت پيشبينيپذيري و بهبود کسبوکار حاصل شود، به علاوه لازم است تا بلاتکليفي وزارت صمت هرچه زودتر رفع شود تا شرايط در حوزه توليد، واردات و صادرات شکل منظمتري پيدا کند. به همين منظور عباس آرگون، نايب رئيس کميسيون بازار پول و سرمايه اتاق بازرگاني تهران، گفتوگويي را با «آرمانملي» انجام داده که در ادامه ميخوانيد.
با توجه به اينکه توليد و فروش نفت ايران در شرايط فعلي کاهش يافته و همين امر منجر به کسري بودجه سنگين شده است، به زعم شما، تبعات اين مساله براي اقتصاد ايران چيست؟
کشور ما از گذشته متکي به درآمد نفتي و در واقع بيشترين منبع کسب درآمد از طريق نفت و مجموعههاي آن بوده است. از طرفي بودجهاي که امسال بسته شد، با رويکردي بود که بتوان بخشي از درآمدهاي غيرنفتي جايگزين نفت شوند، موضوع افزايش نرخ ماليات، فروش اوراق مالي و واگذاري سهام شرکتها از مهمترين موارد جايگزين به شما ميرفت که متاسفانه اينهم به دليل برخي عوامل همچون شيوع ويروس کرونا که پديده منحصر فردي است و تبعات سنگيني را به همراه داشت، محقق نشد، به طوريکه رشد اقتصادي دنيا منفي و تجارت سخت شد. اين معضل در کشور ما هم تاثير بسيار منفي داشته است. بهعنوان مثال صادرات غيرنفتي و گردشگري وضعيت اسفناکي را به دنبال داشت و بر همين اساس درآمدهاي مالياتي که دولت پيشبيني ميکرد، بتواند از طريق آن کسري بودجه را تا حدي کاهش دهد، دچار مخاطره شد و بعيد است در شرايط فعلي چنين اقدامي راهکار مفيدي باشد.
با توجه به تورم کنوني (بيش از 40 درصد) پيشبيني شما از نيمه دوم سال چگونه است؟
يکي از مهمترين بحثها آن است که در حال حاضر ما برنامه مشخصي نداريم و اين در حالي است که شرايط اينچنيني مستلزم برنامهريزي دقيقي است. در حال حاضر که ما نميتوانيم صادرات نفت داشته باشيم و با وجود کرونا بسياري از کسب و کارها آسيب ديدند، بايد بخشهايي که مزيت صادراتي دارند تقويت شوند. به عبارتي ديگر خروج از اين شرايط، ديپلماسي اقتصادي مناسبي را ميطلبد، به گونهاي که بتوان حداقل با کشورهاي همسايه توسعه صادرات داشت و نياز کشور را تامين کرد. گفتني است براي چنين موضوعاتي نميتوان برنامهريزي يک شبه داشت ولي بايد ديدگاه بلندمدتي را پي گرفت. نياز بود تا از سالهاي قبل براي توسعه صادرات غيرنفتي برنامهريزيها هوشمندي انجام ميشد و به مرور وابستگي به نفت کاهش مييافت. براي دستيابي به چنين مواردي لازم است تا انضباط مالي بيشتري در کشور حاکم شود تا قابليت پيشبيني پذيري و بهبود کسبوکار محقق شود. درست است که اکنون تحريمهاي سنگيني متوجه کشور ما است، اما تمام مشکلات متاثر از موضوع تحريم نيست و لازم است تا در داخل هم انسجام درستي شکل بگيرد. بهعنوان مثال وزارت صمت که در دوره اخير چهار نفر سکاندار آن بودند، آنهم وزارتخانهاي که بايد نيمي از اقتصاد کشور را از منظر (تامين مواد اوليه، واردات و صادرات و کالاهاي اساسي) تنظيم کند، ولي ميبينيم که اين نهاد ثبات مديريتي ندارد. به عبارتي ديگر بيش از چهار ماه است که وزارت صنعت، معدن و تجارت وزيري ندارد و سرپرست هم نميتواند در جايگاه وزير عمل کند. اين عدم ثبات در تصميمگيريها از سمت مديريت به ساير قسمتها هم منتقل و منجر به افزايش هزينه، نارضايتي کارکنان و زير مجموعهها ميشود و همانگونه که اشاره شد سياستهاي داخلي، نيازمند تحولات است.
بسياري از فعالان اقتصادي معتقدند دولت در يک بازه زماني به منظور تامين مالي تبليغات گستردهاي براي بازار سرمايه داشت و اکنون به سمت بازار ارز رفته است. نظر شما در اين باره چيست؟
من چنين اعتقادي ندارم، بازارها را نبايد دولتي کرد، لازم است تا افراد بر اساس منافع خود تصميم بگيرند در چه بازاري سرمايهگذاري کنند. نگاه به بازار سهام نبايد با حمايت دولت باشد، به طوريکه اگر قصد خريد سهمي را داريم بايد آن را به لحاظ ارزندگي تحليل کنيم. اين مهم در مورد ارز هم چنين است. ولي لازم است دولت فضاي ثبات و آرامشبخشي را حاکم کند تا افراد براي منابع خود برنامهريزي مشخصي داشته باشند و هر روز از يک بازار به بازار ديگر نروند. لازم به ذکر است مردم به دنبال آن هستند تا قدرت خريد خود را حفظ کنند. بازار سرمايه پر ريسک است و ذات آن نوساني است. افراد براي ورود به آن بايد حرفهاي باشند نگاه آنها براي سرمايهگذاري بايد با ديد ميانمدت و بلند مدت باشد. اينکه امروز بخريم و فردا به سود برسيم عاقلانه نيست و نتيجهاي نخواهد داشت.
به عقيده شما، تاثير اخبار سياسي و انتخابات آمريکا، بر اقتصاد ايران طي روزهاي آتي چگونه است؟
گرچه اين مهم اثرگذار است ولي ما نبايد موضوعات داخلي خود را به انتخابات کشور ديگري گره بزنيم. ما بايد طبق اصول و چارچوب دقيق براي اقتصاد و سياست کشورمان برنامهريزي کنيم. لازم است بگوييم هر شخصي که در انتخابات آمريکا سر کار بيايد نگاه و سياست واحدي نسبت به ايران خواهند داشت. (يکي با ادبيات تندتر ديگري کندتر) کما اينکه در اين 40 سال هم به همين شکل بوده است و رئيسجمهوري قبلي ايالات متحده که احساس ميشد آدم نرمتري است، تحريمهاي سختي را عليه کشور ما اعمال کرد. نکته قابل ذکر است آن است که ما بايد آسيبشناسيهاي داخلي را انجام دهيم و بتوانيم مشکلات را حل کنيم. بايد بتوانيم موفقيتهاي کوچک را رقم بزنيم که از دل آن دستاوردهاي بزرگي شکل خواهد گرفت.