زوالعقل موضوعي نگرانکننده و غيرقابل درمان است. بيماري آلزايمر يا فراموشي نوعي زوالعقل محسوب شده و بهشدت عملکرد شناختي را تحتتاثير قرار ميدهد. زوالعقل يک اصطلاح کلي براي افت توانايي ذهني است، از دستدادن حافظه و بيماري آلزايمر رايجترين نوع زوالعقل بهشمار ميآيد. معمولا آلزايمر و يا انواع مختلف زوالعقل در سنين بالا و بهصورت تدريجي شروع ميشود. معمولا آلزايمر در افراد بالاي 60 رخ ميدهد، زوالعقل بيماري است که بهصورت تدريجي ايجاد شده و هرگز ناگهاني رخ نميدهد. در بيماري آلزايمر انجام برخي وظايف ساده مانند پيگيري وضعيت حساببانکي يا پيروي از يک دستورالعمل براي آنها به فعاليتي بسيار پيچيده تبديل مي شود. کنارهگيري از فعاليتهاي اجتماعي يا کاري يکي از نشانههاي ابتلا به آلزايمر است، هنگاميکه يک نفر آلزايمر را تجربه ميکند، ممکن است بهتدريج خود را از فعاليتهاي کاري يا اجتماعي کنار بکشد و بخشي از اين کنارهگيري و انزوا ممکن است با تغييرات شخصيتي، ترس، يا عدم پذيرش مرتبط باشد. يکي از مهمترين عوامل پيشگيري از ابتلا به زوال عقل و يا آلزايمر را رعايت اصول سبک صحيح زندگي است. متاسفانه درمان مشخصي براي بيماري آلزايمر يا هرگونه زوالعقل پيشرونده وجود ندارد بنابراين دارودرماني گزينهاي در دسترس است که امکان تسکين برخي نشانهها را فراهم ميکند. پرهيز از مصرف سيگار و دخانيات، کنترل فشارخون، کلسترول، و قندخون در سطوح مناسب، دنبالکردن يک رژيم غذايي سالم و متعادل، ورزش، حفظ وزن مناسب از جمله راهکارهاي پيشگيري از آلزايمر است. خبر تاسفبرانگيز، غيرقابل درمانبودن آلزايمر است. اگر شخصي مبتلا به بيماري آلزايمر شود، صرفا ميتوان سير بيماري را با تجويز دارو کندتر کرد و متاسفانه در اکثر موارد درمان قطعي براي اين بيماري وجود ندارد. رعايت و پيروي از سبک درست زندگي ميتواند يکي از موثرترين روشها براي پيشگيري از آلزايمر باشد. بيماران مبتلا به آلزايمر و يا زوالعقل نسبت به بيماريهاي عفوني حساس و آسيبپذيرند، بهطورمثال اگر يک شخص سالم با يک عفونت ساده ادراري فقط دچارتب شود، بيمار مبتلا به آلزايمر ممکن است با همان عفونت ادراري دچار کاهش سطح هوشياري شده و يا به کما برود. در شرايطي که با اپيدمي کرونا مواجه هستيم بايد مراقب باشيم که درمانهاي بيماران و افرادي که مبتلا به زوالعقل و يا آلزايمر هستند تاجايي که ممکن است توسط روشهاي مجازي و آنلاين انجام دهيم تا حضور اين افراد در جامعه به پايينترين سطح خود برسد. معمولا حافظه طولاني افرادي که دچار اختلال حافظه هستند تا مراحل انتهايي بيماري دست نخورده باقي ميماند، براي مثال اين بيماران بيشتر از گذشتهها صحبت ميکنند چون حافظه اخير اين بيماران پاک شده و هيچ حافظه و ديدگاهي نسبت به اتفاقاتي که در ساعات و روزهاي اخير افتاده، ندارند.