آرمان ملي- اميد کاجيان: اتحاد کشورهاي عربي براي برقراري رابطه با رژيمصهيونيستي در حالي صورت ميگيرد که اين روزها روايات متفاوتي از پيوستن عربستان به اين توافق مطرح ميشود. بعد از توافق بيسابقه بحرين و امارات با رژيمصهيونيستي، دونالد ترامپ از هشت کشوري گفت که قرار است بهزودي به دومينوي رابطه با رژيمصهيونيستي بپيوندند. عمان که پيش از اينها در زمان سلطان قابوس در کشورش پذيراي نخستوزير رژيمصهيونيستي بود، جزو کشورهايي است که نامشان در اين ليست قرار گرفته، سودان نيز همينطور. اما اين روزها همه چشمانتظار رفتار عربستاني هستند که خود را رهبر جهان عرب ميداند و واکنشش نسبتبه صلح ابراهيم بنا به عقيده بسياري حجت را تمام ميکند. درباره اينکه عربستانيها چه زماني به اين اتحاد ميپيوندند و يا اصلا اين کار را انجام ميدهند يا نه نگاههاي متفاوتي وجود دارد. درحاليکه برخي چهرههاي سياسي در داخل ايران مانند علي مطهري ميگويند بايد از کويت و عربستان که در مقابل فشار آمريکا مقاومت کردهاند و به رژيمصهيونيستي نپيوستند، قدرداني شود. اما به نظر ميآيد که همه چيز به اين سادگيهايي که او تصور ميکند هم نيست.
پالسهاي عربستان
رفتار رياض در اين مدت بهگونهاي بوده تا نشان دهد لااقل بخش قابلتوجهي از مقامات آن موافق عاديسازي رابطه با تلآويو هستند. عربستان، بعد از اتحاد امارات و رژيمصهيونيستي مرزهاي هوايياش را روي اسرائيل گشود تا از اين مسير براي رفتوآمد به امارات استفاده کند؛ اتفاقي که خود گوياي اين است که بخشي از بدنه حکومت عربستان در برابر فشار آمريکا نهتنها مقاومت نکرده بلکه از سويي تمايل به بهبود رابطه با رژيمصهيونيستي دارد. بسياري از کارشناسان معتقدند آنچه امارات و بحرين انجام دادهاند از قبل با عربستان هماهنگ شده بود. استقبالي که کشورهاي عربي ازجمله برخي مقامات عربستان بهواسطه دوستي امارات و بحرين با رژيمصهيونيستي داشتهاند، بيانگر همين موضوع است که سعوديها خود از پشتپردههاي صلح ابراهيم آگاهند و چهبسا خود بخشي از اين پشتپردهها هستند.
اختلاف؟
اما در اين ميان عدهاي هم ميگويند هنوز تمام حاکمان عربستان بر سر بهبود ارتباط با تلآويو به توافق نرسيدهاند. عربستان سالهاست خود را سفير فلسطين ميداند و بيترديد اينکه اين سفير، خود به فکر اتحاد با رژيمصهيونيستي افتاده باشد عجيب و دردسرساز به نظر ميآيد. براي همين است که اين روزها در ارتباط با عربستان و نگاهش نسبت به اسرائيل فرضيه ديگري نيز مطرح ميشود و آن اختلاف ميان پدر و پسر حاکم عربستان است. شايع شده که پشت درهاي سلطنت سعودي بر سر دوستي با رژيمصهيونيستي کشمکش بيسابقهاي ميان وليعهد و پادشاه جريان دارد. بدين معنا که بــنسلــمان جــوان خــواستار اين دوستي شده و اما پدر دلش به اين راضي نميشود و به مخالفت با پسر برخاسته است. پادشاه عربستان که خود را باني هميشگي و قديمي تحريم تلآويو از سوي اعراب و پشتيبان فلسطينيها ميداند اکنون خود را در برابر پسري ميبيند که برخلاف نظر او به دنبال تعجيل در عاديسازي روابط با اسرائيل است. مخالفت ملک سلمان پادشاه آنگونه است که برخي ميگويند ماجراي بحرين و امارات او را بهتزده کرده اما به جايش پسر، خرسند از اين موضوع توافق با اسرائيل را بهترين راه مقابله با ايران ميداند. در اين ميان برخي رسانهها نيز مينويسند، بنسلمان درمورد اين توافق که زمينه تشکيل کشور مستقل فلسطين را فراهم نميکند، به پدر چيزي نگفته بود. چراکه تلآويو صرفا پذيرفت طرح الحاق بخشهايي از قلمروي تحت اشغال را در ازاي رسميت يافتن ديپلماتيک از سوي اماراتمتحده عربي متوقف کند و اين امر باعث شد ملک سلمان ناخرسند از اين موضوع به وزير امورخارجهاش دستور دهد بار ديگر تعهد رياض به تشکيل کشور فلسطين را مورد تاکيد قرار دهد، بدون آنکه نامي از عاديسازي روابط با تلآويو به ميان آيد. اما بنسلمان نظر ديگري دارد و از اين رو در مقابل پدر ايستاده است. اين تقابل بيسابقه به نحوي است که برخي اين ادعا را مطرح ميکنند که تداوم اين کشمکش پدر و پسري ميتواند منجر به ايجاد تغييراتي غيرقابل پيشبيني در ساختار نظام سعودي بشود. با اين اوصاف، اکنون ممکن است معادلات قدرت در عربستان به اين واسطه تغيير کند؟
بنسلمان قدرت اول عربستان
محمدعلي بصيري کارشناس مسائل بينالملل در اينباره به «آرمان ملي» ميگويد: «عربستان سعودي بعد از جنگ جهاني اول دولتي تشکيل داد که اگرچه با محوريت وهابيت و خاندان آلسعود با دولت عثماني مبارزه ميکرد اما مورد حمايت رسمي انگلستان بود و به اين واسطه عملا اين دولت توانست در حجاز و عربستان مستقر شود. حکومت آلسعود از زمان تاسيس تا جنگ جهاني دوم از حمايت انگليس برخوردار بود. بعد از دهه پنجاه و افول قدرت انگلستان اينبار حمايت غرب و آمريکا بود که تا به امروز عمر هشتادساله اين دولت را تضمين کرده است. براي همين بقاي قدرت آنها وابسته به حمايت لحظهاي غرب است و دراين راستا عملا در دوره شکلگيري اسرائيل، عربستان هيچگاه مبارزه جدي با آن در جنگها نداشت و حمايتهايش از فلسطين، بيشتر در محوريت کشوري که محافظ حرمين شريفين بوده است يا حمايتهاي مادي بيضرر و بيخطر از فلسطين. از سوي ديگر، اين کشور تلاش ميکرد تا ارتباطات کنسولي با اسرائيل را نيز در اين ميان برقرار و حفظ کند.» اين کارشناس ادامه ميدهد: «امروز اگرچه پادشاه عربستان بهعنوان پدر بنسلمان مخالف با اين موضوع است که رابطه عربستان با اسرائيل مانند بحرين و امارات رسما برقرار شود اما اين مقاومت هم ديري نميپايد و البته عمر ملک سلمان هم همينطور. از سويي نسل جديد عربستان وابستهتر از قبل به غرب است بنابراين اگر پدر مقاومت ميکند اين حرکت طولي نميکشد.» بصيري ادامه ميدهد: «از سوي ديگر حرکت بنسلمان بهعنوان وليعهد عربستان در حذف مخالفان نشان ميدهد آنکه در عربستان قدرت بيشتري دارد بنسلمان است. قدرت بنسلمان بيش از پدر است، پدر سنتگراتر است و ميخواهد دولت ضد اسرائيل باشد، اما فرزند که خريد سلاحها و جنگهاي نيابتي را از طريق آمريکا دنبال ميکند بر خواست پدر غلبه خواهد کرد.» اين کارشناس ادامه ميدهد: «البته قطعا برقراري رابطه عربستان با اسرائيل، بهراحتي برقراري رابطه بحرين و امارات با تلآويو نيست. قطعا مخالفتهايي که در اين کشور ميشود بيش از ساير کشورهاي عرب است و از سويي ممکن است عربستان جزو آخرين کشورهاي عربي باشد که رابطه با اسرائيل را رسميت ميبخشد. اما درنهايت بنسلمان ايدههايش را به ثمر مينشاند، مگر اينکه ناگهان در عربستان آنقدر تنشها بالا بگيرد که ديگر عمري براي سلطنت بنسلمان نماند که البته شواهد امر چنين چيزي را نشان نميدهد.»