اخيرا طرحهاي «شفافيت آرا» و «نظارت بر رفتار نمايندگان» در مجلس مورد بررسي قرار گرفتهاند. نظر شما در خصوص اين دو طرح چيست؟
در خصوص شفافيت آرا نه تنها موافق هستم، بلکه معتقدم ما نمايندگان بايد شهامت اين را داشته باشيم که نظر خود را به مردمي که به ما راي دادهاند، اعلام کنيم. مردم حق دارند، بدانند نظر و موضعگيري نماينده آنها در مسائل مختلف چيست و چه رايي در مجلس داده است. نبايد نسبت به مردم پنهانکاري داشته باشيم. نميتوانيم نظر خود را از کساني که به ما راي دادهاند، پنهان کنيم. بر اين اساس معتقدم بايد به اين طرح راي بدهيم و صادقانه راي خود را اعلام کنيم. زماني که نمايندگان به طرحي راي موافق يا مخالف ميدهند، حتما دلايلي دارند. اگر ايرادي به راي نمايندهاي گرفته شد، آن نماينده دلايل خود را براي دفاع از راي خود ارائه ميدهد. اين رويکرد بهتر از فرار و پنهانکاري است. در خصوص نظارت بر رفتار نمايندگان، معتقدم همانطور که مجلس حق نظارت بر دولت را دارد، بايد بر نمايندگان نيز نظارت وجود داشته باشد. طبيعتا نماينده معصوم و مصون از خطا نيست. زماني که ببيند کسي بر او نظارت ميکند، دقت بيشتري بر رفتار، اظهارنظرها و تصميمات خود خواهد داشت. به همين علت من با اين طرح نيز موافقم و معتقدم بايد به اين طرح نيز راي داده شود.
برخي معتقدند، شفافيت آراي نمايندگان مجلس در مقاطعي باعث ميشود که نماينده تحت تاثير فشارهاي بيروني نتواند تصميمات مورد تاييد خود را اعمال کند. شما با اين اظهارنظر موافقيد؟
نمايندگان نبايد تحت تاثير جوسازيها قرار بگيرند. در خصوص هر طرح يا لايحهاي اگر به عنوان مثال به اين جمعبندي رسيديم که بايد راي مثبت بدهيم، با وجود تمامي مخالفتها بايد به مصاديق عقايد خود راي بدهيم و نظر خود را نيز به مردم اعلام کنيم. نماينده نيايد عوام فريبي کند؛ به اين معنا که جوري فکر کند و جور ديگر حرف بزند. در خصوص بعضي از مسائل ممکن است مردم از ما دلخور شوند اما ما علاوه بر پاسخگويي بر مردم بايد پاسخگوي خدا نيز باشيم. زماني که تشخيص داده شد، تصميمي به مصلحت کشور و مردم نيست، بايد راي مخالف داده شود، حتي اگر عدهاي دلخور شوند. احتمال دارد در مواردي نظر نماينده با نظر کساني که به او راي داده اند، يکسان نباشد، ما بايد دلايل خود را براي مردم شرح دهيم، نه اينکه فرار کنيم. ما به نمايندگاني نياز داريم که سلامت نفس داشته باشند، نمايندگاني که مديران ناکارآمد و بعضا فاسد را به دولتها تحميل نکنند، نمايندگاني که مديرپرور باشند نه مريدپرور.
نظارت بر نمايندگان بايد به چه نحوي پيش برود که نه دست نمايندگان در تصميمگيري بسته شود، نه نظارتي وجود نداشته باشد؟
قانون دست نماينده را براي سوال، نظارت و استيضاح باز گذاشته است، اما حق اهانت و تهمت نداريم. نماينده بايد بيش از هرکسي به قانون و مقررات احترام بگذارد. نمايندگان نبايد از چارچوب شرع و قانون خارج شوند. نظارت به معناي بستن دست نماينده نيست. نمايندگان بايد روي ريل مشخصي حرکت کنند. نبايد به بهانه نظارت، تهمت، کنترل و پرخاشگري رخ بدهد. از سويي نبايد در عزل و نصبها دخالتي صورت بگيرد يا نيروي فاسد و ضعيف به دولت تحميل شود. نظارت به اين معناست که نماينده متوجه بشود بايد بيش از ساير اقشار التزام به قانون داشته باشد.
موافقين و مخالفين دو طرح مورد بحث بيشتر از کدام ديدگاههاي سياسي هستند؟
بررسي در اين خصوص انجام نشده است اما مجلس بيشتر متشکل از نمايندگان اصولگراست. مجلس تا حد زيادي يک دست است. مجلس يازدهم مجلسي معروف به اصولگرا بودن است که با رويکرد انقلابي کارش را شروع کرده. مجلس با دولت بايد ارتباط خوبي داشته باشد و بر اساس وظيفهاي که قانون اساسي تعيين کرده است، به دولت کمک کند. به هر حال دولت در خط مقدم قرار دارد و به همين دليل بايد از آنها حمايت کرد تا کشور بتواند در مسير پيشرفت و توسعه حرکت کند.اين نکته نيز بايد گفته شود که بعضي تصميمات، بيشتر متکي به نظرات شخصي نمايندگان است و به طيف سياسي خاصي وابسته نيست. يک نماينده مجلس بايد با هوشياري بالايي وظايف خود را انجام دهد و در راستاي کاهش مشکلات قدمهاي مثبتي بردارد.