بستن

چرا ترامپ توافق با ايران را نزديک مي‌بيند؟

چرا ترامپ توافق با ايران را
نزديک مي‌بيند؟
احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی

برخلاف انتظار برخي از جمله خود من، دونالد ترامپ رئيس‌جمهور آمريکا، مراسم امضاي توافق عادي‌سازي روابط اسرائيل با دو کشور عرب در کاخ سفيد را به نمايشي عليه جمهوري اسلامي تبديل نکرد. ترامپ در متن سخنراني‌اش در مراسم همانند وزيران خارجه امارات متحده عربي و بحرين از اشاره به نام ايران خودداري کرد و در صحبت‌هاي پيش از آن نيز، در پاسخ به پرسشي درباره مخالفت ايران با عادي‌سازي رابطة کشورهاي عرب و رژيم صهيونيستي، فقط از لزوم دستيابي به توافق با جمهوري اسلامي در آينده‌اي نزديک سخن گفت. در واقع مي‌توان حدس زد که مقام‌هاي شرکت‌کننده در مراسم کاخ سفيد، به‌طور عامدانه‌اي تصميم به عدم تحريک ايران گرفته بودند و حتي بنيامين نتانياهو هم جز يک جمله که آن را پيش از اين نيز بارها تکرار کرده بود، سخن تحريک‌آميز ديگري عليه جمهوري اسلامي نگفت. علت چنين اتفاقي اما چه مي‌تواند باشد؟ توصيه امارات؟ احتمالش بسيار است. امارات برخلاف بحرين و اسرائيل، معمولا لحن کنترل‌شده‌تري در برابر جمهوري اسلامي به کار مي‌گيرد و به‌خصوص نمي‌خواهد که عادي‌سازي روابطش با اسرائيل به‌عنوان گامي علني عليه تهران تعبير شود. طبعا نزديکي جغرافيايي و مبادلات تجاري اين کشور با ايران در کنار نگراني‌اش از وقوع جنگ در منطقه خليج فارس مي‌تواند علت اين احتياط نسبي باشد. از اين رو، احتمال اينکه آنها توصيه به عدم تحريک ايران در مراسم کاخ سفيد کرده باشند به‌نظرم بالاست. با اين حال، شخص ترامپ نيز ظاهرا در سوداي دستيابي به توافق با جمهوري اسلامي جدي به‌نظر مي‌رسد. آيا او به‌دليل رقابت‌هاي انتخاباتي با حزب دموکرات، تظاهر به جدي‌بودن در اين باره مي‌کند و يا اينکه واقعا گزينه توافق با تهران را در چشم‌انداز خود مي‌بيند؟ اگر مورد دوم درست باشد، او با تکيه بر چه شواهد و قرائني حرف از توافق را بي‌وقفه تکرار مي‌کند؟ آيا ترامپ در پشت پرده، علائم و نشانه‌هايي از يک توافق احتمالي دريافت کرده است؟ يا اينکه مشاورانش بنا به تحليل خود از رفتار و وضعيت کلي ايران، او را در اين مورد دلگرم مي‌کنند؟ مورد دوم صحيح‌تر به‌نظر مي‌رسد. در واقع نگاهي به واکنش جمهوري اسلامي به تحولات عراق و سوريه و لبنان، حکايت از نوعي سياست احتياط‌آميز دارد. اگر بزرگترين مشکل و عامل اصطکاک جمهوري‌اسلامي با آمريکا و متحدان آن را سياست خاورميانه‌اي تهران به حساب آوريم، از يک نگاه سرد و بي‌طرفانه، اين مشکل به تدريج در حال رنگ باختن است. ترامپ خود نيز بارها بر اين موضوع تاکيد کرده و گفته است که ايران ديگر همان کشورِ پيش از ورود او به کاخ سفيد نيست! بدين ترتيب، از نگاه مشاوران ترامپ، در حالي که ايران از يک طرف موفق به تشکيل جبهه‌اي قدرتمند براي به خطر انداختن موجوديت اسرائيل نشده است و از سوي ديگر، در مقابل تشکيل جبهه‌اي مشترک از سوي اسرائيل و کشورهاي عرب، سياست عملي تهاجم‌آميزي در پيش نگرفته است، بنابراين از نقطه نظر نظم منطقه‌اي، دلايل چنداني براي ادامه رويارويي کنوني و اجتناب از توافق وجود ندارد. از اين منظر، برنامه هسته‌اي و موشکي ايران نيز به خودي خود نمي‌تواند مسبب رويارويي شديد شود، چراکه اين دو برنامه نيز در چارچوب سياست خاورميانه‌اي ايران، مورد حساسيت شديد آمريکا و متحدان آن بوده و اگر آن سياست به هر دليلي تعديل شده باشد، از اهميت اين دو موضوع نيز به همان اندازه کاسته مي‌شود و امکان حل و فصل‌شان بالا مي‌رود، بنابراين با يک حساب سرانگشتي، مشاوران ترامپ به اين نتيجه رسيده‌اند که تنها نصيبي که ايران از رويارويي فعلي مي‌برد، همان تحريم‌هاي اقتصادي بي‌سابقه است که پول ملي آن را در سراشيبي قرار داده و معضلات و مشکلات عميقي براي جامعه ايران پديد آورده است. از نگاه آنان، اين وضعيت خواه ناخواه به توافق ختم مي‌شود حتي اگر پيامدهاي داخلي بسياري براي برخي جناح‌هاي حاکم داشته باشد. شايد مشاوران ترامپ در مجموع موانع داخلي توافق با ايران را ساده گرفته باشند، اما ظاهرا از نگاه آنها فشار مشکلات، هر مانعي را مرتفع مي‌کند هرچند که تنش‌هاي شديد سياسي داخلي هم در پي داشته باشد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی