داشتم موهاي روي زمين را جمع ميکردم که جهانپور سخنگوي سابق وزارت بهداشت وارد آرايشگاه شد.
جهانپور: وقت اصلاح داريد؟
من: چراکه نه کيانوش جان؟! اتفاقا يهحسي به هم ميگه تو خيلي اصلاح لازمي!
جهانپور روي صندلي نشست و پيشبندش را بستم.
من: از ته بزنم؟!
جهانپور: اهميتي نداره! ببينم تو از قيمت کره خبر داري؟!
من: آخ آره! بگم خدا.. نه يعني خيلي گرون شده کيانوش؛ چه خبره؟!
جهانپور: از ماست که بر ماست عزيزم. مردم يه مدت کَره نخورن!
من: تا کَره ارزون بشه؟
جهانپور: اگه سفير چين اوکي باشه... گفتم سفير چين بگو ياد چي افتادم؟
من: چي؟
جهانپور: اصلا خود تو... چرا کَره ميخوري؟
من: چيکار کنم؟ کوفت بخورم؟
جهانپور: نه! ببين چرا بهجاي کَره مردم آوودکادو يا آجيل نميخورن.
ماشين را انداختم روي سر جهانپور که دستم را کنار زد و عصباني شد.
جهانپور: خيلي داري اصلاح ميکني! کافيه!
من: آخه گفتم با اين شرايط چطوره به جاي کَره، بستني با روکش طلا و خاويار بخوريم؟
جهانپور: منم همينو ميخواستم بگم ديگه.از شما آرايشگرا آدم غافل بشه يهپا گذاشتيد اينور و يهپا اونور و کَره گرون کرديد!