ادامه از صفحه اول- که گـــويي کليد رئيسجمهور در سال پاياني دوره رياست جمهورياش قفل اقتصاد مملکت را باز کرده است. خانهنشيني مردم در موج اول کرونا و بيکاري همگاني و تشويق دولتيان به حضور در بازار بورس رونقي به اين بخش از سرمايهگذاري جديد داد که عدد سهامداران بورس را از مرز ميليونها گذراند. موج جديد چنان ولولهاي در خانوادهها به راه انداخت که هر چه سرمايه داشتهاند را نقد کرده و راهي کارگزاريهاي بورس شدهاند. از طرفي تابلوي بورس هم صعود تند و تيزي را حتي در تعطيلات نوروزي داشت که عقلاي قوم هم به آن واکنش نشان دادند. يکي از همکاران دانشگاهي که براي تبريک عيد به من زنگ زد و از حال و احوالش پرسيدم، پاسخ داد که خوبم اما خوبتر هم شدهام.
سالها پاي تخته سياه و حالا وايتبرد گچ خوردم و بوي تند جوهر ماژيک مشامم را اذيت کرد؛ حقوق دانشگاه کفاف مخارج معمولي زندگيام را نميداد اما مدتي است با فروش ماشين و چند سکهاي که در خانه داشتيم وارد بورس شدم و در همين مدت کوتاه به اندازه حقوق چندين ساله دانشگاهم سود بردم. چقدر طول و عرض کلاس را طي کردم و خستگي روزانه را به خانه بردم. پرسيدم از عاقبت کار يا به قول رسانهها از حباب بورس وحشت نداري که ماشين و اندک اندوخته روز مباداي منزل را فروختهاي، با قاطعيت گفت، همه توصيههاي رئيسجمهور، معاون اول، وزير کار، وزير اقتصاد و ديگر مسئولان را جمعآوري کردم مثنوي هفتاد من کاغذ شد، مگر حمايت دولت از بورس واقعي نيست. نه خوفي ندارم و با اصرار ميگفت شما هم وارد شويد، بازار پررونقي است 100 ميليون من هم الان چندين برابر شده است. براي اولين بار است که با آرامش به خواب ميروم و دغدغه معاش ندارم. چند روز قبل همين دوست به دفترم آمد برافروخته و خشمگين. ميگفت مگر ميشود مسئولان دولتي از مردم بخواهند وارد بازار بورس بشوند و از حباب و ترکيدن و ضرر کردن نترسند، مگر اقدامات مسئولان دولتي در تشويق مردم معنايي غير از اين داشته و دارد که بازار سرمايه، بازار مطمئني است و دولت هم شرکتهاي خود را وارد بازار بورس کرده است و آينده اين بازار پرمنفعت مورد حمايت دولت است.دوست دانشگاهيم ميگفت قصد داريم که با چند نفر از دوستان سرمايهگذار در بازار بورس شکوائيهاي عليه دولت تقديم مراجع قضايي کرده و دادخواهيکنيم. با رفتن دوستم اين سوال براي نگارنده پيش آمد که به راستي حمايت دولت از بورس و تشويق مردم به سپردهگذاري در اين بازار آيا مصداق عيني تمهيد مقدماتي نيست که نتيجه آن بر باد رفتن سرمايه اندک گروههايي شده که به دولت اعتماد داشتهاند؟ و حالا در جايگاه مالباخته قصد دارند به روش قانوني عليه دولت خصوصاً مسئولان تراز اول آن با تکيه بر سخنرانيها و گفتوگوها و حمايتها اقدام قانوني به عمل آورند؟ چه کسي پاسخگوي ضرر مردم و اعتماد از دست رفته جامعه نسبت به دولت است. آيا مسئولان دولتي خصوصا تيم اقتصادي دولت که مشوق مردم براي سرمايهگذاري در بورس بودهاند مقصر هدر رفتن سرمايههاي مردم نيستند. پرسش اين است که وقتي بازار سکه با تلاطم روبهرو شد فردي را بهعنوان سلطان سکه محاکمه و اعدام کردند. وقتي بازار قير، شکر، ارز، خودرو و ديگر بخشهاي سرمايهگذاري دچار نوسان و ضرر عمومي شد افرادي را بهعنوان سلاطين اين بخشها محاکمه و اعدام کردهايم حالا بايد پرسيد سلطان بورس کيست تا با محاکمه و برخورد با او رفتاري همانند ديگر سلاطين محکوم داشته باشيم.