بستن

نمایش «پاندمی ‌کرونا» به اجرا می‌رسد

نمایش «پاندمی ‌کرونا» به اجرا می‌رسد

اين روزها که بعداز گذشت چندين‌ماه از شرايط اضطراري کرونا در کشور و جهان شاهد نيمه‌تعطيل و رکود تئاتر در ايران بوديم خيلي از هنرمندان را مي‌بينيم که در اين ايام در قرنطينه و غيرقرنطينه اجازه نداده‌اند که تئاتر از رونق بيفتد و به‌هر شکلي که شده شرايط کارکردن را براي خود فراهم کردند، آنها به‌جاي اينکه مدام از شرايط نامناسب تئاتر و ديگر هنرها بنالند و از ندانم‌کاري مسئولان صحبت کنند اما به فعاليت خود ادامه دادند. يکي از اين هنرمندان «ايوب آقاخاني» است که هر ساله اجراهاي زيادي را در سالن‌هاي مختلف تهران چه در عرصه بازيگري و چه کارگرداني انجام مي‌داد، اما در اين شرايط مي‌بينيم که هنوز هم دست از کار نکشيده و به فعاليت‌هاي پژوهشي و توليدي و نگارشي دست‌زده است. «فارس»، در ارتباط با فعاليت‌هاي کاري ايوب آقاخاني در اين چند ماه گفت‌وگويي با وي انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد.

در ابتدا بفرماييد در ايام قرنطينه و چندين ماه رکود تئاتر مشغول به چه فعاليت‌هايي بوديد کمااينکه اطلاعي از فعاليت در عرصه برخي جشنواره‌ها در حوزه هنري و همينطور فعاليت‌هاي پژوهشي از شما را داشتيم.

من در تمام اين ايام که از اسفندماه ناگزير فعاليت‌هايم محدودتر شد، هميشه با اميد به گذر از اين ماجراي کرونا کار کردم، اما بديهي است که کارهايم متفاوت از قبل بوده که شامل نوشتن، ترجمه، توليد کتاب‌هاي صوتي به نيت اينکه مردم را بيشتر در منزل نگه داريم، بود. حال اينکه آيا اين اتفاق افتاده و نيت من به سرانجام رسيده يا خير، بحث ديگري است. در کنار همه اينها شروع نگارش رمان دومم نيز در همين ايام اتفاق افتاد و آنچه که بيشتر بدان مي‌بالم، فعاليت‌هاي به اصطلاح ادبياتي اين سال‌ها توليد محتوايي بيشتر از اجرا بوده است. بيشتر در عرصه نوشتن، تحقيق و پژوهش، طراحي و پيشبرد ايده‌هاي فرهنگي در اين دوره از جمله راه‌انداختن جشنواره نمايشنامه‌نويسي اقتباسي با نام چهار راه است که به‌هرحال محصول همين دوران است.

آيا در عرصه سريال و نمايشنامه نيز فعاليت داشتيد؟

بله، ذيل اين کارها نوشتن‌هايم هم سمت‌وسوي روشني داشت، طراحي دو سريال و نوشتن يک نمايشنامه که البته تا چندي پيش بيشتر مشغول پژوهش آن براي گزارش اين دوران «پاندمي‌ کرونا» بود. خوشحال هستم با افتخار بگويم اولين کسي هستم که يک اثر جدي در اين عرصه مي‌نويسد .مدتي پيش کمي‌ غصه‌مند شده بودم، مبني بر اينکه دوست ديگري اين کار را انجام مي‌دهد که گفتم من دوست داشتم نفر اول باشم که اخيرا محصول نگاه اين دوستمان را مطلع شدم و فهميدم گرچه حتما کار او درخشان است اما از آن جنس کاري نيست که من به‌خاطرش حسادت کرده بودم، من در واقع نگاهم گزارشگرانه از وضعيت موجود با نگاه عميق تحليلي بود که اين احتمالا در شکلي که به گوشم رسيد با اين‌سويه تعقيب نشد و رفتار و بوي ديگري دارد. حتما خودم يکي از طرفداران آن اثر خواهم بود اما خوشحالم که اين اولين بودن برايم باقي مي‌ماند و من خوشبختانه صفحات اول نمايشنامه را شروع به نوشتن کردم. اين روزها همچنين درگير رايزني براي انتشار نمايشنامه رگ بودم که سال گذشته با موفقيت روي صحنه برديم و همينطور بازي در فاز دوم سريال «بيگانه‌اي با من است» نيز انجام شد که در واقع فاز يک آن با شيوع و کمي‌ رشد بيماري کرونا به اتمام رسيده بود و ما به حکم وظيفه مي‌بايست کار را به نتيجه مي‌رسانديم براي اينکه کار بعد از ماه‌هاي محرم و صفر از شبکه دو سيما پخش شود.

خيلي از هنرمندان در اين دوران به‌خاطر دغدغه‌هاي خاصي که داشتند نتوانستند به فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري خود بپردازند شما براي غلبه بر اين حس منفي چه کار کرديد؟

همه اين کارها دستاورد اين دوران بود تا از تصور اينکه اين ويروس زندگي ما را نگه داشت، دور کند. من براي دوري از اين حس کمي‌ نياز داشتم تا اين را باور نکنم تا بتوانم بنويسم و ديگر کارهايم را انجام دهم از اين بابت دغدغه‌مند خانواده‌ خودم در تئاتر هستم، مخصوصا کساني که کارشان صرفا بازيگري بوده که مي‌دانم الان دچار تنگناهاي جدي هستند، حتي اگر نگويم اين تنگناها مالي است با توجه به اينکه خيلي‌ها زندگي‌شان را بر مبناي تئاتر بنا نکرده‌اند، اما اين تنگناهاي حسي و عاطفي به اندازه کافي دردناک و شايد هم بيشتر است. صادقانه مي‌گويم قلبم براي روي صحنه رفتن مي‌تپد، من خودم آدمي ‌بودم که يک کار در سال را خودم انجام مي‌دادم و بقيه ايام سال را هم براي ديگران روي صحنه بودم، حال به‌عنوان نويسنده يا بازيگر و ديگر مشارکت‌ها در پروژه‌ها حضور داشتم و از سوي تئاتر پوشه هم يک کار روي صحنه مي‌بردم که امضاي خودمان را داشته باشد. الان خود من دچار گرفتاري‌هاي ذهني خيلي بزرگي هستم اما خدا را شکر مي‌کنم که پيش از تمام اين امکانات و توانايي‌هاي نسبي که خدا در تقديرم قرار داده، قلمي‌ هم دستم داده، بنابراين جاهايي هم که ناگزير از انزوا مي‌شويم، قلم به فضل پروردگار روي کاغذ مي‌چرخد و زندگي را بي‌حاصل نمي‌کند، لااقل اين براي خودم خيلي مهم است. بنابراين من دوران نسبتا پرحاصلي به لحاظ محتوا داشتم و اينکه چقدر از اينها به بار بنشيند، مهم است کسي که مي‌نويسد غايت آرمانش چاپ و اجراست و اينکه حال چقدر اين کارها چاپ و اجرا شود و مخاطب آن را دوست داشته باشد و کارها را چقدر در جامعه فيدبک مثبت بدهد عناصري است که سرنوشت حال خوب ما را رقم مي‌زند و ما مي‌توانيم بگوييم که کم‌کاري نکرديم.

شما در عرصه کتاب‌هاي گويا هم در اين مدت فعال بوديد...

بله من به رايگان به اندازه يک رسانه جدي کتاب گويا از اسفندماه توليد کردم و هنوز هم کار جلو مي‌برم و بنابراين تمام تلاشم را کردم تعهد فرهنگي خودم را به جامعه حتي اگر کسي توقع نداشته باشد، ادا کنم.

در ارتباط با جشنواره تئاتر «چهارراه» هم برايمان توضيح دهيد که آيا مورد اقبال قرار گرفته است؟

جشنواره تئاتر چهارراه با حمايت مرکز هنرهاي نمايشي حوزه هنري خوشبختانه راه افتاد و خيلي هم به لطف خدا مورد استقبال قرار گرفت که اين فراتر از تصورمان بود، چون به‌عنوان يک نويسنده خودم هم مي‌دانستم بعداز انتشار فراخوان دو ماه فرصت ايده‌پردازي‌ دادن، زمان کمي ‌است کمااينکه الان که با شما صحبت مي‌کنم سه ماه پژوهش پيش از نگارش طرح اوليه را خودم داشتم. يعني از نيمه دوم اسفندماه تحقيقات ميداني را شروع کردم و يکماه پيش تازه روي کاغذ آمد و بالغ بر چهارماه فقط اينکه بالاخره چه چيز روي کاغذ بيايد، اتفاق افتاد. با اين توضيح دو ماه زمان کمي‌ بود اما در اين مدت نمايشنامه‌هاي بسيار قابل اعتنايي از افراد خيلي خوب و حتي کم‌تجربه اما صاحب قلم محبت کردند و به اين فراخوان بدون سروصداي زياد و تبليغات گسترده ، فقط با تکيه بر چند خبر جشنواره را استقبال کردند و الان هم رو به افزايش است. همين استقبال نشان از تشنگي در جامعه است که اگر هدايتي در قالب مسابقه و جشنواره شود، تشنگي تبديل به انگيزه‌هاي عملياتي مي‌شود و به‌راحتي عده‌اي را سرگرم نازک‌شدن در ظرايف ادبيات کهن مي‌کند. بزرگترين دستاورد اين امر توجه دوباره به داشته‌ها و ثروت عظيم ادبي ما است که خيلي وقت‌ها از آن غافل هستيم و فکر مي‌کنم اين دستاورد خيلي بزرگي است و اميدوارم در نتيجه نهايي هم سربلند ظاهر شويم.

فرصتي هم براي رسيدگي به خانواده در اين دوران به شما دست داد؟

بله، اين دوران فرصتي براي توجه بيشتر به خانواده شد. من از اسفند تا پايان تعطيلات عيد، خواندن و نوشتن الفباي انگليسي را به فرزندم ياد دادم که براي يک بچه پنج ساله شايد زود باشد، اما خيلي کارهاي ديگر هم کردم که جزو نگين‌هاي دوران قرنطينه‌ام به حساب مي‌آيد. در اين دوران سعي کردم خانواده‌ افسرده نشود و اين خيلي به‌نظرم مسئوليت بزرگتري است که در اين حال غريب دچار مشکل نشوند، اميدوارم به‌حق همين وقت هرچه زودتر اين مشکل از شر بشريت کم شود.

به‌نظر شما تئاتر پساکرونا جان تازه گرفته يا خير؟

هنوز تئاتر ما بعداز کرونا جان نگرفته است، من هم با شما موافقم الان در واقع دوباره با ديدن تدبير و هوش همکارانم به وجد آمدم که ديدم دو تا از همکارانم که طرفدارشان هستم طراحي براي اجرا در فضاي باز مي‌کنند، اين خود خرد و هوشمندي در اين شرايط است اينکه بدانيم چه زماني، چگونه براي چه کساني چه کار مي‌کنيم، حلقه مفقوده خيلي از هنرمندان اين است که آنها پرسشي از خود در اين زمينه نمي‌کنند و کساني‌که اين پرسش را دارند، من به آنها آفرين مي‌گويم که قدري در اين درياي ساکن غوطه‌ور شوند و مطمئنا موفق خواهند شد که به موج برسند. اميدوارم از اين اتفاقات در تئاتر بيشتر بيفتد تا ما واقعا بتوانيم حيات تئاتر را ادامه دهيم، چيزي که بيشتر دل مرا به‌عنوان يک تئاتري به‌درد مي‌آورد، اين است که شايد کم تدبيري يا اهمال و مسامحه باشد، اينکه همه کارها پيش مي‌روند آن وقت تئاتر مظلوم بايد تعطيل باشد، اين مرا خيلي ناراحت مي‌کند. نه اينکه بگويم ناراحت هستم که تئاتر تعطيل است، اما به‌نظرم حتي در اين شرايط هم تئاتر مظلوم است و اين جالب نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی