ما توقع داريم، ديگر وزيران و مسئولين محترم لطف کرده و جلسه فرهنگي را الگو قرار داده و در جلساتشان رسيدن به نتيجه مطلوب برسند، همانند اعضاي محترم اين جلسه که براي رسيدن به زبان ملموس براي جمعيت به راه حل فوقالعاده مفيد و تيزهوشانه «تشکيل ستاد ملي جمعيت» دست پيدا کردند. (البته جلسات هيات دولت هميشه داراي نتيجه بوده است به اين صورت که در مورد هرچيزي صحبت ميکنند و وعدههاي مثبت ميدهند دقيقا برعکسش اتفاق ميافتد و شرايط سختتر و تلختر ميشود که دستشان درد نکند. در شاديهايشان جبران کنيم اين همه رفاه و آرامش را که داريم).
ما توقع داريم، دوستانمان واقعا در رفتار خود تجديدنظر کرده و سر کيسه را براي خريد هديه کمي شل کنند. درست است که ويلاي لواسان به نام ما نميکنيد و منتظر اشاره براي بخشيدن کارخانجاتتان به ما نيستيد ولي حداقل يک ملک کوچک برايمان هديه بگيريد ديگر. البته که به خاطر مناعت طبع بالاي ما، از شما اصرار و از ما انکار خواهد بود ولي رعايت ادب چيز بدي نيست. (کلا مرزاي دوستي و رفاقت توي اين مملکت جابهجا شده و چقدر بيدوستيم ما).
ما توقع داريم، حتي يک ريال از آن 10 هزار ميليارد ريالي که احتمال دارد از صندوق توسعه ملي وارد بورس شود به اين بازار ورود نکند. چه معني دارد هيجان را از زندگي مردم ميگيريد؟ بورس بايد قرمز بماند! مگر وضعيت شهرهاي کشور از نظر کرونا قرمز نيست؟ قهرمان ليگ را چه ميگوييد؟ آن هم قرمز است ديگر. پس بورس هم بايد قرمز باشد که تمام چيزها در کشور قشنگ و شيکمان از نظر رنگبندي با هم ست شوند. نگران بازار ارز و دلار و سکه هم نباشيد که به صورت موازي رشد کرده و باعث تورم شود. آن هم يک مرحله از همين هيجانات زندگي ما است که خدمتتان عرض کردم. ما به آن عادت داريم، شما هم عادت کنيد! (روزي يورو به ريال گفت: صفرات اذيتت نميکنه؟ ريال گيج گيج نگاش کرد و يورو خسته از اين همه گيجي گفت: ولي پدر منو خيلي درآورده، رهاشون کن برن. اگه واسه تو باشن خودشون برميگردن).