بستن

روایت آیت‌ا... هاشمی از لو رفتن یک عملیات مهم

روایت آیت‌ا... هاشمی
 از لو رفتن یک عملیات مهم

آرمان ملي: آيت‌ا... هاشمي رفسنجاني در کتاب اوج دفاع خود در شهريور 65 روايتي لو رفتن يک عمليات نوشت. مرکز اسناد آيت‌ا... هاشمي‌رفسنجاني در خاطرات روزانه خاطره‌اي از شهريورماه 65 برگرفته از کتاب «اوج دفاع» منتشر کرد. هاشمي‌رفسنجاني نوشته است: دوشنبه 17 شهريور 1365 اول وقت فرماندهان سپاه آمدند و گزارش عمليات کربلاي دو را دادند موفق نبوده‌اند. در محوري که مجاهدين عراق عمل کرده‌اند، توفيق نسبي داشته‌اند و در محور عمل نيروهاي خودمان با دادن حدود چهارصد نفر شهيد و مفقود، عقب‌نشيني کرده‌اند. گزارش عمليات آينده را دادند که اميدوارکننده نبود. به جلسه ستاد قرارگاه رفتيم. گزارش کامل دادند و مشورت شد. به خاطر لو رفتن عمليات و به دست نيامدن راهکار کامل، دستور داده شد در قرارگاه تاکتيکي نجف، يکبار ديگر بررسي کنند و نظر بدهند تا در جلسه آينده تصميم‌گيري شود. ظهر آقاي رفيق‌دوست آمد. گزارش سفر به ليبي و تهيه تدارکات را داد. سپس سرهنگ حسني‌سعدي فرمانده نيروي زميني آمد. نيازهايش و پيشرفت کار سازماندهي جديدش را گفت. تلفني با رئيس‌جمهور که امروز از حراره برگشته‌اند، احوالپرسي کردم. راضي به نظر مي‌رسند. ظهر فاطي خبر داد که مهدي از جبهه تلفن کرده است و منشي دفترم گفت چون گردانشان در حاج عمران عمل کرده است، آنها را به عقب آورده‌اند. تا شب در دفترم به خواندن گزارش‌ها و انجام کارها پرداختم. تلفني با آقاي‌خامنه‌اي درباره تشييع‌جنازه عراقي‌هاي شهيد در عمليات کربلاي دو مشورت کردم. شب آقايان محسن رضايي و رفيق‌دوست آمدند. درباره نيازهاي جنگ و مشکلات همکاري ارتش و سپاه بحث شد. به خانه رفتم.

لو رفتن عمليات

با مرور آنچه در عمليات‌هاي دفاع مقدس گذشت نام عمليات کربلاي 4 پررنگ‌تر از ساير عمليات‌هاست. آيت‌ا... هاشمي درباره اين عمليات توضيح داده بود: چون من فرمانده جنگ بودم، جمع‌بندي همه اطلاعات قبل و بعد از عمليات و در حين عمليات به من مي‌رسيد. يعني من دايما از اينها دعوت مي‌کردم و مسائل را مي‌پرسيدم. پس همه چيز را خوب مي‌دانم. به همان سياستي که در خيبر اعلام کرده بوديم که يک جاي حساسي از عراق را بگيريم و بعد جنگ را تمام کنيم، عمل مي‌کرديم. فرماندهان به ما گفتند که اگر مي‌خواهيد اين کار را بکنيد، مهلتي به ما بدهيد، طرحي را تهيه مي‌کنيم تا ابزار لازم آن را تهيه کنيم. آنها رفتند و عمليات را طراحي کردند. در آن زمان آن طرف فاو در دست ما بود. نظر من همان موقع، اين بود که از ساحل خور عبدا... به ام‌القصر برويم؛ ام‌القصر، پايگاه دريايي عراق بود و کشتي‌هاي جنگي و غيرجنگي‌شان که در آنجا بود از طريق کانالي به درياي خليج‌فارس مي‌رفتند. بنا بر اين بود که ما به آنجا برويم. البته قبلا رفته بوديم، اما موفق نشده بوديم؛ چون در آنجا يک کارخانه نمک بود که نتوانستيم از آن عبور کنيم. اين دفعه، بنا شد عملياتي انجام دهيم که بتوانيم کاملا عراق را از دريا، جدا کنيم؛ يعني هدف اصلي من به‌عنوان فرمانده جنگ، اين بود؛ اگر اين کار انجام مي‌شد، ما به هدف‌مان مي‌رسيديم و مي‌گفتيم که الان قطعنامه را مي‌پذيريم و شما هم بياييد حق و حقوق ما را بدهيد تا آتش‌بس را بپذيريم. وي ادامه داد: اواخر شب (نزديک صبح) بود که به من اطلاع دادند عمليات با مشکل برخورد کرده است. من گفتم: چه مشکلي؟ گفتند که به‌صورت تلفني نمي‌توانيم بگوييم. آقا سنجقي از خطوط مقدم به گلف آمد و ماجرا را براي من توضيح داد؛ معلوم شد آن نقطه اساسي که مي‌خواستيم از آن عبور کنيم، عراقي‌ها مطلع شدند. حال اينکه از کجا مطلع شدند، نمي‌دانستيم. آن موقع فرض ما بر اين بود که آمريکايي‌ها از طريق ماهواره‌هايشان و هواپيماهاي آواکسي که در عربستان بود، با رادارهايشان ما را مي‌بينند و اطلاعات لازم را به عراقي‌ها داده‌اند. به همين دليل آنها اين نقطه را زير نظر داشتند و به محض اينکه نيروهاي ما حرکت کردند، درست همان نقطه را زير آتش انبوه گرفتند. هاشمي گفت: کساني که عبور کرده بودند، آن طرف گير افتاده بودند و آن کساني که مي‌خواستند دوباره وارد شوند، گير افتادند. بنابراين عمليات قفل شد. ممکن بود که از جاهاي ديگر بروند، اما جاهاي اصلي نبود. من هنوز جلو نرفته بودم و در اميديه بودم. آقاي رضايي به من گفتند که ما عمليات را متوقف کرديم و داريم بچه‌ها را برمي‌گردانيم و برگرداندند؛ البته عمليات با اقدام بعدي، به‌سرعت جبران شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی