در سالهاي گذشته بازيکنان بيکيفيت خارجي درآمدهايي در فوتبال ايران داشتند که در واقع اجحاف در حق بازيکنان شايسته داخلي بود. حالا که اين قانون وضع شده بايد براي بازيکنان داخلي که از کيفيت مناسبي برخوردار هستند، قراردادهاي مالي مناسبي بسته شود چون عمر مفيد فوتباليست 10 تا 12 سال است. براي آنکه بازيکنان متوسط نتوانند دستمزدهاي بالايي بگيرند بايد بازيکنان را به دو دسته A و B تقسيم کنيم. البته ماجراي بازيکنان سوپراستار جداست و آنها بايد بيشتر دستمزد بگيرند، هرچند در اين زمينه دچار افت شديدي شديم. با تقسيمبندي بازيکنان بهخوبي ميتوان مقدار دستمزد آنها را در طول يک فصل مشخص کرد، ولي فقدان چنين موضوعي باعث شده تا بسياري از بازيکنان قراردادهايي با مبالغ هنگفت منعقد کنند که اين موضوع به فوتبال ما آسيب ميزند. اميدوارم با وضع قوانين صحيح ريشه دلاليسم در نقلوانتقالات فوتبال ايران برچيده شود. با اشتباه مديريت باشگاه استقلال آندرهآاستراماچوني که تحولي عظيم در شکل بازي آبيپوشان ايجاد کرده بود، قرارداد دو سالهاش را فسخ کرد. فرهاد مجيدي حاضر شد تا سرمربي تيم محبوبش شود و توانست استقلال را نايبقهرمان ليگبرتر و جامحذفي کند، او بهترين نتيجه ممکن را بهدست نياورد اما نمره قبولي گرفت. با اين وجود رفتاري با او شد که ترجيح داد از سمت خود کنارهگيري کند. مدتي است بحث بازگشت استراماچوني مطرح شده، اما مشخص نيست تا چه اندازه جديت براي بازگشت او وجود دارد و از سويي ديگر در قوانيني که داريم اجازه بازگشت به اين مربي ايتاليايي داده ميشود. اميدوارم هواداران استقلال بارديگر اتفاقي تلخ را تجربه نکنند و پس از انتظاري طولاني شاهد بازگشت استراماچوني باشند. درباره مطرحشدن نام الکساندرنوري براي مربيگري در استقلال نيز بايد بگويم اين مربي ايرانيالاصل است، ولي قانون مشخص نکرده براي افرادي مانند او که دورگه هستند و پدرشان ايراني است چه تصميمي گرفته ميشود. الان مشخص نيست فريدون زندي با روزي اشکان دژآگه ميتوانند در ايران مربيگري کنند. قانون بهطور واضح توضيح نداده و براي همين بايد منتظر رخدادن اتفاقي باشيم که به قانون مربوط باشد تا مفاد آن روشن شود. درباره تهديد به استعفاهاي مکرر يحيي گلمحمدي بهنظر من او مربي باتجربهاي است و چهارمين مربي امتيازآور ليگبرتر محسوب ميشود. پس از جدايي عليرضا بيرانوند، مهدي ترابي، علي عليپور و وحيد اميري بايد جايگزينهاي خوبي براي اين نفرات داشته باشد. «يحيي» از روي ناچاري هشدار داده که اگر تيمش در ليگقهرمانان آسيا موفق نبود مقصر اصلي قلمداد نشود. صبر گلمحمدي لبريز شده و نميخواهد ناکام شود. او مشکلات را درک ميکند و تذکر ميدهد تا تيمش را نجات دهد. اگر موفق شد که چه بهتر و اگر اين اتفاق رخ نداد تقصيرها بر گردن او نيست.