ادامه از صفحه -1 حالا هم به درآمدهای بزرگی نائل آمدهاند، این منابع را به بازارهای دیگر مثل سکه و ارز و حتی مسکن و مستغلات منتقل کنند که آن وقت باز مشکلات دیگری بهوجود میآورد. درواقع اگر به اقتصاد به عنوان یک سیستم کاملا پیوسته نگاه نکنیم و از نظام مالیاتی برای کنترل نوسانات و هجوم به بازارها استفاده نکنیم، همواره این مشکل میتواند وجود داشته باشد که نوعی رکود در یک بازار موجب تقویت در یک بازار دیگر شود. چون نقدینگیهایی که در این بازارها شکل گرفته، خود به خود وارد بازارهای دیگر میشود تا از آنها بتواند در فرصتی که بهوجود آمده، استفاده کند. بنابراین کنترل بازار سهام فقط با ورود در انتظارات مردم شکل نمیگیرد؛ ضمن اینکه نیازمند مقرراتگذاری دقیق است. همزمان باید در بازارهای دیگر مثل بازار داراییها نظیر سکه و زمین و ارز و مستغلات از طریق نظام مالیاتی کنترلهایی برای ورود سفتهبازی در این بازارها برقرارکرد. همچنین از تولید حتما باید حمایت شود تا منابع وارد این بخشها شوند. در این صورت هم اشتغالزایی صورت میگیرد، هم بخش تولید موجب افزایش بخش عرضه شده و مانع از بروز تورم میشود. درحالیکه این بازار رها که
فقط از قاعدهمندیهای سوداگری تبعیت میکند، خودبهخود فقط به توسعه بازارهای سفتهبازی و سوداگری کمک میکند. امری که اقتصاد را وارد چرخه معیوبی که سه دهه است بعد از جنگ تاکنون به وجود آمده، کرده است و موجب افزایش قیمتها، رکود و افزایش قیمت ارز و داراییها و بعد دوباره افزایش قیمت سایر کالاها و افزایش هزینههای زندگی مردم میشود. از این جهت این چرخه باید یکجایی متوقف و به سمت تولید هدایت شود؛ ضمن اینکه باید از ورود نظام بانکی به سفتهبازی در بازارهای سکه و ارز و مسکن و مستغلات جلوگیری شود و منابع بانکها به کارکردهای اصلی خودشان بازگردند و بازگردانده شوند که تجهیز منابع خرد مردم و هدایت آنها به سمت تولید است. اگر این اتفاقات نیفتد چرخهای که دولت آن را متورم کرده به افزایش شدید تورم منجر میشود و این تورم خودش منشا بسیاری از مشکلات بعدی خواهد بود. یعنی بهطور قطع و یقین افزایش قیمت سهام که هیچ نسبتی با تولید ندارد، خودش موجب افزایش نقدینگی در دست اتفاقا بنگاههای حقوقی یا اشخاص حقوقی میشود و آنها هستند که اصلیترین بازیگران عرصه سفتهبازی هستند. درحقیقت برای کنترل یا هدایت درست اقتصاد باید اقداماتی
بهطور همزمان صورت بگیرد که شامل اصلاحات نظام بانکی و اصلاحات در نظام مالیاتی است.