یکی از وظایف دولتها پاسخگویی به نیازها و مشکلات مردم است. برخی از این مشکلات از جنس آسیبهای اجتماعی و جرائم هستند. موضوعی که پاسخگویی مناسب و بهموقع و تخصصی و در دسترس بودن خدمات مرتبط برای افراد در معرض آسیب و آسیبدیده اجتماعی میتواند یک فرصت برای کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی و بازتوانی آسیبدیدگان اجتماعی باشد. یکی از برنامههایی که از سال 1378 یعنی 22 سال قبل در ایران تاسیس شد، اورژانس اجتماعی بود که هرچه جلوتر میرویم بیشتر به اهمیت تاسیس آن پی میبریم. اولین مرکز هشتم شهریورماه سال1378 در یزد افتتاح شد و بعد در همان سال در هفت استان دیگر هم تاسیس شد که درحال حاضر بیش از 350 شهر اورژانس اجتماعی (با شدت و ضعفهایی) فعالیت دارند. مراکزی که در نتیجه تلاش و صبوری مدیران و همکاران اورژانس اجتماعی از جمله مددکاران اجتماعی، روانشناسان و... همکاریهای بینبخشی به این نقطه رسیده که وظیفه خودم میدانم از همه آنها سپاسگزاری کنم و خدا قوت بگویم. تاسیس اورژانس اجتماعی فرصتی بوده و هست تا مداخلات اجتماعی، جایگزین مداخلات قضائی و انتظامی شود و پلی باشد بین خانه و کلانتری. ضمن اینکه این برنامه میتواند برای
قضازدایی و کاهش پروندههای قضائی نیز تاثیرگذار باشد. موضوعی که حجم بالای آنها (پروندهها) بارها مورد انتقاد مسئولان قضائی و کارشناسان هم قرار گرفته است. به نظر میرسد علاوهبر آییننامه اورژانس اجتماعی مصوب سال 1392 در هیات دولت، قانون اطفال و نوجوانان ابلاغی سال 1399 فرصت بزرگی برای نهادینه و فراگیرشدن این برنامه باشد. البته تحقق آن مستلزم ایجاد سازوکار و ساختار مناسب و جذب نیروی انسانی و تامین امنیت شغلی کارشناسان و تامین منابع مالی است. اورژانس اجتماعی با چهار فعالیت (مرکز مادر اورژانس اجتماعی:مداخله در بحران، پایگاه خدمات اجتماعی، خط تلفن123(یک،دو، سه) و خدمات سیار اورژانس اجتماعی)، فرصتی مناسب برای تسهیل دسترسی افراد در معرض آسیب و آسیبدیده اجتماعی به خدمات است. شبانهروزی و رایگان بودن خدمات اورژانس اجتماعی از جمله ویژگیهای دیگر این برنامه است. معتقدم، بودم و هستم که برای هر مشکلی مردم نباید به دادگاه و پاسگاه مراجعه کنند. مراجعه مردم به این نهادها باید آخرین راهکار باشد. اورژانس اجتماعی را یک فرصت ارزشمند برای بازتوانی اجتماعی افراد در معرض آسیب و آسیبدیده اجتماعی قلمداد کنیم و باید بپذیریم که
با فراگیرشدن این برنامه و تسهیل دسترسی افراد مرتبط به این مراکز از قبیل خشونتدیدگان خانگی، افرادی که اقدام به خودکشی کردند، یا برای کاهش طلاق نیاز به مداخله دارند، افراد فراری، زنان آسیبدیده اجتماعی و... کاهش هزینههای ناشی از طی شدن فرآیند انتظامی و قضائی و احتمالا زندان و... را هم خواهیم داشت. ضمن اینکه به عنوان یک مددکار اجتماعی معتقدم بازتوانی اجتماعی از طریق مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی به مراتب بسیار بهتر از زندانها خواهد بود. هم مردم و هم خانوادهها نسبت به افرادی که سابقه زندان دارند، (به دلیل برچسب اجتماعیای که میخورند) پذیرش اجتماعی سختتری دارند تا اورژانس اجتماعی.