کشورهاي حوزه خليجفارس بهرغم درآمدهاي بالا و هنگفت، جايگاه پاييني را در حوزه منابع دارند. گرچه گاز و نفت دارند ولي بيشتر سرزمينهاي آنها کويري است. اين در حالي است که ما با منابع سرشار ميتوانيم بر ارزش افزوده آنها کار کنيم و در همين کشورها با توجه به بعد کوتاه مسافت سرمايهگذاري کنيم. گفتني است برخلاف منابع و خاک غني ما تدبير خوبي براي سرمايهگذاري در کشورهاي همسايه همچون پاکستان، ترکمنستان و افغانستان، نداشتيم. لازم به ذکر است ما به دنبال دادن قرصهاي مسکني هستيم که براي مدت کوتاهي آرامبخش خواهد بود ولي در ميانمدت و بلندمدت جدا از آنکه دستاوردي براي اقتصاد نخواهد داشت، فرصتهاي بهتري را هم ميگيرد. کشور نيازمند منابع و ارز است که اين مهم بدون صادرات شکل نخواهد گرفت. آنهم کشوري مثل ايران که امروزه دور آن خط قرمزي کشيده شده است که اين امر به مثابه تعطيل شدن کشور نيست ميتوان آن را بهعنوان فرصت طلايي دانست. به عقيده من اگر در همين شرايط فعلي هم تفکرات مسئولان به روزتر شود و تصميمهاي مناسبي بگيريم که نسبت به توليد، توليدکنندگان و صادرکنندگان رفتارهاي بهتري داشته باشيم و آنها امور اين حوزه را به دست گيرند، به شما قول ميدهم خيلي از گرههاي کور چندسال اخير را ميتوان باز کرد. البته اين مستلزم آن است که دولت نظارت کند و کار را به توانمندان حوزههاي مختلف بسپارد. شايان ذکر است بدترين دوران کشور ما زماني بود که در طول هشت سال دفاع مقدس ابرقدرتها (بلوکشرق و کشورهاي ديگر) تجهيزات نظامي به کشور عراق ميفروختند. به راستي نگاه ما به جنگ تحميلي چه بود؟ نکته مهم آن است که در همين دوران از تجربه بسياري از بازاريها براي بهبود شرايط بهره گرفتيم. به عبارتي دقيقتر خيلي از همين عزيزان در قالب واردکننده به کشورهاي ديگر رفتند و اقدام به تجهيز، تدارکات و پشتيباني جبههها کردند. چرا اکنون ما چنين موقعيت ارزشمندي را با شرايط خاص امروز کشور از دست ميدهيم، مگر بازاريها، توليدکنندگان و تجار در هشت سال دفاع مقدس عملکر بدي داشتند؟! در جبههها سربازان جان بر کفي را ميديديم که در خط مقدم بودند، از آن مهمتر تدارکات و پشتيباني بود که ثمرات بسيار خوبي براي کشور ما به دنبال داشت. اينها به عهده اشخاص توانمندي بود که اهل تجارت بودند و آداب و رسوم آن را ميدانستند. اين در حالي است که پس از سال 68 رفتهرفته ارزش پول ملي ما شيب نزولي گرفت. لازم به ذکر است اگر همين الان باور مسئولان بر آن باشد که ما به جاي تکيه دادن بر واردات، به صادرات و توليد متکي باشيم، راه دو دهه را ميتوان پنج ساله طي کرد. بنابراين انتظار ميرود متوليان برنامهريزي، سياستگذاريهاي اقتصادي و حمايت از توليدکنندگان و صادرکنندگان نسبت به مسائل فوق تفکر و برنامهريزي عميقتري داشته باشند تا به اين خودباوري برسيم که به نيروهاي داخلي خودمان تکيه کنيم.