برخي معتقدند که سوءمديريت، اتهامي است که در ايران اکثر دولتها را پاي ميز محاکمه کشانده است. با اين اوصاف، نميتوان دولت اصلاحات را با دورههاي ديگر مقايسه کرد. کشور تاکنون دورههايي را با عدم ثبات پشتسر گذاشته است. دورههاي مختلف هم موفقيتهايي داشتند و هم نواقصي. اگر از منظر کارآمدي نگاه کنيم، دوره اول هم جنگ و هم تجربه محدود وجود داشته است اما امروز که نگاه ميکنيم، مديران دوره جنگ هم از نظر اقتصادي و معاش مردم و حتي در ساختوساز موفق عمل کردهاند. در دوره سازندگي، شرايط کارخانهها و کشور متوقف بود و در اين دوره، ساختوسازهايي عظيم شکل گرفت. آيتا... هاشمي در تعديل اقتصادي با مشکل مواجه شد و کشور در پايان دوره سازندگي به تلاطم افتاد و رشد کشور دچار فراز و فرودهايي شد تا اينکه دولت اصلاحات روي کار آمد. رئيس دولت اصلاحات با اينکه شعار دولتش، توسعه سياسي و جامعه مدني بود اما به دليل سياستي که به عنوان تنشزدايي مطرح کرد، شاهد اتفاقات مثبت، سرمايهگذاريهاي خارجي و توسعه راهها بوديم. شاخصهاي آن دوران نشان ميدهد که شاخص سود بانکي، رشد پول، ناخالص داخلي و... مثبت بوده است. هنوز هم نمودارها نشان ميدهند که دوره اصلاحات، دوره مثبتي بوده است. گرچه نقدهايي هم به آن دوران وارد است اما هنگامي که از کارآمدي صحبت ميکنيم، علاوه بر اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و... را هم بايد در نظر بگيريم. به دولت احمدينژاد ميرسيم؛ دورهاي که نفت در آن به بشکهاي 140 دلار رسيد و هم منابع ارزي به ارث رسيده از دوره اصلاحات، توانست کشور را داراي محلي به نام صندوق ذخيره ارزي کند. دولت اصلاحات، تنها دورهاي بود که نه تنها براي دولت بعد از خودش بدهياي به جا نگذاشته بود بلکه حدود 40 ميليارد هم موجودي باقي گذاشته است که به تعبير صفاريفر، 20 ميليون دلار آن کش بوده. است. يک همچنين دولتي، دولتش را به دولت بعدي تحويل ميدهد...
ادامه در صفحه 11