آرمان ملي - عليرضا پورحسين: وزير امور خارجه آمريکا با اشاره به بخشي از سخنرانياش در شوراي امنيت و پيش از اقدام براي فعال کردن مکانيسم ماشه بيان کرد که تحريمهاي سازمان ملل که قصد داريم دوباره عليه ايران اعمال کنيم، علاوه بر تداوم تحريم تسليحاتي موجب پاسخگو کردن ايران براي ديگر اشکال عملکرد بدخواهانهاش ميشوند که بانيان توافق هستهاي بهگونهاي نامعقول آن را کماهميت جلوه دادند. دولت آمريکا که پيشنويس قطعنامه پيشنهادياش براي تمديد تحريم تسليحاتي ايران در پي عدم برخورداري از حمايت حداکثري در شوراي امنيت سازمان ملل رد شد، اکنون به دنبال اعمال دوباره تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران است. آمريکا بهرغم خروج از توافق هستهاي با مطرح کردن اين ادعا که قطعنامه 2231 هنوز اين کشور را عضوي از توافق هستهاي معرفي ميکند، خود را براي استفاده از مکانيسم بازگرداني تحريمها که تنها براي اعضاي توافق هستهاي محفوظ است بر حق ميداند اما آنچه در اين ميان حائز اهميت است اين است که مسئولان ايالاتمتحده از چند هفته قبل به صورت نوبتي اقدام به در پيش گرفتن سياستي کردهاند که به نحوي آينده ابهامآميز آنها را ميتوان در اين گفتارها نيز بهخوبي مشاهده کرد. يک روز صحبت از توافق با ايران در کوتاهترين زمان ممکن ميکنند و در روز ديگر سياست تهديد را در پيش ميگيرند. در راستاي بررسي چرايي و ريشههاي اين سياستها «آرمان ملي» گفتوگويي با اميرعلي ابوالفتح، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
ريشه صحبتهاي متناقض و هويج و چماقي پمپئو و ترامپ را در روزهاي اخير در قبال ايران چه ميدانيد؟
اين اقدامات دولت ترامپ طبيعي است و صرفا مختص ايران نيست. زماني که از توافق با ايران حرف ميزند به دنبال اين است که بگويد ميتواند دستاوردهايي داشته باشد. از زماني که از برجام خارج شد نيز به دنبال همين امر بوده است و اساسا با چنين سياستي آن توافق را برهم زد. تمام اطمينان ترامپ اين بود که ايران سريعا به پاي ميز مذاکره ميآيد و خيال ميکرد ميتواند يک دستاورد موفق از خود در عرصه سياست خارجي ارائه دهد اما تمامي پيشبينيهاي او شکست خورد و ايران به مذاکره با دولت ترامپ تن نداد. بنابراين زماني که از توافق با ايران حرف ميزند به دنبال کسب راي است و نشان دهد که سياست خارجي تحت کنترل او است. وعدههايي که نامزدهاي انتخاباتي ميدهند، تحقق آنها برايشان کمتر اهميت دارد زيرا در فصل انتخابات قرار دارند و صرفا پيروزي براي آنها اهميت دارد. در کمپين جمهوريخواهان اينکه ترامپ بتواند در عرصه سياست خارجي موفقيت کسب کند از اهميت زيادي برخوردار است. حرفهاي ترامپ در خصوص ايران يک مقوله است و سياستهاي نظام تصميمساز آمريکا تصميم متفاوتي ميگيرد. اين امر صرفا در خصوص ايران نيست. بنابراين نميتوان صحبتهاي ترامپ در خصوص توافق را به واقعيت نزديک دانست.
نزديک شدن ايالاتمتحده به کشورهاي منطقه که روز گذشته در سفر به سودان ادامه يافت، در ادامه تشديد فشار منطقهاي بر ايران قابل تصور است؟
برايان هوک و پمپئو همواره از اين سفرها به کشورهاي منطقه از يک دستاورد مهم ياد ميکنند و برداشت آنها اين است که ميتوانند با اين اقدامات حلقه محاصره را بر ايران تنگتر کنند. آنها بر اين باور هستند که با اين سفرها و توافقات ضمني ميتوانند دست ايران را از منطقه قطع کنند. اين تصورات را بارها نيز بر زبان آوردهاند. هيچ يک از قراردادهايي که ميان رژيم صهيونيستي يا آمريکا با کشورهاي منطقه امضا شده است منجر به آرام شدن منطقه نشده و برعکس وضعيت را در خاورميانه متشنجتر کرده است. توافق با امارات و سودان نيز در همان راستا است و نتيجهاي نخواهد داشت. مشکلات منطقه به مراتب پيچيدهتر از آن است که رژيمصهيونيستي و آمريکا با توافق با کشورهاي عربي بتوانند آنها را حل کنند. اين حرفها به واسطه جنگ رواني مرتبا تکرار ميشود اما شاهد هستيم در چند دهه اخير در عمل هيچ نتيجهاي اين توافقات نداشتهاند. بعيد به نظر ميرسد تداوم اين توافقات بتواند فشاري بر ايران وارد کند و اين نيز صرفا يک جنگ رواني جديد است.
آيا با روي کار آمدن جو بايدن اين قبيل سياستهاي دولت آمريکا تغيير خواهد کرد؟
قطعا با روي کار آمدن بايدن شاهد تغييراتي در سياستهاي آمريکا خواهيم بود. قطعا در روابط رژيمصهيونيستي و ايالاتمتحده تغييراتي ايجاد نخواهد شد. در اصل روابط ايران و آمريکا نيز تغييري ايجاد نخواهد شد اما در راه رسيدن و در نحوه برخورد احتمال تغييرات زياد است. از سوي ديگر دولت ترامپ بر اين باور نيست که بايد دو کشور در سرزمينهاي اشغالي تشکيل شود اما دموکراتها متفاوت ميانديشند و بر اين باور هستند که بايد دو کشور مجزا به نامهاي فلسطين و اسرائيل تشکيل شود. در همين راستا در دوران اوباما شاهد بوديم که يک مرتبه حتي رژيمصهيونيستي به واسطه وتو نکردن نماينده آمريکا در سازمان ملل محکوم شد که بيسابقه بود. بر همين اساس مشکل و خصومت ايران و آمريکا با روي کار آمدن بايدن حل نخواهد شد اما تنشها مديريت خواهد شد. در دوره دوم اوباما هيچگاه ايران و آمريکا به سمت تنشزدايي حرکت نکردند اما تنشها به خوبي مديريت شد. در نگاهي خوشبينانه با پيروزي بايدن در انتخابات رياستجمهوري ايالاتمتحده روابط ايران و آمريکا به زمان دوره دوم اوباما خواهد برگشت. من بر اين باور هستم موقعيت ايران، آمريکا، منطقه و جهان نسبت به سال 2015 تغيير کرده است و بعيد به نظر ميرسد همان اتفاقات سال 2015 بار ديگر تکرار شود.